تجربه زایمان طبیعی
من ۳۸هفته و۴روز رفتمم بیمارستان معاینه کرد گفت ۱سانت بازه دهانه رحمت و درد زایمانم نداری برو باز فردا بیا نوار بگیر من اومدم فرداش نرفتم ۳۹هفته رفتم وسایلمم بردم گفت دیگه بستریم میکنه معاینه کرد گفت همون۱سانت و نوارت درد ندارع و هرکاری کردم بستریم نکردن یه ماما اونجا بود ماما همراه بود درومد گفت برو خونه شیافت گل مغربی سوراخ سوراخ کن بزار داخل واژنت و دیگه اسکات بزن برو دوش اب گرم بگیر و داخل خونه تند تند راه برو و پاهاتو رو به بیرون باز و بسته کن نوک سینه هاتم هر ۱ساعت یکبار ۵دقیقه ماساژ بده من دیگه تا شب یه ۶ساعت هی این کارا رو کردم گفت رابطه داشته باشین که من رابطه نداشتم دیگه از ۱۲شب به بعد هی درد میگرفت ولم میکرد اما کم بود هی تحملش کردم دیدم داره شدتاش زیاد میشه تا۶صبح دیگه رفتم دوش گرفتم نشستم زیر اب گرم اومدم بیرون دیدم واقعا دردام زیاد شدن زمان گرفتن فاصلشون۸دقیقه یکبار بود

