۱ پاسخ

الهی بگردم منم مثل شما شدم ۱۰هفتم بود فهمیدم مادر شدم چون عادت ماهانه میشدم خداروشکر میکنم بابت وجودش دقیقا یادم نمیاد قبل دخترم برای چی‌زندگی میکردم تموم دنیای من شد دلیل زندگیم مخصوصا از کسی بچم ک ۵سال جنگیدیم‌تا ل هم برسیم شکر بابت بودنش ان شاااااااااااااللله تمام زنان سرزمینم ک چشم‌انتظارن حس شیرین مادر شدن‌تجربه کنن

سوال های مرتبط

مامان نیلماه مامان نیلماه ۱ ماهگی
سلام خانم های عزیز دلم داره می ترکه از بغض خونه مادر شوهرم رفتم بعد اونجا خیلی بد بچه رو می گرفتن ،می نداختن هوا می خوابوندمش بیدارش می کردن ،با زبون خوش می گفتم فایده نداشت پدر شوهرم می نداختش هوا ،ب خواهر شوهرم می گفتم بهشون بگه بازم فایده نداشت همین ک بچه رو می خوابوندم بیدارش می کردن ،با هزار زحمت بچه رو خوابوندم یهو اومدم تو اتاق،دیدم خواهر شوهر کوچیکم مثل ی عروسک این بچه رو گرفته و داره سعی می کنه بزاره رو پاش و بچه بیدار شد همین ک این صحنه رو دیدم رد دادم بهشون گفتم این بچه گردن نگرفته شما مراعات نمی کنید یمی می ندازه هوا یکی بیدارش می کنه خلاصه دیگ از دستشون ب تتگ اومدم شوهرمم بهش می گفتم اول هی جعپه گرفت بعدش گفت خانواده من ک ادم خوار نیستن و فلان خلاصه کنم پدر شوهرم برگشت سلامش کردم گفتم سلام بابا گفت من بابای تو نیستم هیچی تو نیستم دیگ ب من نگو بابا منم گفتم چرا!؟چون گفتم دختر کوچیکت بچه منو درست بگیره خیلی غیر منطقی جوابم داد ک ن تو عروسمی ن پسرم پسرمه برو از این خونه شوهرم می گفت بمون چون تازه اشتی کرده بودیم از بعد زایمان کلا رابط خوبی باهم نداریم و خیلی تلاش کردن ک من و شوهرم طلاق بگیریم اما موفق نشدن ب لطف خدا منم زنگ زدم عموم و زن داداشم گفتم بیاین دنبالم مادرشوهرم گفت چیکار می کنی گفتم من ک بی کس و کار نیستم ک خلاصه الان خونه عموم هستم بچه مم اوردم الان بچه تو خواب مثل ی ادم بزرگ بغض و ناله می کنه انگار کسی خواب بد ببینه اخه اونا منو حرص دادن بچه هم نمی خوابید منم سر بچه داد زدم خانم ها من کار بدی کردم یعنی من خبلی حساسم یا شما هم همینطورین بچه م الان چرا تو خواب اینطوریه می ترسم من خیلی ادم مهربونیم اما اینا رو مخم بودن ببخشی زیاد شد