۴ پاسخ

به به چه کدبانویی

آفرین خدا قوت 👍🏻👏🏻ایشالا منم بتونم برای برسام سنگ تموم بزارم

اینم بازی دوم
بقیشم به نقاشی و خاله بازی بگذره و تی وی

تصویر

این بازی اول که دوست داشت

تصویر

سوال های مرتبط

مامان شیرین عسل🌙☀️ مامان شیرین عسل🌙☀️ ۳ سالگی
بازی‌هایی که براتون میذارم نیاز به ابزار خاص و کاردستی و دنگ و فنگ نداره 

 خودمم خیلی حال و حوصله بازی‌های سخت و پر دردسر رو ندارم 😅

برای همین بازی‌هایی رو انتخاب میکنم که هم ساده باشن هم همون لحظه بشه انجامشون داد و خودمونو مجبور کنیم یه تایمی رو با نورچشممون خوش بگذرونیم

چون بعضی بازی‌ها انقدر وسیله و مقدمات میخواد که آخرش میگیم ولش کن دیگه 😂

حالا بریم سراغ بازی امروز

حلقه هوش که احتمالا تو خونه خیلیاتون هست رو بیارید

حلقه‌ها رو روی مبل یا زمین بچینید و میله قرمزش رو یه جای دورتر بذارید

حالا بچه باید بدو بدو بره حلقه‌ها رو یکی یکی برداره و برسونه به میله و سر جاش بذاره

برای اینکه بازی هیجان‌انگیزتر بشه خودتونم وارد بازی بشید و با هیجان بشمارید

یک و یک و یک
دو و دو و دو
سه و سه و سه 😍

اگه دیدید اولش علاقه‌ای نشون نداد خودتون شروع کنید به بازی کردن و ذوق کردن 

اینجا دیگه احتمالش خیلی زیاده که بچه هم کنجکاو بشه و بیاد وارد بازی بشه 🤭💕
مامان ستاره مامان ستاره ۴ سالگی
دخترا خیلی حالم بده
دیشب با شوهرم داشتیم حرف میزدیم در مورد دوران مجردیمون بعد رفت آلبوم و این چیزاش رو برداشت آورد من هم یه سر رسید داشتم که خاطرات هرروز رو اون تو می‌نوشتم. من هرچی از گذشته که مربوط به دوست پسرم بود ریخته بودم دور . فقط همین یه کارت پستال بود و یه نامه لای اون سر رسید بود که دید و فهمید بعد که ازم پرسید گفتم دم مدرسه یه بار منو دیده بود و‌خوشش اومده بود و فقط همین یه کارت پستال رو بهم داد بعد دیگه قانع شد تا اسمش رو‌دید اسم اون علی بود و اسم پسرم هم علی هست اومد گیر داد که تو اسم اون رو گذاشتی رو پسرمون دیگه من خیلی گریه کردم به هق هق افتادم شوهرم هم گفت شوخی کردم دیگه من حس عذاب وجدان داشتم بیشتر شد یکی بابت اینکه جواب پیام اونو دادم یکی اینکه مدام دارم به اون فکر میکنم یکی اینکه به شوهرم دروغ گفتم که رابطمون فقط یکی دوبار دم مدرسه بوده که دیده منو. حالا بنظرتون چکار کنم؟
قضیه اسم پسرم هم من بین اسم ماهان و امیر علی و عماد یکی رو‌میخواستم بزارم شوهرم گفت ن من میخوام اسمش رو بزارم مجید دیگه باهاش حرف زدم قدیمی هست و‌این حرفا دیگه چون اسم دو اسمی دوست نداشت قرار شد اسمش رو بزاریم علی