۵ پاسخ

بقیشم بزار

بعد چطوری سوراخش کنیم؟

شیاف گل مغربی از کجا تهیه کنم؟

کدوم بیمارستان رفتی واسه زایمان گلم

خبببب

سوال های مرتبط

مامان فراز قشنگم🥹🧸 مامان فراز قشنگم🥹🧸 ۱۰ ماهگی
پارت۲
تا خود صبح من هی زمان میگرفتم همینجور ادامه داشت تا ساعت ۳ دیگه دردا میگرفتن و زمانشون طولانی شده بود تقریبا به ۳۰ ثانیه و ۴۰ ثانیه و فاصله ی بینشون هم کم بود هر ۵ یا۷ دقیقه یبار،دیگه زنگ زدم با گریه به شوهرم که بیا بخدا بچه داره میاد خودش رو برای ۳ونیم رسوند خونه گفت پس ماما همراه چی میگفت وقتش نیست و اینا گفتم خیلی دردام زیاد شده یکم ماساژ داد و اینا دیدم درد آروم نمیشه ساعت ۵ رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت ۳ سانتی بستری نمی‌کنیم برو پیاده روی کن باز بشی باید بیشتر باشه ان اس تی هم گرفتن و من برگشتم تو حیاط بیمارستان هی قدم زدم به ماما همراه زنگ زدم بستری نمیکنن گفت برو بگو درد دارم نمیتونم پیاده روی کنم رفتم از درد به خودم میپیچیدم‌ ها ایندفعه پرستار دیگه بود گفت بخواب معاینه کنم ببینم معاینه کرد گفت ۲ونیم اصلا بستری نمی‌کنیم فعلا برو پیاده روی کن ساعت ۹بیا😐آقا دیگه سرتون رو درد نیارم من اومدم تو سالن زایشگاه و حیاط بیمارستان هی قدم بزن شوهرم گفت بریم دنبال مامانت بیاریم که پیشت باشه حرکت کردیم به سمت خونه ی مامانم اینا تقریبا نیم ساعت راه بود و برگشتیم خونه که ساک و اینارو برداریم و من یه دوش آبگرم بگیرم یعنی تو کل این زمان من داشتم درد میکشیدم ها دردامم‌ با تنفس کنترل میکردم خیلی کمک کننده بود،رسیدیم خونه و من رفتم زیر دوش آبگرم شوهرم اومد زیر دوش کمرم و دلم رو ماساژ داد و ساعت ۱۰ و ربع اینا شد دیگه تقریبا رسیدم بیمارستان رفتم معاینه کرد گفت ۴ سانتی برو پذیرش کارای بستری رو بکن
مامان محیا خانوم😍🩷 مامان محیا خانوم😍🩷 روزهای ابتدایی تولد
مامان رادمهر مامان رادمهر ۶ ماهگی
قسمت سوم
تو راه نزدیک خونه دردهام شروع شد دیگه رسیدم خونه سریع رفتم دوش گرفتم
دردهام خیلی شدید شده بود به فاصله ۵دقیقه
تا 12شب تحمل کردم
12دیگه مامانم گفت پاشو بریم بیمارستان دردهات منظمه و تایمش
گفتم نه آخه ماما بهم گفت تا زیر ۵دقیقه نیومده نیا الکی بیمارستان خودت اذیت میشی تو خونه تحمل کن دیگه مامانم اصرار کرد یوقت خطرناکه زنگ بزن بپرس زنگزدم به ماما گفتم من دردهام هر۵دقیقه میگیره شدید گفت برو حمام اگه دردت افتاد کاذبه زمان هم بگیر اگه هر ۵دقیقه یکبار ۳۰ثانیه درد داشتی واگه بعداز دوش دردت نیفتاد پاشو بیا یعنی نزدیک زایمان هستی
خودش هم همون شب شیفت بود بیمارستانی که من میخواستم برم
رفتم حمام مامانم تایم گرفت دیگه شده بودم هر ۴دقیقه یکبار
سریع کارهامو کردم رفتیم بیمارستان دکتر شیفت اورژانس معاینه کرد گفت ۳سانتی گفتم من خیلی درد دارم من عصر ۳بودم با این درد منظم مگه میشه همون ۳باشم
دیگه فرستاد آن اس تی انقباض ثبت شد منو بستری کردن
رفتم بخش مامام همونجا بود
بهم گفت چرا انقدر زود اومدی بهت گفتم تو خونه تحمل کن
گفتم بخدا دردم زیاده گفت پایین گفتن ۳سانتی
گفتم خودتون بیاین یه معاینه کنین
گفت باشه برو میام
رفتم تو اتاق تا نوار قلب رو وصل کردن اومد مامام معاینه کرد گفت عه چرا اینطوری گفتن پس پایین دهانه رحمت ۴ونیم نزدیک ۵سانت خیلی خوب باز شده
مامان پناه🩷 مامان پناه🩷 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من ۴۰هفته رفتم مطب ماما ساعت ۱۰معاینه تحریکی شدم تا دو ساعت روی توپ ورزش کردم ساعت ۱ظهر دردام شروع شد تو خونه هر ۷دقیقه ای می‌گرفت ۳۰ثانیه انقباض داشتم باز ول می‌کرد ولی دردش زیاد بود از دل و کمر می‌گرفت و شکم سفت میشد درست مثله درد شدید پریود...همینجوری درد ادامه داشت تا ساعت ۵ رفتم مطب ماما معاینه کرد توی ۳سانت بودم ورزش روی توپ کردم تا ۸.۳۰ ولی بازم همون ۳سانت بودم دیگه گفت برو خونه زیر دوش کمرتو قر بده وقتی انقباض گرفت سجده شو رو کمرت آب گرم بریزن ...ی ساعت اینکارو کردم دیگه دردم خیلی شدید شده بود ساعت ۱۰رفتیم بیمارستان معاینه کرد همون ۳سانت بودم 🥲نوار قلب گرفتن انقباض نشون میداد گفت برو بیرون نیم ساعت راه برو دوباره بیا تا معاینه کنم بعد نیم ساعت معاینه کرد ۳سانتونیم شده بود دیگه زنگ زدن به ماما همراهم اونم تا نیم ساعت بعدش اومد دیگه شروع کردیم بع ورزش کردن روی توپ .توی حموم آب داغ به بدنم ریخت .نقاط فشاری .ماساژ نوک سینه ورزش های دیگه و...ولی هر چقدر معاینه میکردن ۴.بالاتر نمی‌رفتم دیگه شده بود ساعت ۴صبح نوار قلب بچه خراب شد احتمال مدفوع کردن نوزاد میدادن کیسه ابو ترکوندن ولی خداروشکر خوب بود ...
مامان علی رضا مامان علی رضا ۳ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان هدیه خدا 💙💙 مامان هدیه خدا 💙💙 ۱ ماهگی
پارت ۲
دیگه شوهرم گفت پاشو دیگه نمیزارم بمونی خیلی درد داری دیگه زنگ زدم مامانم دیگه تا صبحونه خوردم و اماده شدم ۷ونیم راه افتادیم. دیگه تو راه فاصله دردام ۵دقیقه بود دیگه رفتم معاینه کرد گفت۲سانت بازه و نوارمم درد نشون داد ولی بهم گفت برو۱ساعت راه برو و بیا من رفتم تو بازار با شوهرم و مامانم ۱ساعت و نیم راه رفتم ولی درد که میگرفت دیگه کند میشدم نمیتونستم راه برم دیگه برگشتم اومدم بیمارستان گفت همون ۲سانت و دهانه رحمت نرم تر شده میتونی بازم بری راه بری گفتم نه دیگه کف پاهام درد میکنه رفتم داخل بخش زایمان اونجا دیگه دستگاه وصل کرد به شکمم و معاینم کرد گفت ۳سانتی و لگنت و دهانه رحمت عالیه و خیلی نرم مثل کاغذ زودم زایمان میکنی من۱۱:۴۵رفته بودم داخل گفتم تا کی گفت فوقش ۳یا۴عصر ولی رفته رفته دردام بیشتر میشد که بهم گفت فقط عمیق دم و بازدم داشته باش تا کنترلش کنی و زور نزن که دهانه رحمت ورم کنه من فقط دست یه دختر بود خداییش به خوب شیفتی خوردم کمکم کردن اونجا یه خانمه گفت ماما همراه نمیخوای دیگه گفتن رحمت خوبه و رود زایمان میکنی منم گفتم نه نمیخام ماما همراه دیگه یکیشونم کیسه اب گرم برده بودم میذاشت تو کمرم دهانه رحمم ۴سانت که شد اومد یه دکتر کیسه ابمو پاره کرد و دهانه رحمم تحریک کرد بیشتر باز بشه خیلی دردم اومد یه دوتا جیغم زدم چون درد داشتم دیگه زود شد ۶سانت اومدن معاینه کردن گفت رو به ۷سانته شاید ۲دقیقه بعدش یه خانمه که نسبت به بقیه مسن بود اومد معاینه کرد و یکم دستشو چرخوند گفت فوله زود همشون اماده شدن لباس پوشیدن به من گفتن دردت که شروع میشه باید زور بزنی منم دیگه زور زدم ولی من ۳۴هفته که رفتم سونو دیگه مرفتم چون دکترمم رفت مسافرت