بچه ها مامان پسرام سوال خوبی کرد
گفت پس چرا هیچ روشی جواب نمیده
ی سری چیزا یادم اومد
هرکدومش یه علت داره
مثلا پسر من عادت کرده من ازالان باید شروع کنم شاید چند ماه طول بکشه این یک دلیل
دوم اینکه مثلا یه جا برگشت بهم گفت از اذیت کردنت لذت میبره کیف میکنه چون غلقتو گرفته میدونه فلان کارو کنه بیشتر حرص میخوری پس به حرفت گوش نمیده
پرسیدم اینجا چیکار کنم گفت بی محلی یه کاری کن به هدفش نرسه مثلا اگه چیزیو پرت میکنه محل نده انقدر محلش نده تا بفهمه بااینکار نمیتونه تورو از پا دربیاره
یه خاطره تعریف کرد
گفت یه مراجع داشتم طیف شدید سندرم داون
هروقت میومد پیشم به قدری ازم انرژی میگرفت که تا دوروز به بقیه میگفتم سمت من نیاین😬🫠
میگفت بار اول اومد پیشم یهو یه تف گنده انداخت رو صورتم
خشممو کنترل کردم گفتم همه ی تفت همین بوووود؟
این که چیزی نبود
میگفت لجش گرفت دوباره یه تف گنده تر پرت کرد روصورتم
(بدبخت مشاورا😅)
باز میگفت گفتم همین .....فلان
بعدش بچه هه کلی عصبی میشه و اذیت میکنه تا درنهایت بعد چند ماه این رفتارهاشو نیزاره کنار
گفت ببین مگه یه بچه چقدر تف داره؟بلاخرههه که تموم میشد هان؟
گفتم بله
منظورش اینه که هرچقدر خواست جلب توجه کنه محل نده تااز سرش بیفته
گفتم اتفاقا ی بار پسرم اومد دستمو گاز گرفت خواستم مثلا تحمل کنم ولی نتونستم چنان جیغی زدم که همون تحمل نمیکردم بهتر رود
اینجا جواب داد گفتم اگه خیلی دردت اومد دستشو پس بزن نتونه ادامه بده

۳ پاسخ

خیلی ممنونم گلم ♥

کدوم مشاوره رفتی؟

من دخترم ی مدت عادت داشت خیلی جیغ میزد یعنی روانیم کرده بود
ی شب شوهر خواهرم (به حق پنج تن خیر ببینه)اومد باهاش بازی کرد این دادمیزد اون مثلا می‌ترسید این بچه هم می‌خندید همون شد بعداز یک هفته یادش رفت
در روز ۳الی ۴بار داد میزد ما میترسیدیم اینم میخندید و تماممم

در مورد پرت کردن الان دختر کوچولوم ۱سال و ۹ماه داره خیلی پرت می‌کنه و جیغ میزنه
با بازی جیغ زدن از سرش انداختم موقع پرتاب وسایل کاملا خونسرد بودم یادش رفت

سوال های مرتبط

مامان حلما جون مامان حلما جون ۳ سالگی
مامان آرین مامان آرین ۲ سالگی
طبق تاپیک قبلی که گذاشتم
تصمیمم این شد پوشکش کنم چون از نظر روحی روانی خیلی به هم ریختم و بیشتر از این نمیتونستم ادامه بدم
از یه جایی به بعد خودشم همکاری نمیکرد دستشویی نمیومد و جیششو نمیگفت و شلوارشو خیس میکرد منم نمیخواستم زورش کنم و تحت فشارش بزارم گفتم بدتر لج میکنه و اصلا کار پیش نمیره.
فقط این وسط خودم اذیت میشم
منم پوشکش کردم بدون اینکه مقاومت کنه یا چیزی بگه خیلی راحت تو پوشک جیش و پی پی میکنه انگار که همه ی این روزا رو فراموش کرد. و یه بار از رو دوش من برداشته شد و به یه آرامشی رسیدم
فعلا به همین منوال میگذرونم تا کم کم یادش بدم و یه فاصله‌ای بیوفته تا خودش بگه.

تاپیک زیاد میخونم که بچه‌ها همکاری نمیکنن و نمیان به نظرم ولشون کنید اذیتشون نکنید واقعا آماده نیستن هر چقد پافشاری کنید بدتره یه چند ماه به تاخیر بندازید تا کم‌کم راه بیوفتن
من تو این پروسه خودمو مقصر میدونم که آماده‌ش نکردم و یهو پوشکو ازش گرفتم خیلی گناه داشت روزای اول براش تازگی داشت حیششو میگفت ولی بعد اون انگار خسته شد چون تو خونه همش حرف جیش و پی پی بود
انقد به تاخیر میندازم تا خودش تمایل نشون بده
مامان بهارزندگیم😍 مامان بهارزندگیم😍 ۲ سالگی
سلام رفته بودم بیرون 🥹یک خانومه یک بچه همسن دختر من داشت پسر بود طفلک خواروبار فروشی بودم بچه میرفت مثلا پفک برمی‌داشت من داشتم نگاه میکردم میگفت مامان این میخام چنگ میزد از دست بچه که انگار جنایت انجام داده 😟یا میگفت وحشی بتمرگ خفه شو حرف نزن میزد پشت دستش 😟دست بچرو مثل یابو می‌کشید 😤میزد پشت سرش که اصلا حق نداری به چیزی دست بزنی بخدا دختر من به تمام خوراکی ها اونجا دست میزد برمی‌داشت واسش توضیح میدادم که اینا واست خوب نیست حالا اون طفلک بچه یک پفک وکیک برداشت بیا وببین زنیکه اعصاب نداشت نمیخام قضاوت کنم ولی خدایی اعصاب ضعیفه بچه نیارن خوب اونا چه متوجه میشن گناه دارن بخدا پسره اومد سمت دختر من یهو اومد دستش وکشید😔که گاوی نمیفهمی میگم یکجا واستا منم بهش گفتم عزیزم میدونم بچه بزرک کردن سخته وهمه مسعولیتش رو دوش ما خانوماس ولی توروخدا بزار بچت بچگی کنه بزار شیطونی کنه جلوش ونگیر گناه داره اون هیچ درکی از حال تو نداره تو بهترین سایه امن هستی واسه بچت خداروشکر کن که سالمه وداره فضولی میکنه میگه خستم کرده گفتم مگه چیکار میکنه کاری میکنه که همه بچها انحام میدن تورو خدا نزار بچه عصبی وعقده ای بار بیاد آرومش کردم