خانمای مشهدی تجربه زایمانمو بگم براتون
پارت اول
سلام خانما من پریشب زایمان کردم میخوام تجربه زایمانمو بهتون بگم..
من 18 خرداد صبح ساعت 7ونبم یکم لباس زیرم خیس شد ولی خابم میومد بلند نشدم تا ساعت ده خابیدم بعد بلند شدم دیدم زیاد شد رفتم تو حموم ی زور زدم دیدم ن کلی اب اومد فهمیدم کیسه ابم پاره شده البته ناگفته نمونه من از 32 هفته کلاس ورزش و یوگا بارداری رفتم ی هفته قبل زایمانمم هرشب یدونه گل مغربی دکترم داده بود میزاشتم بعد دیدم کیسه ابه دیگ ساکمو اماده کردم رفتیم زایشگاه اونجا ساعت 1 منو بستری کردن معاینه هم کردن ی سانت بودم هیچ دردی هم نداشتم بعد بهم یک چارم قرص زیر زبونی دادن یکم در حد خیلی کم درد داشتم عین پریودی تا ساعت 5 دوباره بهم ی چهارم قرص دیگ دادن دیگ تا 6 دردام شرو شد هر 5 دیقه 2 دیقه درد داشتم ک اون دو دیقه رو رفتم حمام زایشگاه اب گرم زیر دلم و کمرم میگرفتم ارومتر و قابل تحمل میشد بعد اومدن معاینم کردن گفتن 4 سانتی و دهانه رحمتم خوب نرمه گفتن اگ هروقت نتونستی تحمل کنی بگو بی دردی رو برات بزنن منم گفتم تا 4 سانت تحمل میکنم بعد میزنم دیگ ب 4 رسیدم اومدن متخصصای بیهوشی برام زدن یکم واقعا سریع تاثیر گذاشت و انقباضامو اخساس نکردم دیگ فقط تو دستگا نشون میداد ک انقباضای منظمی دارم و میگفتن خوبه دیگ زنگ زدن مامای همراهمم اومد دیگ اون بنده خدا هم کلی کمکم کرد تو انقباضام حرکتایی میگفت برم ک بچه سرش بیاد پایین و واقعا تاثیر داشت مامای همرام ساعت 9ونیم شب اومد من 4 سانت بودم دیگ کلی خرکت بهم گف منم میرفتم چون درد انچنانی حس نمیکردم

۵ پاسخ

عزیزمم هزینه بی حسی چقدر بود و اسم دقیقش چیه که ما ب بیمارستان بگیم برامون بزنن

خداروشکر به سلامتی زایمان کردی عزیزم.زود نرفتین بیمارستان؟یا به موقع بود

بی حسی توی سِرُم زدی یا اپیدورال بود؟

امپول بی دردی که میگی هزینش جداست و تو پرداختش کردی یا خودشون واسه همه میزنن؟

عزیزم کدوم بیمارستان رفتی؟.
ماما همراهت کی بود؟؟

سوال های مرتبط

مامان مامان هدیه خدا مامان مامان هدیه خدا ۱ ماهگی
پارت ۲
دیگ رسیدیم بیمارستان معاینم کرد گفت یک فینگری ولی چون کیسه آبت پاره شده مجبوریم بستریت کنیم
دیگ بستریم کردن ساعتای هشت اینا من همینطور منتظر تا ببینم چی میشه دردم داشتم ولی فقط کمرم تیر میکشید و آب میریخت ازم همش
دبگ ساعتای ۱۱ دکترم گفت فرص فشار بهم بدن زیر زبونی برام گذاشتن یکذره دردم زیاد تر شد ولی کلا قابل تحمل بود
دوباره کم میشد انقباضم ک کلا بک ذره داشتم آن اس تی میگرفتن همش ازم چیزی نشون نمیداد
دبگ ساعتای سه چهار بود دوباره یکم دیگ زیر زبونی قرص بهم دادن یک ذره دردام بیشتر شد ولی بارم قابل تحمل بود صبح معاینم کردن ۲ نیم سانت سه بودم منم خوشحال ک بلاخره داره جواب میده بدنم زودتر بگذره اصلا نمیگذشت اخه اونجا
دیگ صبح شد بهم سرم زدن دوباره تو سرمه ام فک کنم یکم آمپول فشار تزریق کردن دردام زیاد شد یکم از درد پریودی زیاد تر معاینم کردن سه نیم چهار سانت بودم گفت ورزش کن
دیگ هم ورزش مبکردم هم درد میکشیدم از اونورم آب ازم میریخت بچم تو خشکی بود
دیگ مامانم اومد تو زایشگاه گفت با ماما همراهت حرف زدم با دکترت حرف زده گفتن یک میبریمت برای سزارین ساعتم ۹ صبح بود
دیگ چشم انتظار بودم تا بگذره اپیدورال هم زدن بهم کلا سر شده بود بدنم خیلی سخت گذشت دیگ دکترم زنگ زد به زایشگاه ک ساعت دوازده میبریمش برای سزارین
دیگ خداروشکر ساعت ۱۲ شد ب
مامان کوهیار کوچولو مامان کوهیار کوچولو ۳ ماهگی
پارت دو زایمان طبیعی

