۹ پاسخ

من پرستش یک سال و دو ماهش بودپرنیا دنیا اومد
مامانم کمکی بود ولی خودم داغون شدم تا راه بیوفتی و قلقش بیاد دستت خیلی سخته
ولی دیگه با هم بزرگ میشن
حالا شما هنوز پسرتون بزرگ تره شاید کمتر اذیت بشین
من محرم پارسال هیچ کدوم راه نمیرفتن هیئت رفتن خیلی سخت بود اما دیشب به شوهرم میگفتم چقدر خدا رو شکر امسال راحت تر شدیم هیئت رفتیم بچه ها بررگ تر بودن خیلی بهتر بود

نوزاد داری بارداری؟

منم مثل تو ام پسرم دو سالش بشه دومی به امید خدا به دنیا میاد با اینکه خونه مادرشوهرم زندگی میکنم ولی دریغ از یه کمک کوچیک جفتمم پایینه مجبورم خودم کارامو بکنم بینم شوهرمو مجبور میکنم تا قبل زایمان خونه بگیره تا از این فلاکت دربیام

ان شالله که میتونی ، توکلت به خدا
درعوض سختیش باز باهم بزرگ میشن

خدا توان شو میده ولی از الان باید اماده بشید واسه چالش های جدید

نگران نباش خدا خودش کمک میکنه
خواهرم بچه اولش خیلی خیلی اذیت می‌کرد فقط باید بغلش میکردی و گریه میکرد
بچه اولش یک سالو یک سالو ده ماه بود دومی دنیا اومد خداروشکر خیلی بهتر شده و اذیت نمیکنه
نگران نباش

اخه چ سخت ایشالله درست میشه نگرام نباش

سخت ک هست اگه میتونی یکم کمک دست بگیری خونه مادری خواهری یاوچند روز برو جای دیگه

منم بچم هفت ماه و چند روزشه اقدامم واسه دومی

سوال های مرتبط