من زود بلند شدم و همش تلاش داشتم خودم و همسرم کارای بچه رو انجام بدم، بعد ۱۰، ۱۲ روز یهو افت شدید بدنی کردم. خیلی حالم بد بود و اصلا توان سرپا موندن نداشتم.
فهمیدم اصلا کارم درست نبوده و باید بذارم مادرها کمک کنن، بعدش کمک گرفتم.
بعد هم دیگه اومدم نزدیک مامانم و ازشون کمک میگیرم وقتایی که همسرم شلوغه و نیست.
اگر میتونید کمک بگیرید، چون ممکنه انقدر هم جسم و هم روانتون درگیر بشه که بچهداشتن جزو اتفاقات بد زندگیتون بشه، ولی اگر یکم به لحاظ روحی و روانی آسوده باشید همه چیز قشنگ تر میشه
یک ماه تموم
بدترین دورانم بود از آمپول بیهوشی ام سردرد های میگرنی گرفته بودم
هرروز درمانگاه بودم و زیر سرم
قبل از درمانگاه هم کلییییییی مسکن و شیاف استفاده میکردم
من همون جا چون بچه ها ان ای سیو بودن باید میرفتم جاشون وگرنه ترخیص نمیکردن یکی بیمارستان دیگه بود
از روز سوم به بعد دیگه راحت راه میری و میتونی خودت بچه نگه داری،من از روز سوم صبح تا شب سر پا بودم تو آیسیو
ولی از بعد ۴۰ تنها شدم بامادرشوهرم تو یه ساختمونیم فقط صبحا ۶ تا ۸ صبح میاد من میخوابم شبا تنهایی نگه میدارم کل روزم تنهام شوهرم در طول روز سرکاره شبا هم کمک نمیده خودمم به شدت درد دارم باعذاب همه کارام و انجام میدم واقعا سخته در حال فروپاشی روانی ام ولی حتی وقت نمیکنم گریه کنم😅
والا من هنوز سرپا نشدم بعد زایمان عضلات کمرم از بالا تا پایین گرفتگی شدید داره طوری که نمیتونستم از جام بلند شم زیر بغل هام و میگرفتن الان بعد از دوماه و کلی فیزیوتراپی همچنان نمیتونم خم شم یا بچه بغل کنم
من ک زایمان زودرس گرفتم و سزارین شدم خیلی عذاب کشیدم.و دارم میکشم فکرشم نمیکردم سزارین واسم ایقد بدباشه حتی با ویلچر مامانم منو میبرد بچه هارو ببینم🥲الانم خونمونم بچه هامم کنارم نیستن اگ بودن حتی نمیتونستم بغلشون کنم
والا من از همون روز اول پاشدم چون بچه هام nice و بخش نوزادان بودن ۱۵ روز هی میرفتم سر میزدم بهشون
دوقلو حتما باید سزارین بشه؟
از روز سوم تو ان آی سی یو بالاسربچه ها بودم
من هنوزم پیش مامانمم اکثرا الانم یه قل پیش مامانم خوابه یه قل پیش خودم چون اصلا نمیرسم سر این فشارایی که نارس به دنیا اومدن افسرده شدم حتی کارم به طلاق کشیده شد الان دیگه از مامانم همش کمک میگیرم خیلی راحتتر شدم
سلام عزیزم قوص آسپرین فقط شبی یدونه میخوری؟
دو هفته بعد تنها شدم حالم که خوب نبود ولی مجبوری سرپا موندم دیگه
والله فرصت نکردم
تا مرخص شدم رفتم پیش بچه هام تو بیمارستان همراه موندم چون زردی داشتن
با همون درد و زخم سرپا بودم
بعد از دو روز
فقط مهمه که پیش کسی باشی که باهاش راحتی
مثلاً من با مامانم همه جوره راحتم
حتی میومد حمام منو میشست، موقع عمل سزارین همه کاری برام میکرد، بعد عمل ی بچه خونه بود ی بچه تو دستگاه
مادرم به بچه تو خونه میرسید و به همدیگه وابسته شده بودن، حتی الآنم مامانم بهش میگه این پسر منه
ده روز بعد سزارین سرپامیشی
اوایل شکمت میوفته رو بخیه هات یا باید کمربند ببندی بخیه ها رو میکشه اذیت میشی
به بعد راحتی
تا 4 الی 5 ماه پیش مادرم بودم خیلی کمک میکرد
شب خوابی هات کمتر میشه اگر واقعا مادر کمکت کنه
من تقریبا از روز سوم یا چهارم دیگه خودم با مادر شوهرم بچه هارو نگه میداشتیم
تقریبا بعد ۱۰ روز هم دیگه کارای خونه و...رو انجام میدادم
ولی شددددییید افسردگی بعد زایمان گرفتم بودم
چون خانواده شوهرم پیشم بودن و باهاشون راحت نبودم
من الان ۲ روزه اومدم خونه خودمون
انشالله که بتونم از پسش بربیام
بستگی داره منظورت چیه. بعد سه روزاز عمل سر پا ایستادن و راه رفتنم عادی شده بود، بعد ده روز میتونستم بیشت دقه قدم بزنم و بچه رو خودم بغل کنم و راه برم.
از ده روز تا چله بچه ها تلاش کردم تنهایی بچه هارو نگه داشتم، فقط شبها شوهرم بود. ولی با رفلاکس بچه ها و بدقلقی های یکیشون، دیدم خودم دارم از پا میوفتم. دیگه پرستار گرفتم تا شیش ماهگی. از شیش ماه دیدم خودم تنها بهتر از پس بچه ها برمیام. کس دیگه تو خونه بود خیلی الکی گریه میکردن.
والا من بعد سه روز با شکم پاره توان آی سئو بودم
بنده خدا🥲🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.