۶ پاسخ

من یبار رفتم حسینیه سمت مادر شوهرم اینا انقد فضول بودن یکی گفت بچه رو بده بهم گفتم ببخشید نمیشه ، یکی گفت چرا پوشوندی بزار باد کولر بخوره یکی ماچش کرد یکی گفت وااا شیر خشکیه بدبخت ... نیم ساعت نشده بلند شدم اومدم مردم چ بیکارن من خودم وقت نمیکنم تو زندگی خودم دخالت کنم غریبه ها.....

اتفاقا کسی چیزی بگه میگم مهم نیست من راحتم یع بار به مادرشوهرم گفتم 😂😂😂چون فقط اون فضولی کرد

ب کسی ربط نداره ولی تا دلت بخواد گ و ه خور تو زندگیم دارم

اخ اگه میتونستم انقد رک جواب بدم

اوف دقیقاااا

اره واقعا کاش بهشون بگن ما خودمون دلسوزتر از شماییم چرا یه حرفایی میزنین که ادم فک میکنه مادر اونان🫠

سوال های مرتبط