سوال های مرتبط

مامان آینده 

ivf مامان آینده ivf قصد بارداری
💔
برای تمام عزیزان درمسیر ای وی اف


قصه‌یِ این انتظارِ بی‌پایان...

دوباره شب شد. دوباره دست‌هایت می‌لرزد... نه از ترسِ آمپول، نه. از ترسِ اینکه نکند این‌بار هم نشود.
روی تخت دراز می‌کشی، شکم‌ات پُر از کبودی است؛ نشانه‌هایی از جنگی که هر شب با خودت می‌کنی تا «زندگی» بسازی. هر سوزن، یک تپشِ قلبِ آرزو شده است. هر قطره دارو، یک قمار بزرگ با تقدیر.
می‌دانم... می‌دانم وقتی سرنگ را توی دستت می‌گیری، چشم‌هایت را می‌بندی و در دلت خدا را قسم می‌دهی. می‌دانم چقدر سخت است که هر ماه، بین «امید» و «ناامیدی» معلق باشی. چقدر سخت است که به جای صدای خنده کودکی در خانه، صدای سکوتِ دیوارهایی را بشنوی که برای شنیدنِ آن «یک کلمه» بی‌تاب‌اند.
این روزها، تو تنها نیستی؛ اگرچه در تنهاییِ اتاق‌ات اشک می‌ریزی.
تو مادری هستی که حتی قبل از اینکه «مادر» شوی، برایِ این نوزادِ نیامده، هزاران بار جان داده‌ای. تو داری با تمام وجودت، با خون‌ات، با تن‌ات، راه را برایِ ورودِ یک فرشته هموار می‌کنی.
حتی اگر این‌بار هم نتیجه آن‌چیزی نبود که می‌خواستی، بدان که این گریه‌ها، این آمپول‌ها، این شب‌هایِ بی‌خوابی، همه‌اش «عبادتِ عشق» است. تو داری بزرگترین درسِ زندگی را مشق می‌کنی: «ایستادن، حتی وقتی دنیا می‌خواهد زمین‌گیرت کند.»
امشب وقتی به آن‌طرفِ پنجره خیره شدی، یادت باشد: خدا صدایِ ضربانِ قلبت را می‌شنود. او شاهدِ تمامِ آن سوزن‌هایی هست که به امیدِ لمسِ دست‌هایِ کوچکِ فرزندت، تحمل کرده‌ای.
شاید زمانش هنوز نرسیده، اما تو تا همین‌جا هم «قهرمان» بوده‌ای.

برایِ تمامِ دل‌هایِ منتظری که می‌دانند «انتظار»، سخت‌ترین نوعِ زیستن است...

الهی بزودی دامن همه چشم انتظارا سبز بشه 🙏🏻🤍