تجربه اولین زایمان من❤️
۴۰هفته و یه روز رفتم چکاب بیمارستان مادر مشهد که گفتن۳سانتی اگه میخوای بستری شو که قبول کردم خلاصه درد خفیف داشتم و همه چی خوب بود آمپول فشار زدن و کم کم دردا با ریتم آروم شروع شد خیلی با ماما همکاری کردم تا۸سانت پیش رفتم و موقع انقباض ها با نفس عمیق همه رو رد میکردم یه آخ از دهنم درنیومد میگفتن خیلی صبوری،گفتم چون شوق دیدنش و دارم،اپیدورال رو ۶سانت برام زدن نحوه زدنش اذیتم کرد ولی انقباضمو کم درد کرد به خودم نمیپیچیدم هم دهانه رحمم سریع باز شد و روندم خوب بود هم خودم همکاری و طاقت داشتم اما سربچه وارد لگن نمیشد و گفتن زیر ۵۰ درصد میتونی زایمان طبیعی کنی دکترمم باهام حرف زد و گفتم ریسک نمیکنم جون بچه مو،دیگه رفتم با بیهوشی سزارین شدم، چشامو باز کردم زیر سینم گذاشته بودنش🥹❤️
درکل نظرم اینه زایمان طبیعی خوبه ولی خیلی شانسیه و شانست خوب باشه بازم از سزارین خیلی بهتره الان افتادم رو تخت نمیتونم بچم راه ببرم بشینم شیرش بدم، الانم استرس اولین راه رفتنمو دارم ساعت۱۱ باید راه برم..
از۳-۵ سانت دردام معمولی بود تو زایمان طبیعی حالم خوب بود ولی۵-۶ سانت خیلی شدید شد که اپیدورال زدن و دردا رفت بعدم با بیهوشی سز شدم..
بیمارستان هم که پرسنلش خیلی مهربون پیگیر بودن اتاق ها تک تخته بود و سرویس داخلش داشت ک خیلی تمیز بودن،من میتونستم خیلی از زایمانم راضی باشم اما خب قسمتم سزارین بود دیگه بااینکه از چسبندگی و این عوارضش میترسم ولی امید به خدا ❤️
#فرزندپروری
#زایمان

۱۲ پاسخ

ب سلامتی گلم .اصلا ترس ندارها اگر ب خوبی مراقبت کنی از زخمت اصلا هیچ طوری نمیشه من سزارین بودم خیلی ام راضی ام فقط تا یک هفته ی اول ک لخیمو بکشم ی کم سختم بود بعد دیگ خوب بودم

قبل راه رقتن شیاف بذلر

ای جانم به سلامتی ان‌شاءالله
موقع شیر دادن برای ما هم دعا کنید❤️🥹

برای بلند شدن از تخت یه نصیحت
سعی کن خودت اروم و با حوصله بلند شی
نذار یکی به عنوان کمک سعی کنه بلندت کنه.چون اینطوری درد میکشی

سز خیلی عالیع.
نمیدونم با چ دلی وقتی دکتر گفته لگنت فلانع باید سز شی
رفتی اینهمه درد کشیدی😑
من به هیچ وجه حاضر نبودم درد و درسرای طبیعی و بکشم.
ادما البته ک با هم فرق دارن.
و یه پیشنهاد .
هر بار دیدی دردت طاقت فرسا شذ زود شیاف بذار.
مثلا روزی نهایتا سه بار
من اینکارو کردم و برا همین از سز راضیم😂
پرستار ب من گف شوهرتو زود بفرس شیاف بگیره
خودت درد داشتی استفاده کن
چون اینجا دیر به دیر قراره مسکن بزنن

الحمدلله ک هر دو سلامتید عزیزم خیرت تو این بوده دیگه بهش فکر نکن ، طبیعی هم عوارض خودشو داره 🥰❤️🦋🌱🌼😍

بسلامتی
نزدیک راه رفتنت شد شیاف بزار تخت بده
من از صبح تخت کم کم میبردم بالا تا جایی که تحمل سوز بخیه هام داشتم باز تخت میکردم تا به حالت نشسته شدم.
دیگه اخر مامانم بلندم کرد
از چیزی که تو ذهنت اسون تره و دردش کمتره.بیشتر سوزش
خونم رفتی نزار درد بکشی شیاف بزار مسکنات سر وقت بخور چون روز سوم چهارم که زخم بسته میشه بخیه ها کش میاد درد داره موقع پاشدن مسکن استفاده کن که متوجهش نشی
نینی هم عادت بده دراز کشیده اینقد میچسبن برا شیر خوردن بخواد همش نشسته کمر نمی مونه برا ادم
زیرش فعلا بالش بزار بیاد بالا از شیشم هفتم کم کم میتونی بچرخی دیگه بالشتم نخواد.

به سلامتی مبارک باشه

قدم پسر گلت مبارک عزیزم، الهی ک سرنوشتش زیبا باشه و با ناز پدر مادر بزرگ بشه😍😍😍😘😘😘

نگا اصلا درد نداره اولین پاشدن
باید راحت بگیری سعی کن اول که بلند شدی یکم صبر کنی
که بدنت دردش بره
و قبلشم حتما شیاف بزار
بعدش اروم اروم قدم بردار

مبارکت باشه عزیزم

خداروشکر بسلامتی نی نی تونو بغل گرفتین
برای ماهم دعاکنین این لحظه شیرین رو تجربه کنیم 🥹

سوال های مرتبط

مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۷ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن
مامان حانیه و علی مامان حانیه و علی ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی

سلام مامانا. من ۶/۵/۴زایمان کردم.
۳۹هفته و ۶روز و چون دردای خودم شروع نشد روز قبلش دکتر معاینه تحریکی کرد. یکم درد داشتم ولی هر چی به شب نزدیک میشد دردا کم میشد.
دیگه صبح ساعت نه و نیم بستری شدم و با آمپول فشار دردا شروع شد.
من زایمان دوم بود اولی هفت ساعت درد کشیدم تا بدنیا اومد ولی سر پسرم نه و نیم که سرم رو وصل کردن یواش یواش دردا شروع شد. ولی تقریبا همون ساعت اول کیسه آبم پاره شد. روند دردا خیلی خوب بود و چندتا آمپول زدن که متفاوت از زایمان اولم بود. خلاثه در کمال تعجب نزدیک دوازده دیدم احساس دفع دارم و ماما گفت که بچه داره میاد و دکترم رو صدا کرد.

برام جالب بود چون دردا نسبت به زایمان اولم بهتر بود و تا لحظه زایمان تایم بدون درد هم داشتم ولی زایمان اولم دیگه اون آخرا همش درد بود.
خلاصه روند دردا ها خوب و قابل تحمل بود و سعی کردم ورزش هم انجام بدم. ولی خوب چون سر بچه یکم بزرگ بود اون لحظه تولد خیلی سختم شد و خدا روشکر بچه سالم بدنیا اومد.
ان شاالله همگی به سلامتی زایمان کنید.
مامان پرنسس کوچولو🎀 مامان پرنسس کوچولو🎀 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت۸

من ساعت۲۱:۱۵دیقه زایمان کردم و تا۴صبح باید چیزی نمیخوردم خیلی گشنم بود ولی چاره ای جز تحمل نداشتم بااینکه زیر سرم بالش نبود ولی اصلا برام سخت نبود حتی کلی سرمو چرخوندم و بلند کردم ولی خداروشکر سردرد نشدم سزارین از اون چیزی که فکر میکردم برام راحت تر بود
درد داشتم ولی دردام با شیاف قابل تحمل بود
ساعت۴صبح با نسکافه و کمپوت گلابی شروع کردم به چیزی خوردن ساعت۶صبح هم سوند رو برام کشیدن که بازم هیچ دردی نداشت یه مسکن برام زدن و گفتن کم کم شروع کن به راه رفتن با کمک همراهام نشستم روتخت خیلی درد داشتم احساس میکردم بخیه هام داره میترکه ولی میدونستم این فقط حس منه و اتفاقی نمیوفته وقتی پاشدم چند دور سالن بیمارستان رو رفتم و اومدم بااینکه اولین راه رفتنم بود اصلا خمیده راه نمیرفتم و صاف قدم برمیداشتم از ترسم جرئت نمیکردم دوباره روتخت بخوابم اخه بلند شدن خیلی سخت بود ولی همه ی اینارو تحمل میکردم هرچی بود از درد طبیعی برام بهتر بود😅از لحاظ رسیدگی بیمارستان همه چیز عاالی بود حتی کاچی هم برام اوردن
غذاهاشون خیلی خوب بود تمیزی اتاقا و نحوه برخورد پرسنل هم که دیگه حرف نداشت خلاصه تجربه زایمانم بجز اون نیم ساعت درد طبیعی که کشیدم همه چی خیلی خوب پیش رفت و راضی بودم انشالله این حس قشنگ بزودی قسمت همه ی چشم انتظارا و مامانای باردار❤️
مامان آرن🩵 مامان آرن🩵 روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا اومدم براتون از تجربه زایمان طبیعی بگم
اول اینکه حتما کلاسای آمادگی زایمان رو ثبت نام کنید من به عنوان شخصی که آستانه درد خیلی ضعیفی دارم اگه بازم برگردم عقب باز طبیعی زایمان میکنم
تنفس و زور دادن درست رو یاد بگیرین حتما
۲۸ ام روز تولدم کیسه آبم سوراخ شد ولی پاره نشده بود
رفتم بیمارستان گفتن ۲ سانتم و کیسه آب شدیدا نشت داره
بردنم اتاق زایمان چون شهر دیگه مهمون بودم ماما همراهم نتونست بیاد
شروع کردم تنفس شکمی برام آمپول فشار زدن دردام که شروع شد با تنفس شکمی کنترل کردم
رسیدم ۶ سانت گفتن نیم ساعت دوش بگیر و زیر دوش ورزش های لگنی که یاد گرفتی انجام بده
بعد نیم ساعت اومدم آرایشمو تمدید کردم😅
رفتم رو تخت گفتن ۷ سانت مفید رو به ۸ سانت دیگه دردا خیلی شدید شد ولی بازم کنترل کردم ۹ سانت که شدم ماما گفت باهام همکاری کن با معاینه زود فول شی دردش وحشتناک بود ولی روند زایمانو خیلی سریع تر کرد باهاش همکاری کردم فول شدم
برش اندازه یه بند انگشت زدن ( بی حس کردن و اصلا هیچ دردی حس نکردم نه موقع بیحسی برش و بخیه اصلا درد نداشت)
بعد با ۳ زور درست که کلاس رفته بودم بچه به دنیا اومد و کل دردا رفتن
من اگه برگردم عقب بازم طبیعی انتخاب میکنم الان خیلی راحتم چند ساعت تحمل درد بهتر از تحمل چند هفته درده
و درد اصلی زایمان طبیعی ۴۵ دقیقه آخره
اینم بگم همکاری خیلی مهمه اگه همکاری نکنین خودتون اذیت میشین چون یکی قبل من اومده بود بعد من زایمان کرد و از ۶ جا حتی لبیا برش خورد ولی من یه برش جزعی از پرینه زدن
مامان جوجه🐣 مامان جوجه🐣 ۱۳ ماهگی
پارت3دکترا امدن دوباره معاینه کردن گفتن تا نیم ساعت زایمان میکنی یه دونه امپول زدن گفتن اینو بزنیم دیگه زود زایمان میکنی دیگه امپول رو زدن تا اینجا دردم خوب بود اموقع امدن بچه خیلی درد کشیدم تا اینجا هیچ جیغی نکشیدم چون رحم دیر باز میشه نباید جیغ داد کنی فقط نفس عمیق بکشین خیلی خوب جواب میده دیگه بچه امدنی اونقد جیغ زدم گلموم پاره شد از بیمارستان علوی راضی بودم رفتار پرسنل هاش هم خوب بود باهام فک کنم چون جمعه بود واسه همین دانشجو نبود چون بچه دوم بود هیچ برشی نزدن بچه هم به زور امد سراولی خیلی راحت امد تازه وزنشم از بچه دوم بیشتر بود دومی خیلی سخت بود الان سه روزه نمیتونم بشینم یا راه برم به نظر من سزارین راحت هستش از طبیعی خیلی ها میگن مگه عمل شدی طبیعی خوبه زایمان میکنی بعدش دیگه راحتی یه خدا طبیعی راحت نیست من راضی نبودم به طبیعی اگه پولش رو داشتم قطعا سزارین رو انتخاب میکردم شکمم هم خیلی درد میکنه با دارو اینا یکم دردش کم میشه
مامان نــــورا🦋 مامان نــــورا🦋 ۷ ماهگی
سلام مامانا میخام از تجربه زایمان طبیعیم بگم شاید بدردتون بخوره
اول این که برای زایمان طبیعی به بدنتون نگاه کنید باید خیلی بدن قوی و آماده ایی داشته باشین
من روز زایمانم ساعت ۷ صبح بیدار شدم خیلی ترشح های زرد داشتم همراه کمر درد تا ساعت ۱۲ ظهر ترشحات خیلی زیاد شد و غیر قابل کنترل بود و همچنان تنها دردم کمر درد بود رفتم مطب پیش دکترم گفت کیسه آبت پاره شده و چهار سانت دهانه رحمت بازه فوری برو بیمارستان و بستری شو منم الان میرم بیمارستان ساعت ۵ رفتم بیمارستان هفت سانت شدم و دردام قابل تحمل بود تو بیمارستان کلی ورزش انجام دادم پوزیشن های مختلف وقتی نه سانت شدم همه چی آماده کردن برا زایمان برام گاز انتونوکس وصل کردن با این که شنیده بودم خیلی کمک میکنه برای زایمان ولی هیچ تاثییری نداشت برا من امپول ایپیدورال خوب بود وقتی بخیه زدن اصن هیچی حس نکردم ولی با این همه چیز میزا خیلی خیلی زایمان ترسناکی بود ولی تنها خوبی زایمان طبیعی این که بعد عمل سرپایی ولی بازم به کسی پیشنهاد طبیعی نمیکنم چون خودم خیلی اذیت شدم 🥲💔
مامان میرانم مامان میرانم روزهای ابتدایی تولد
زایمان طبیعی :
دیگه واقعا دردام غیر قابل تحمل شده بود اما به حرف ماما گوش دادم و فقط نفس عمیق می‌کشیدم اصلا جیغ نزدم بهش ساعت دوازده و نیم شب بود که دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم گفتم اپیدورال بزنین گفتن دکتر رفته گفتم گفتید گاز میزنید گفت شانست الان نگاه کردم تموم شده قیافم دیدنی بود
اما گفت چون دختر خوبی بودی و همکاری کردی بهم مسکن زدن خیلی دردمو کم کرد و اومد معاینه کرد دوباره گفت خیلی خوبه و باید یکم کمکت کنم تا زودتر بیاد شکممو فشار میداد و از داخلم نمی‌دونم چیکار میکرد ولی درد زیادی نداشت که گفت امادست و گفت با چندتا زور بچه میاد آماده باش
منم باهاش همکاری کردم و بدون پارگی زایمان کردم
کلا دو تا بخیه خوردم اونم گفتن بخاطر جای ادراره
ولی درکل زایمان خیلی خوبی بود و خاطره خوبی برام شد وقتی هم که بچمو دادن بغلم کل دردام یادم رفت واقعا مامای خیلی خوبی داشتم و کلی بعد زایمان دعاش کردم
جوری کمکم کرد که اصلا اذیت نشدم با اینکه بچم تو لگن نبود و سرش تو لگن نمینشست و خیلی بالا بود از هر نظر عالی بود حتی تو معاینه ها هم اذیت نمی‌کرد
خدا خیرش بده خانم توکلی رو اونم بیمارستان دولتی و اینجوری هواتو داشتن خیلیه 😍
مامان پناه✨️ مامان پناه✨️ ۴ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۳
بعد دیگ دکتر واستاد دوخت و دوز ک حالم بد شد دیگه خوابوند منو البته خوابم عمیق نبود ولی خوب شد حالم😍 بعد اومدن بردن منو ریکاوری دخترمو اوردن خداروشکر شیر داشتم همونجا گذاشتن شیرش دادم خیلی حس خوبی بود بخدا واسه همتون این لحظه رو ارزو کردم🥹 ولی ولی اصل ماجرا این جا شروع شد که بردنم بخش و دردام کم کم شروع شد😂 واقعا سزارین سخته خیلیم سخته خیلی خیلیم سختهههههه ولی فقط یک روزه ینی یک روز کامل دهنت سرویسه از درد و فلج بودن و بخیه و ماساژ رحمی و اولین راه رفتن و .... اما از فرداش دیگ خوبه خوب میشی... دردام روز اول زیاد بود ولی دکترم یه جوری واسم سرم و امپول نوشته بود که خیلی آرومم میکرد... خودشم گفت پمپ درد نگیر من ی جوری دارو میدم کار همونو بکنه که واقعا هم همین بود سرمایی ک میزدن خیلی ارومم میکرد... خدایی امروزم ک روز دومم بود خیلی کم درد داشتم فقط برای پاشدن راه رفتن هنوز یکم اذیتم حتی رد بخیه هام تیر نمیکشه اونقدی... خلاصه سزارین تجربه خوبی بود ولی خب اگر میتونستم بدون عوارض زایمان طبیعی کنم قطعا طبیعی میاوردم ولی طبق نظر پزشک و شناخت خودم از بدنم با طبیعی دهنم سرویس میشد ... توانم برای سزارین خوب بود الحمدالله اگه به چشمتون میبینید اصلا شک نکنید زایمان خوبیه.
همین دیگه الانم بغل دستم خانوم خوابه و هی واسش میمیرم🥹❤️
سونیا🌱 سونیا🌱 قصد بارداری
مامان بچه مامان بچه ۲ ماهگی
پارت آخر زایمان طبیعی
ماماعه به مامانم گفت هروقت موهاشو دیدی صدام کن که ببریمش اتاق زایمان من آخراش دیگ درد زیادی نداشتم فقط حس زور داشتم که ماما میگفت هروقت حس زور داشتی زور بزن ول نکن یکم حال نداشتم بخاطر اون دردا ولی دیگ زوره خودش میومد منم موقع زور زدن ول نمیکردم که سریع به دنیا بیا مامانم موهاشو که دید ماما رو صدا زد من رفتم اتاق زایمان مامانمو بیرون کردن اونجا ۵ دقیقه ای زایمان کردم یه خانومه هم اومده بود شکمو فشار میداد گفتم خانوم دنده هام شکست من خودم دارم زور میزنم دیگ بعد ول کرد بچه یو ربع به پنج به دنیا اومدو نافشو که زدن خشکش کردن گذاشتنش رو سینم بعد ماماعه بخیه زد بی حسی زده بود درد بخیه زدن حس نمیکردم ولی موقعی که توشو نمیدونم با گاز بود باند بود چی بود تمیز می‌کرد یکم درد داشت ولی درکل همه گفتن خوب بود زایمانم خودمم راضی بودم خدارشکر.. خیلی از سزارین عوارضاش بهتر بود الانم که سرحالم خدارشکر فقط بخیه هام هنوز نیافتاده ولی میتونم همه کارامو بکنم ولی باید مراعات کنی که زودتر خوب بشی به نظرم میارزه چون خیلی زود تموم میشه و فراموش میکنی