۸ پاسخ

میگذره این دوران هم

من بچه هارو کنار خودم فعلا میخوابونم اینجوری شبا خیلی عمیق میخوابن تروما هم نمیگیرن چند ماه بعد که بزرگتر شدن جدا بخوابونید

حتما پسرت رو از شیر شبانه بگیر
برای دخترت هم اولا حتما شام رو بخوره و شکمش سیر باشه چون تجربه رو داشتم دخترم بعضی شبها بخاطر گرسنگی بیدار شده
دوم یه روتین ساعتی بذار که نهایتا ساعت ۱۱ بخوابن اینجوری عادت میکنن و شبها کمتر بیدار میشن
ولی در کل مادر بودن خیلی سخته

به نظرم همه خیاری کنار هم میخوابیدین راحت تر بود

عزیزدل
کامل درکت میکنم چه شرایط سختی داری
چون من هم این دوران رو گذروندم
آخرش مجبور شدم برای رفع خستگی یه مدت برم پیش مادرشوهرم و خواهربزرگم گاهی شبا میومد خونمون میموند که من بخوابم.
تصور کن من هم ۳تا بچه رو هندل میکردم هم سرکار میرفتم هم درگیر آزمون بودم(زیرچشمام گوووود بودا)
اگر همسرت همکاری نمیکنه حتما از خواهر یا مادر خودت یا همسرت کمکی بگیر یه مدت کوتاهی

چجوری دلت میاد جلو بچه ۴ ساله از این حرفا میزنی؟
پسرت رو کم کم از شیر شب بگیر
دیگه خواب شبت بهتر میشه چون پسرت کمتر بیدار میشه

بچه ها تنها پناه امنشون مادرشونه
اگ مادر بشکنه دنیا می شکنه براشون
اگ مادر غم داشته باشه از تموم دنیا براشون غم میاد
اگ تو خوشحال باشی اونم خوشحاله
اگ تو ناراحت اونم ناراحتتتتت
پس لطفا بخاطر کسی که بخاطر وجود شما اومده
و ب شما تکیه کرده این هارو بر زبون نیار جلوی بچت
تو دلت بگو😅

من ی دختر ۴ ساله دارم و ب پسر ۲ماهه نوزاد به شدت نیازش بیشتر ی بچه ۱سالس و به شدت شمارو درک می‌کنم ولی جلوی دخترتون احساس عجز نکنید اونا گناهی ندارن

سوال های مرتبط