۱۰ پاسخ

با کسی نباید بره نه فقط مامان همسر

تجربه شد که دیگه تحت هیچ شرایطی با مامان همسرم‌نزا‌رم بره حموم
اشتباه منو نکنید

سر بچه رو نباید زیر دوش شست باید با یچیزی آب حجم پایین بریزی روی سرش وسریع دست بکشی روی صورتش
پسر بزرگم عاشق حمام بود یه روز خسته بودم به همسرم گفتم ببره حموم .بچه رو میگیره زیر دوش .بچه تامدتها ازحموم فراری بود

عزیزم نداز گردن بقیه دختر منم عاشقه حمام بود ولی تازگیا بدش میاد اگه میتونی استخر تووپ براش بخر ببرش حمام یا توپ اسباب بازی براش ببر ک بازی کند و یواش یواش بشورش

ومنیکه تاحالاحتی مادرخودم بچموحموم نبرده حتی ده روزگیش

پسر من تاحالا با باباش فقط رفته حموم..حتی با منم نمیاد..گفتم پسربچه از اول ب باباش عادت کنه بهتره چون خیلی وابسته اس اگه ازاول خودم میبردم دیگه با باباش نمیرفت.البته اینکه باباشم بیشتر دوسداره نمیتونم انکارکنم

یه بار توی سفر پریود بودم مادرشوهر پسر خواهر شوهرمو برد حموم بعد که اونو شست و داد بیرون گفت دخترمو هم بدم بشوره چون کثیف بود و خودم نمی تونستم ببرم فرستادمش ...پسر خواهرشوهرم کلا آرومه مشکلی هم با اینکه آب رو صورتش بریزن نداره اما دختر من نفسش میره از اول همین جوری بود
کلی گریه کرد و هق زد آخرم بی حال شد خوابید اون موقع زیاد پیگیر نشدم اما دفعه های بعدی که بردم نابود شدم انقدر بی قراری کرد
یه عروسک یا اسباب بازی ببر موهای اونو بشور ،بیشتر با قصد آب بازی ببرش ، وقتی می خوای دستشویی شو بشوری یکم آب رو بالا تر بگیر مثلا موهاش یا سرش خیس شه تا براش کم کم عادی شه زمان می بره

من همسرم چند دفعه نیکان و برد این اتفاق افتاد
خیلی باهم بازی میکنن و خوش میگذره
اما وقتی آخر حمام شوهرم شامپو میزنه به سر نیکان و آبکشی میکنه،نمیتونه طوری آب بریزه که رو صورتش نریزه
نیکان هم چون تو بینی و دهنش آب رفته بود یه مدت از حموم فراری شده بود
دوسه دفعه خودم بردم دوباره تا الان اوکی شده

منم با عمش فرستادم اون شد از اب ترسید حتی دسشویی میبردم جیغ میزد اب باز میکردم
۴ ماه کشید از سرش افتاد

انقدر قشنک میموند میشستم بعداون خدامیدونه چی شد نمیرفت از اب میترسید هزار بار ترسشو برداشتم


ترسشو بردارحتمن ترسیدع زوری کرده زیر اب کله بچه رو

کار درستی نبوده

سوال های مرتبط

مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
مامانا سلام
این پست رو برای کسایی میذارم که بچه شون از حموم می‌ترسه. پسر منم از حموم می‌ترسید و هربار از اول تا آخر گریه و جیغ و فریاد داشتیم. من دیدم اینطوری نمیشه و سعی کردم بفهمم از چی بدش میاد. اول فک کردم از تماس پاهاش با کف حموم چندشش میشه، براش دمپایی خریدم ولی بی فایده بود. بعد فک کردم از فشار زیاد آب می‌ترسه. وانش رو با فشار کم آب پر کردم ولی اینم نبود. خلاصه بعد از کلی تلاش فهمیدم مشکل بچه با دمای آبه. آبی که روش می‌ریختم و به نظر خودم اصلا داغ نبود از نظر این داغ محسوب میشد. آب رو ولرم کردم، جیغ و داد کمتر شد ولی هنوز حموم رو دوست نداشت.
چن تا کتاب حموم خریدم و یکی دوتا اسباب‌بازی کوچیک مخصوص حموم. یه سفینه کوکی که تو آب حرکت میکنه و یه اردک سوتی. یه بطری خالی میسلار هم که براش جالب بود بردم تو حموم. یه شعر حموم هم از یه کتاب دیگه پیدا کردم و حفظ کردم و موقع حموم کردن براش خوندم. الان اینطوری شده که هر روز حوله اش رو برمیداره، میره پشت در حموم و میگه اَموم :) وقتی هم میریم حموم باید به زور بیارمش بیرون