۱۰ پاسخ

چرا خب
بهش بگو

متاسفانه زندگی ها همین شده

منم همسرم شب ساعت ۱۲ ۱ میاد
شاید در طول روز دو نهایت شه ساعت ببینمش ک اونم خوابه بیشترش


چه میشه کرد مجبورن

نه توجهی نه هیچی نه حرفی

سلام هی ابجی جان چی بگم شوهر منم همین طوره صبح میره بعد ظهر میاد دوش میگره میره بیرون شب ساعت یازده میاد شام میخوره میره تو رخت خواب

باید بگی عزیز بگو توجهت ب من کم شده تو حال روحی من تاثیر میزاره منم دوست دارم کارکنی ب جایی برسیم ولی میخام کنارمونم باشی هرچیزی حدی داره دیگ

لعنت به این کشور ک هرچی میدوئن جوونا بازم نمیرسن
درکت میکنم عزیزم ولی چاره چیه شرایط یچیزی از سخت فراتر رفته دیگ
برا آخر هفتهها برنامه بچینید خوش بگذرونید

عزیزم حتما بهش بگو ، من مثلا شبا به همسرم میگم تا من دخترمونو میخوابونم میام تو نخواب که یه تایمی باهم باشیم حرف بزنیم

ماهم شرایطمون همینه با این تفاوت که شوهرم اصلا ۵ دقیقه هم به خودش زمان نمیده بخوابه
ولی من همیشه میگم خیلی دلتنگتم دوست دارم ساعتها خونه باشی تو بغلت باشم گاهی که وقت کنه اینکارو میکنه و بچه نگه میداره به من میگه استراحت کن بعدش میبرتمون بیرون
واقعا از جونش برامون مایه میزاره ولی چه کنیم که شرایط اقتصادی بده و طفلیا دارن جون میکنن بتونن زندگی رو اداره کنن

بگو خوب نیست زندگی همش کار باشه.ما دلتنگت میشیم.یکمم پیش ما باش

چرا نباید بهش بگی بنظرم بهش بگو برو تو بغلش بگو من خیلی بهت نیاز دارم دوست دارم رابطه گرم تر بشه از نظرمن حس می‌کنیم از هم دور شدیم

سوال های مرتبط