۴ پاسخ

عزیزم خدایی نکرده مشکل شنوایی نداره؟

خب باریه گفتاردرمان مشورت کنه که چندجلسه بره انشاالله زودترحرف میزنه...
خودشم خیلی باهاش حرف بزنه.. توبازی... هرکاری میخوادبکنه به بچش بگه تازودتردرست بشه...
نمیشه گفت بچه بابچه رومقایسه نکنیددرسته حرفتون ولی حالادیگه حداقل یه تعدادکلمه بایدبگه خوبه که نگران شده فقط زودپیگیرباشه تازودترحرف بزنه...


توگهواره دیدم که مادرامیگندشربت امگاسه دادیم بچمون حرف اومده بامشورت بادکتربهش بدید

حتما بگو ببرش گفتار درمان ویزیتش کنه
دختر من حرف میزد ولی ناواضح بود کلماتش و جمله نمیتونست بسازه
گفتار درمان گف بیبی دیجیتال شده و ۸۰جلسه گفتاردرمانی براش نوشت
و قطع مطلق تلویزیون و گوشی

اگر زیر یکسال یک کلمه معنی دار گفته باشه میتونه با کارکردن باهاش درستش کنه
بیبی دیجیتال نشده؟
بگو ببرتش بیرون هوا ک خوبه باهاش کتاب کار کنه ولی منتظر جواب دادنش نباشه،مثلا بگه این سسسسسسس دستشو بگیره جلو بینیش سسسسیییییبه سیب
سیب قرمزه
گازش بگیریمممم اومممممم خوشمزسسسسسسس به بهههههه
دستشو بماله ب شکمش
به به
نام نام نامممم بخوریمشششش
با بازی بازی بش چیز یاد بده کم کم نتیجه میده
پیچ جاسمی اس ال پی هم دنبال کنه چیزا خوبی یاد میده
شعرای کودکانه بذاره

سوال های مرتبط

مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه