۹ پاسخ

والا من بچم از اول همین بود هنوزم هست

من یک ماهی هست درگیرش هستم
دستم رو ول نمیکنه
انگشتم رو میگیره میکشه میبره هرجا میخواد بره. یا باید بغلش کنم. اصلا تنها بازی نمیکنه. ولی خب خداروشکر داره بهتر میشه و از شدتش کاسته میشه.
میگن موج دوم اضطراب جدایی!

دختر منم همینه

دختر منم دقیقاا همینجوری شده....دیگه اصلا مغزم نمیکشه...یه چیز هم که میخاد فقط جیغ میزنه😑😑😑

من بچم هروقت بخاد دندون در بیاره اینجوری بهونه گیر میشع این چیزا عادیه تو بچه ها

دختر من همینه

دخترمنم همبنجوریه یکسره دنباله منه هرکاری هم بخام بکنم از پاهام آویزون میشه

از شیر گرفتیش؟

پسر منم دقیقا همینه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان گندم🧚‍♀️🌾 مامان گندم🧚‍♀️🌾 ۲ سالگی
آقا میخام یه جیزی بگم ببنید حق با کیه
خب من از وقتی عمل کردم چون دو هفته دوره نقاهت داشتم دکتر گفته بود نزدیکی نباید داشته باشی تا بخیه هات رو بکشی بعد از وقتی عمل کردم منو دخترم تو اتاق رو تخت میخوابیم شوهرم تو پذیرایی البته خودش گفت میترسم لگد بزنم‌بهت دوم این ک دخترمو نمیتونستم بغل کنم مجبور بودم رو تخت پیش خودم بزارمش خلاصه ک دوهفته تموم شد بخیه هام رو کشیدم از اون موقعه هم همش خودم پیش قدم میشدم خلاصه چون تا ۴ هفته نمیتونستم دخترم رو بغل کنم بازم پیش خودم رو تخت میخوابید حالا چند روز چند بار به شوهرم گفتم بیا سرجات بخواب میگه نمیام هی منم باز گفتم بیا سرجات گفت نمیام اینجا راحتترم منم گفتم منم دیگه نمیام سمتت وقتی برات مهم نیست ک بیای پیشم بخوابی چیزی نگفت خو همچنان تو حالت عادی الان خواب بود ولی الان همچنان بیداره منتظره برم سمتش منم چند روزه خیلی باهاش حرف نمیزنم سر این موضع منم الان منتظره من نرفتم بنظرتون ادامه بدم تا بفهمه ناراحتم یانه قرار نیس همش من برم ک خودش میدونه من بدم میاد جدا بخوابیم حتی وقتی قهریم هم جدا نمیخوابیم