حس میکنم واژنم هرچی استخون داره شکسته😂😂
لامصب یه جوری درد میگیره یهو
ک نمیدونم میگیره ول میکنه از درد زایمانههههههه
یا عادیه مال بارداریه😂
بخدا دارم دیوونه میشممم
درد دارم
ولی درد زایمان نیست😭😂😂
چرا اخه برای چیییی منطقی نیستتت
هم درد دارم میکشم
هم برای زایمان نیست ک بزام😂😕
دیگ دارم نمیتونم😂😭🥹
چیکار کنگ زمان زود بگذره؟
شبا ک نمیتونم بخابم همش تو دستشویی ام🥹😂
روزا هم که گرمه خوابم نمیبره یا همش سر یخچالم😂😂😂😂
میترسم اصللا یخچال بعد زایمان یسوزه
خدا سر شاهده میرم سر یخچال درش و باز میکنم گشنگیم برطرف میشه😂🤣🤣🤣
کلا دارم حس میکنم جدا از افسردگی بارداری
مشکل روانی بارداری هم پیدا کردم🤣🤣
وای از الزایمرم ک گرفتم نگم🤣🤣اسنپ گرفته بودم بیام خونه مامانم نشستم پا تلویزیون دیدم گوشیم ناشناس زنگ میخوره گذاشتم بی صدا بعد مامانمم زنگ زد گفت دختر کجایی نیومدی پس گفتی اسنپ گرفتم 🤣🤣🤣
یهو نگا کردم دیدم لباس پوشیدم اون بد بختم کلی پیام داده ک خانم من دم در منتظرم چرا نمیاینن🤣🤣🤦‍♀️🤦‍♀️
یعنی بعد بارداری به روال قبل بر میگردم؟ 🤣😕

۵ پاسخ

چقدر آلزایمرو خوب اومدی🤣🤣🤣
منم به حدی گیییج شدم که نگو😐🫠

کا که آلزایمر رو نداشتیم ولی بقیه رو داشتم بعد زایمان یعنی همون لحظه که بچه دنیا اومد همش خوب شد ولی من بچم بستری شد دوروز بعدش منم رفتم بیمارستان موندم الان همه بدنم درد میکنه چون نتونستم استراحت کنم ولی اون دوروز که خونه بودم هیچ جام درد نمیکرد الان شونه درد وکمر درد شدید دارم که میخام بشینم غذا بخورم دلم میخاد گریه کنم استراحت بعد زایمان خیلی مهمه

همه علائمت رو به جز آلزایمر دارم🥲😂🤦‍♀️

عزیزم ایشالله میزایی راحت میشی
منم همینجوری شدم آلزایمر گرفتم

بدتر از من شبا ی جور رون پام و سیاتیک میگیره وای نگم برات

سوال های مرتبط

مامان علی‌اکبرآیناز🌸 مامان علی‌اکبرآیناز🌸 ۶ ماهگی
پارت پنجم........
آقا
جونم براتون بگه حس فشار از جلو وپشت داشتم
قشنگ یادمه سر سومین زور
با اینکه دکتر گفت ۳ سانتی با زور سوم یهو یه چی از بدنم پرت شد بیرون
جیغ میزدم دکتر یه چی ازم دراومد
چون پرده هارو کشیده بودم کسی نمیومد ببینه فکر میکردن دروغ میگم تا اینکه
صدای بچه اومد سمت چپم مامای بغلی پرده رو زد کنار وفریاد زد بچه اش ب دنیا اومد .
وهرچی دکتر وپرستار بود ریختن کنار تختم همه میخندیدن وتبریک میگفتن ک یهو رو همون تخت زایمان کردم
مامای خودم اومد وصداشو انداخت پس کله اش ک چرا فشار داری منو صدا نمیزنی 😑😶
درصورتی ک من هربار صدازدم خلاصه ک من رو همون تخت با ۴ یا ۳ سانت زایمان کردم .
ماما میگفت نگا کنید مریض من زایمان فیزیولوژیک کرده🥲
ناگفته نماند ک از ۱۱ونیم تا ۱۰ونیم شب من گریه میکردم نمیدونم اونهمه اشک از کجا اومده بود 😅😅
بعد به دنیا اومدن بچه جفت موند ونیم ساعت هم سرم فشار رفت تو جونم بازم درد کشیدم ک باید جفت در بیاد .
روی همون تخت هم بخیه هامو زدن وساعت ۱۱ونیم رفتیم ریکاوری وهمچنان درد واشک ادامه داره🤣🤣🤣🤣
دیگه ب حدی روحیه ام خراب بود ک اشک هام تا ساعت ۳ ادامه داشت
من حتی رفتم ریکاوری نمیتونستم بچه رو شیر بدم .
تا ساعت ۳گریه کردم واین داستان زایمان من با اینهمه درد واشک به پایان رسید
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