سونو رو انجام دادم و گفت حرکات بچه کاهش پیدا کرده برو بیمارستان بستری میشی و دور سر بچه هم به 10 رسیده بود
رفتم زایشگاه معاینه کرد و لباس بهم داد و گفت بستری میشی و معاینه هم کرد و گفت همون 2 سانتی
لباس پوشیدم و رفتم تو اتاق زایمان اونجا گفتن تو 4 مرحله قرص زیر زبونی میدن تا درد بگیره خلاصه من ساعت 4 و نیم عصر بود که رفته بودم و نوار قلب وصل کردن و هر 4 ساعت بهم قرص دادن و من هیچ دردی نداشتم 4 تا رو کردن 6 تا و 6 بار بهم قرص دادن ولی بازم درد نداشتم ساعتای 11 روز بعد بود ک دکتر اومد برام سوند گذاشت که وحشتناک درد داشت یه درد و تحمل کردم تا سوند افتاد ماما اومد معاینه کرد هنوز 2 و نیم سانت بودم و درد کم. داشتم التماس میکردم ک من و ببرن سز چون من. اصلا دردم نمی گرفت ولی گوش نمیدادن
خلاصه پاشدم دوس آب گرم و ورزش رو توپ و انجام دادم و هی میومدن معاینه میکردن ولی من پیشرفت نداشتم تا ساعتای 4 ک شیفت ها عوض شد و یه ماما اومد معاینه کرد یه معاینه وحشتناک و گفت حالا 3 رو به 4 سانتی
من درد داشتم و میوفتم لااقل زنگ بزنید ماما همراهم اونا هم با بداخلاقی میگفتن ما خودمون میدونیم کی بگیم انقد التماس ک آخر ساعتای 5 ماما اومد و من همچنان 4 بودم
ماما همراه ک اومد حالم بهتر بود ترسم کم شد شروع کرد ورزش دادن و ماساژ و رایحه درمانی من درد زایمانی نداشتم هنوز دیگه اومدن آمپول فشار زدن دردم می‌گرفت ولی نه زیاد........
مامان نیلا مامان نیلا ۱۱ ماهگی
مامان سپهر مامان سپهر ۴ ماهگی
مامان آرسام مامان آرسام ۱۳ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی😄
13 ام رفتم بهداشت و گفتم 40 هفته میشم امروز فردا تاریخ زایمانمه گفت میخوای برو زایشگاه رفتم اونجا معاینه کردن گفتن 3 سانتی بستری شدم ساعت 3 رفتم بخش زایمان با آمپول فشار دردام کم کم شروع شد معاینه کردن ک ی سانت بودم بخش ماما اشتباه کرده بودن تا ساعت 8 هیچ پیشرفتی نکردم همون ی سانت بود برام سوند گذاشتن ک دردام شدید شد ن خوابیدم فقط هی کمرمو فشار میدادم و گریه میکردم نفس های عمیق می‌کشیدم ساعت 7 صبح برداشتن معاینه کردن گفت 3.4 سانتی بعد برای اسپاینال گفتم گفتن الان ماما شیفت میاد معاینه میکنه اگ اوکی بودی برات میزنه ساعت نزدیکای 8 تقریباً اومد معاینه کرد 5 سانت بودم ک کیسه آبمو پاره کرد دیگ دردم غیر قابل تحمل بود همش حس فشار و کمر درد داشتم فقط محکم جیغ میزدم نمی‌تونستم تکون بخورم تا ول بده دردم متخصص اومد آمپول زد دیگ بی حس شدم دراز کشیدم برای ان اس تی و نیم ساعتی خواب رفتم یهو حس کردم مدفوع دارم ب خانمه گفتم نمیشه برم دستشویی گفت بزار معاینت کنم شاید سر بچست ک اره اومده بود پایین دیگ زور خودم زور زدم تا بیشتر بیاد بعد همه اومدن ن زور زدن هارو حس کردم ن موقع کشیدن ن برش و بخیه اینا هیچی نفهمیدم راحت بود اخراش ساعت 9:20 دقیقه هم پسرم به دنیا اومد با وزن 3500 🩵🤱
مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم
مامان پسرم مامان پسرم ۱ ماهگی
مامان جواد و اسرا مامان جواد و اسرا ۱۱ ماهگی
پارت دوم
بهم لباس بستری دادن همراهم صدا زدن لباسام بهشون دادم
