۱۳ پاسخ

ادامه
من و دید سریع در آورد ولی متوجه شدم گفت عمه نمیدونم اینجاش چی بود داشتم درست میکردم یه لحظه قفل کردم سرم تیر کشید گفتم کار بدی دیگه این کارو نکنی دیگه نمیدونم از کی شروع کرده بود چیکار کرده بود ما یه تایم کوتاهی مشغول سفره باز کردن شدیم بعدش تا اومدم بشینم سر سفره دلشوره گرفتم رفتم پیششون به نظرم خیالش راحت شد همه نشستن سر سفره کسی در رفت و آمد نیست این کارو کرد ...
یعنی اعصابم داغون شد ...
دوباره طاقت نیاوردم کشوندم به گوشه بچه داداشمو گفتم من به تو اعتماد دارم اجازه میدم با هم بازی میکنید این چه کاریه دیگه تکرار نکنیا خیلی کار زشتیه باهاش صحبت کردم اونم ترسیده بود که به مامانش بگم فقط میگفت عمه ببخشید غ لط کردم هی فقط عذر خواهی می‌کرد ...
اومدیم خونه سرم داره منفجر میشه
با اینکه بهش گفته بودم اینجاها خصوصیه نباید کسی ببینه و همیشه حتی میخواد لباس عوض کنه هواسش هست کسی نباشه تا حالا با کسی به جز خودم دستشویی نرفته اصلا اجازه نمیده کسی ببرش نمیدونم چرا هیچی بهش نگفته بود اینقدر محو تماشای کارتون شده بود هواسش نبود یا اینقدر پسروبرادرمو دوست داره هر کار میکنه ازش تقلید میکنه فکر نمی‌کرده کارش بد باشه .
امشب یه حال بدی پیدا کردم همش فکر میکنم.
به چیز بگید آروم بشم.😭
باید برم کتابای مخصوص بخرم اینقدر بخونم ملکه ذهنش بشه .

ایناکه میگن اموزش و فلان و اینا ..بنظرم چرته
درسته اموزش قطعا مهمه
اما بچه با دایی و پسردایی و پسرخاله اموزش حالیش نمیشه چون بهشون اعتماد داره.
شما دیگه نباید تنهاشون بذاری.
تازه اخلاق هر بچه فرق میکنه
و در مورد این اتفاق با مشاور صحبت کن

اتفاقا باید به مامانش میگفتید یا به باباش

پسر داداشم ۹سالشه

چقدر مامان خوبی هستی❤️

عزیزم اتفاقی هست که افتاده و الان نشخوار فکری کمکی نمیکنه
شاید قرار بوده اتفاق بدتری بیافته
این یه نشونه بوده که بچه شما هنوز آمادگی تنها بودن با بچه های بزرگتر از خودش رو نداره

این بچه رو حالا که شناختی حتی یک ثانیه نذار با بچت بازی کنه

عزیزم دیگه بچه ت رو یک ثانیه هم با این بچه تنها نذار
کلا بچه های زیر 7 سال نباید با بچه هایی که از خودشون چند سال بزرگترن تنها بمونن.
از امروز تا همیشه حواست باشه گلم
بازم خوبه زود رفتی و چک کردی

منم شبیه این برا دخترم پیش اومد دخترای همسایه که ازش بزرگترن تو بازی نی نی بازی شلوارشو عوض کردن
خیلی عصبی شدم و دعواشون کرذم دیگه اینکارو نکردن

بچت رو دعوا کن که اجازه نده کسی اینکارو بکنه هم تو بازی هم شوخی یا هر چیز دیگه ای
پسر برادرت هم به مامانس بگو دعواش کن
من مخالف دعوا کرذنم اما یه بار برخورد جدی بکنی میمونه تو ذهنشون
ولی اینم در نظر بگیر بچه ان و کنجکاوی جنسی دارن

شما به بچه تون ناحیه خصوصی و منطقه ی ممنوعشو چقدر یاد دادین ؟؟؟ لطفا عکس کتاب های تربیت جنسی تو صفحه منو اسکرین بگیر و حتماااا تهیه کن و حتماااا زیادراجع بهش صحبت کن باهاش

ب مادرش تلفنی بگو و بیشتر مواظب بچت باش

شما مگه آموزش ندادی خصوصی تو کسی نباید ببینه یا دست بزنه ؟شما مادری موظف بودی این آموزش‌هاروبدی ودیگه با کسی تنهاش نزار وبیشتر هواست باشه

سوال های مرتبط

مامان آرسین مامان آرسین ۴ سالگی
من یه پسر 11ساله و یه پسر ۴ ساله باور کنید من پسر بزرگمو شاید حتی بیشتر از کوچیکه دوست دارم ولی انگار برام سحته زیاد قربون صدقش نمیرم ولی برا پسر کوچیکه زیاد به زبون میارم قربون صدقش میرم بوش میکنم مثلا دردت به قلبم به جونم
پسر بزرگم انگار حساس میشه میاد میچسبه بهم لپشو میچسبونه به لبم میگه بوس کن بیا بغلم کن منم بوسش میکنم بغلشم میکنم ولی بهم میگه تو انگار آرسینو بیشتر از من دوست داری میگم نه فرقی نمیزارم تاره پدر مادر بچه بزرگو بیشتر از کوچیکه دوست دارن چون بچه بزرگه بیشتر تو زندگیشون بوده میگه نه شما انگاروقتی منو داداشم با هم بحثومن میشه هم تو هم بابام پشت اونو میگیرید
اما واقعا چون پسر کوچیکم چهار سالسه چیزی حالیش نیست میبینم سر چیزی دعواشون میشه من یا باباش میگیم پسرم تو بزرگتری ماشاءالله دیگه بزرگ شودی زیاد سر به سر داداشت نزار چیزی میخواد بده بهش نباید چیغشو در بیاری انگار نمیخواد بفهمه میگفت نه روزی صد بار شما اونو بوس بغل میکنید بوش میکنی اینو راست میگه ولی نمیدونم چرا نمتونم واقعا له اندازه کوچیکه به بزرگه محبت کنم حتی وقت های که میاد میچسبه بهم بعد پنج دقیقه میگم برو دیگه بس ماشاءالله اندازه خودم شوده وقتی زیاد میچسبه