۱۴ پاسخ

ای جان😍😍😍😍😍

من با یدونه شبا همین حالتم تو واقعا خدا قوت

آی خواهر دخترای من هنوز بیدارن .... هنوز ب این نقطه از آرامش و سکوتی که تو میگی نرسیدم ... بی صبرانه منتظرشم.

آخ از بحران و چالش های دوسالگی که گفتی.

من تازه یکیشون خوابوندم هنوز دومی مونده خوابیدن خودم به یه لیوان چای دعوت میکنم

حال داریا برو بخواب من منتظرم بخوابه بیهوش سم

خداحفظشون کنه عزیزم
کوچیکه شیر خودت میدی یا شیرخشک

عزیزم خدا برات نگهداره

خداحفظشون کنه عزیزم ♥
منم ملکا شدیدااا وابسته شده بهم
مالک هم که نگم بحران های دوسالگی هربار یکیش نمایان میشه

بگیر بخواب 😉

ای جان جیگرم عزیززززم .نوم خدا

ای جان خدا حفظشون کنه😍

ای مادر خددا حفظشون کنه کوچیکه مثل بچگیای پسرم میخابه 🥲🥲 دلم برا اون روزا تنگ شد
یکم البته

خووداا چقد فاصله سنیشونه

خداحفظشون کنه

سوال های مرتبط

مامان معجزه خدا🌱❤ مامان معجزه خدا🌱❤ ۲ سالگی
بعضی وقتا مثل الان انقدررررر خسته و کلافه میشم که نمیخوام دیگه به زندگی ادامه بدم...
میخوام همه چی تموم بشه و سر بزارم به کوه و دشت و بیابون... بدون تعارف خیلی وقتا دلم برای روزهای قبل بچه دار شدن تنگ میشه... حتی یادم رفته اون روزا چه جوری زندگی میکردم... با اینکه عاشقشونم و جونمم براشون میدم...
هر دو باهم مثل دوقلو ها گریه میکنن... بهونه میگیرن... خوابشون میاد... بزرگه همش غر میزنه و با کله تو بحران و چالش ۲ سالگی فرو رفتیم...
کوچیکه هم نوزاده و تا میخوابونمش بیدار میشه...
انقد رو پام خوابوندمشون که بدون اغراق پاشنه پام بی حسه...! تا بزرگه رو میخوابونم کوچیکه بیدار میشه و....
بعضی وقتا میگم یعنی میشه با خیال راحت برم حموم؟ غذامو بخورم؟ یا حتی بعدازظهر ها یه چرت نیم ساعته بزنم؟
هر دو باهم گریه نکنن... که بدونم هر کدوشون چی میخواد و....
ولی....
همین که یکم میخوابن و من ذهنم یکم اروم میشه انگار دوباره شارژ میشم... دوباره از نو همه چی شروع میشه... انگار نه انگار که همین ۲ ساعت پیش چه قیامتی تو خونه بود....
ولی واقعا خستم.... دلم میخواد چند ساعت تنها باشم ولی نمیشه... تنها بودنی فقط و فقط فکرم پیششونه و هیچی حالیم نمیشه...
هیییی خدا..‌..


عکس برا دو هفته پیشه... که با این وضعیت بیرون هم میرم😅
خیلیییییی رو دارم بخدا...

۳ ماه و ۱۸ روزگی مانیارم...
یه هفته تا تولد ۲ سالگی مهیارم...

پوشک شیرخشک ختنه نوزاد شیردهی کولیک رفلاکس