سنوم چک کردن گفتن ک وزن بچت کمه 2کیلو 750 گرم سنو 37 هفته داده بودم خب خلاصه منو بردن داخل زایشگاه ساعت 8 بهم سرم زدن تقویتی با ان سی تی گذاشتن تا ساعت 10 شب بعد ساعت 10 امپول فشار شروع کردن ولی خیلیییی یواش یواش میرف من ساعت 12 شب تقریبا دردام شروع شد در حد کم پریودی بود 1نیم شب سرم قطع کردن گفتن استراحت کن صبح ساعت 6 امپول فشار دوباره وصل کردن نیم ساعت بعد معاینه کردن 2 سانت بودم نیم ساعت بعد ک ب 3 سانت رسیدم کیسه ابم را پاره کردن و دردام شروع شد امپول فشار بیشتر کردن ساعت 7نیم صبح ب 5 سانت رسیدم دردام قابل تحمل بود ساعت 9نیم دردام زیاد شد بدجور وحشتناک فق راه نجات میخاستم پرستارا خیلییییی کمک میکردن بهم پمپ گاز دادن ک یکم بی حس بشم ولی فایده نداشت خیلییی معاینه تحریکی میکردن خیلییی کمک می‌کرد پرستارا واقعا خوب بودن کمک میکردن بعد بهم امپول تو پام زدن ک روند زایمان زود پیش ببره
مامان نورا کوچولو🧿 مامان نورا کوچولو🧿 ۱۰ ماهگی
مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۵ ماهگی
میخواستم برگردیم خونه صبح بیایم اما چون راه طولانی بود نداشتن گفتن امکان داره کیسه آب پاره بشه و خطرناکه دیگ‌ تو بخش زنان بستری شدم دیگ ۶ صبح دردام تایمش کمتر شد یعنی هر دو دقیقه می‌گرفت دیگ‌ رفتم گفتن سه سانتی و بستری شدم لباسامو عوض کردم و رفتم اتاق زایشگاه سرم‌ زدن و آمپول که نمی‌دونم چی بود دردام هنوز همینطوری بود ولی واقعا نمی‌تونستم تحمل کنم و‌همش گریه میکردم ماما هم تا چهار سانت نمی‌شدم نمیومد ولی این سه سانت گیر کرد و تا ۱ بعدظهر طول کشید تو این تایم‌‌ کسی نبود و کسی هم پیشم نمیومد میگف وایستا تا چهار بشی و من مثل بچه ها رو تخت نشسته بودم و فقط گریه میکردم 🫠💔 بعد دوباره اومدن معاینه دیدن شدم چهار سانت و تو معاینه کیسه آب پاره شد و سلام بر دردی که مرگ بود فقط جیغ میزدم دیگ‌ زنگ زدن ماما اومد اینم بگم بچه ها من کلا از ۶ صبح ک‌ بستری شدم خونریزی داشتم همش همش تشک‌ زیرمو عوض میکردن بعد با پاهای خونی گریه زاری ماما منو برد زیر دوش آب گرم بعدش کمرمو ماساژ داد و چهار تا گل مغربی سوراخ کرد ریخت زیر زبونم دوباره معاینه کردن شدم ۸ سانت
مامان جوجو🐣 مامان جوجو🐣 ۹ ماهگی
سلامممم ماماناااا بیایین از تجربه زایمانم براتون بگم🫠
دوشب بود سر درد و سرگیجه داشتم رو چشامم فشار بود شنبه ساعت 11 شب رفتم بیمارستان با درد پریودی خیلی کم و این ک چک بشم فشارم یکم بالا بود بعد گف موقت بستری میشی ب همسرم گفتن برو تشکیل پرونده بده بعدم منو فرستادن بالا معاینه شدم زنگ زدن ب دکترم گفتن از پریودی چهل هفته و سه روزی از تاریخت گذشته باید بستری شی و ختم بارداری در حالی ک با خساب دکترم 38 هفته و دوسه روز بودم...
تا یکشنبه تا ساعت نه و ده شب هنو ی سانت بودم با این ک از اول بهم قرص زیر زبونی میدادن با همون یه سانت دردام منظم بود اما قابل تحمل ک این انقباضات توی نوار قلبی ک میگرفتنم مشخص بود دیگ بعد اومدن یه سوند گذاشتن داخل واژن، مجاری ادراری نه هااا داخل خود واژن ک معاینه میکنن بقیشم آویزون بود بعد با سرنگ بزرگ توش چندتاااا آب مقطر ریختن و اون تو واژن باد کرد انگاری رحمو تحریک کردن تا باز بشه دیگ تا ساعتای چهار و نیم اینا همرام بود بعد اومد معاینه کرد و یهو کشیدش بیرون گف نگا سه چهار سانت باز شدی خیلی خوبه دیگ بعد شروع کرد ب زدن امپول فشار ک دردام خیلییی بیشتر شد اصلا دردام اروم نمیشد فقط ی جاهایی خیلی بیشتر میشد و زمانش هم نزدیک ب هم بود خلاصه تا صب ساعت هفت ده سانت باز شدم البته بگم ک پنج سانت ک بودم اومد معاینه کرد بعد یهو با دستش کیسه ابمو پاره کرد
از ساعت هفت صبح تا ساعت هشت فقط زور زدم بچه نیومد بیرون همکاری نکرد چون افتاده بود تو خشکی بعد هم من خسته شدم هم بیحال بچمم ضربان قلب اش افت کرد و سری بردنمون اتاق عمل سزارین کردنم🙃