۹ پاسخ

من قبل بارداری لیزر میکردم
الان یکمی در میاد ، بعدش دوباره میرم لیزر

من از اول بارداری هر ماه دارم میرم

دیر گفتی ژیلت زدم 😄

درد نداره؟
من حس میکنم خیلی درد داره

از موبر استفاده میکردی خب

من سر بچه اولم هر ماه میرفتم اپلاسیون الانم میرم یکم گرون شده دو ماه ی بار میرم

من اول لیزر میرفتم دیگ کم شد موهام الان ۵ ساله اپلاسیون میرم

من تو بارداری هم رفتم خداروشکر مشکلی نداشتم خیلی هم راحت بودم

تا دو هفته در نمیاد؟
منم زایمانم ۱۰ تیره گفت ۴ روز قبلش بیا

سوال های مرتبط

مامان نویان مامان نویان ۱ ماهگی
پارت چهار
خداروشکر الان وارد هفته ۳۶ شدم و دکترم واسه ۳۷ هفته و دو روز وقت زایمان داده که دیگه بیشتر از اون ریسک نکنیم. من زودتر واستون بیوگرافی رو نوشتم که اگه بعدا وقت نشد دیگه نوشته باشم. واسم دعا کنید پسرم رو به سلامتی بغل بگیرم.

استراحتم:من چون ویار شدید داشتم تا هفته ۱۸ از اول نتونستم آشپزی کنم یا حتی خونه بوی غذا نباید میومد واسه همین زحمت غذا با مامانم و شوهرم بود.
کار خونه کلا از اول انجام ندادم فقط گاهی تو خونه نامرتبی بود مرتب میکردم، لباس ها رو مثلا پهن میکردم رو بند و سر پا اگر کاری بود انجام میدادم و اصلا این مدت خم و راست نشدمم.مثلا واسم غذا میذاشتن خودم گرم میکردم میخوردم و ظرف هامو خودم میشستم، واسه خودم هر روز خودم صبحانه آماده میکردم،تو خونه قدم میزدم و کارهای شخصی ام رو انجام میدادم. رابطه کلا از اول که مثبت شدیم دیگه تا اخر نداشتیم.کلا از وقتی هم مثبت شدم تا هفته ۸ دو بار مهمونی رفتم و دو سه بار با ماشین بیرون رفتم ولی دیگه بعد اون تا اخر اصلا از خونه جز واسه دکتر بیرون نرفتم. حمومم هر ۵ روز یک بار رفتم.
مامان دلارام🩷 مامان دلارام🩷 ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت 1️⃣....
صبح که پاشدم انگار تمام بدنم کوفته بود ..زیر دلم بیشتر از روز های دیگه سنگینی میکرد وانگاری سنگین تر شده بود .... سر دلم خالی تر از روزهای دیگه دیده می‌شدو زیر شکمم سفت تر از روز های دیگه بود ...
این درحالی بود که روز قبلش با مامان داشتیم تلفنی سر این علائم ها صحبت میکردیم که تا یکی دو هفته دیگه اینطوری بود بدون زایمانت نزدیکه...
با این علائم ها اون روز صبح با درد هایی که هر چند دقیقه می‌گرفت بیدار شدم اما دلم نمی‌خواست بهش توجه کنم و جدی شون بگیرم .. میزاشتم پای درد های ماه دردم ..
ولی بازم خیلی عادی شوهرم که سرکار بود رو یه جورایی در جریان گذاشتم ...
خواستم کمی دراز بکشم، با خودم گفتم شاید با کمی استراحت رفع بشه ..اما نشد.!
دیگه تصمیم گرفتم تا میتونم کار هایی رو انجام بدم که قرار بود قبل از زایمان و بیمارستان انجامشون بدم ..
ساک هامو یک جا چک کردم .. حتی حموم رفتم ..
اما با اینکه درد ها می‌گرفت و ول ...می‌کرد بازم تصمیم نداشتم هنوز به کسی اطلاع دردمو بگم ی جورایی باور نداشتم و حس میکردم زوده من هنوز یک هفته فوقش دارم،و مامانم هم قرار بود آخر هفته بیاد پیشم بمونه برا زایمان بسیار تاکید کرده بود به دلارام کوچولو بگو تامامان جون میاد حوس اومدن نکنه🥲😅💕.. .دو روز تا آخر هفته بودو اومدن مامان
ادامه......



دیگه به نظر می‌رسید کم کم باید از این شکم دل کند و خوده دلارام کوچولو رو بغل گرفت 🥹💫🫀
۱۳۴۰۵/۲/۱۵
بارداری #بار داری #بارداری