۵ پاسخ

خدا حفظش کنه گلم
مبارک باشه❤️❤️❤️

منم خيلي افسرده شده بودم هنوزم روم مونده متاسفانه ولي خداروشكر خيلي بهترم و روز به روز بيشتر عاشق پسرم ميشم 🥹

تولد گل دختری پیشاپیش مبارک امیدوارم هرروز موفقیتاشو جشن بگیری 🧿🩷
پسر منم تیر ماهیه😬

دختر منم
میخای براش چیکاکنی مامانی

دلبند منم 6روز دیگ 1سالش میشه خدارو هزارمرتبه شاکرم بابت وجودش شده رفیق. شده همدم شده مونس تنهاییام

سوال های مرتبط

مامان نویان مامان نویان ۲ سالگی
پارسال اینموقه داخل بیمارستان بود و نویان رو به دنیا اورده بودم چه حال عجیبی داشتم از یه طرف بخاطر بیهوشی گیج و گنگ بودم از یه طرف نویان رو میدیدم و چقدر ذوق میکردم بهترین حس دنیا رو اون ساعت ها داشتم با اینکه کلی درد داشتم اما خوشحالیم بیشتر از درد خودشو نشون میداد امشب یکسال از اونشب میگذره و چقدر دلم تنگه برای ثانیه به ثانیه اون روز و شبا با اینهمه سختی که این یکسال کشیدم اما بازم خیلی زود گذشت انگار به یه چشم بهم زدن نویان یکسالش شد. بزرگ شدنشون شیرینه اما تموم شدن دوران نوزادیشون غمگینه من هنوزم خیلی وقتا میگم کاش برگردیم عقب کاش دوباره ۹ ماهه بشم دوباره نویانو بدنیا بیارم دوباره بدن کوچولوشو بغل کنم خیلی شیرین بود اون لحظه ها خدارو شکر میکنم برای اینکه بهم‌ لطف کردم و این حس و حال رو بهم هدیه داد مادر شدن واقعا عجیب ترین و شیرین ترین اتفاق دنیاست .. انشالله که خدا دامن تمام زنان دنیا رو که منتظر مادر شدن هستن سبز کنه و این حس زیبا رو بهشون هدیه بده🙏🏻
مامان هانا کوچولو👧 مامان هانا کوچولو👧 ۱۳ ماهگی
فردا یعنی ۱۱ خرداد دخترخوشگلم یکسالش کامل میشه
حس عجیبی دارم،هم خوشحالم هم ناراحت
چقدر زود گذشت،با تموووووووووم چالش هاش من خیلی دوستش داشتم
نمیدونم مادرخوبی براش بودم یا نه،یه جاهایی خسته شدم،کم آوردم،عصبی شدم،باهاش تندی کردم ولی از جونمم بیشترو بیشتر دوستش دارم،سعی کردم کوتاهی نکنم از وظیفه مادربودنم،سعی کردم بهترین مامان واسش باشم،سعی کردم بهترین هارو داشته باشه،بهترین لباسا،غذاها،تا جایی که بلد بودم مادری کردم براش،خب منم اولین بار بود که مادر بودم و بی تجربه
دخترم تموم قلبمه،تموم زندگیمه
هانای من داره یکساله میشه و من اصلا باورم نمیشه،انگار همین دیروز بود برای اولین بار آوردنش و صورت سفید و گرم و نازش رو چسبوندن به صورتم و گفتن این عروسک دختر توعه
هنوزم وقتی یاد اون لحظه میوفتم گرمای پوست نرم و سفیدش رو حس میکنم😍🥹
چه روزایی که فقط وقت گذروندن با هانا حالم رو خوب میکرد
چه روزایی که تو بازی با دخترم غرق شدم و تموم ناراحتیامو فراموش کردم،دلم برای تک تک لحظه هایی که تو این یکسال با هانا گذروندم،حتی لحظات سختش تنگ میشه،دختر کوچولوی من تنها همدمه منه🥹😍دورش بگردم
تو فکرشم یه جشن تولد خانومانه براش بگیرم
با اینکه سختمه و این روزا خیلی خسته میشم ولی تموم جون و توانمو به کار میگیرم و برای دخترم بهترین جشن تولد رو میگیرم

اینو اینجا از ته ته ته قلبم و با تموم وجودم برای دختر خوشگلم مینویسم😍
هانای من،دختر خوشگل و بلوری من😍مامان تموم جونش رو میده برای یه خنده ی تو😍جوری دوستت دارم که نمیتونم اندازه ش رو بیان کنم
تولدت پیشاپیش و یک روز جلوتر مبارک دختر مامان😍❤️
بمونه یادگار ۱۰ خرداد ۴۰۵
جشن تولد یکسالگی تولد دختر مادرانگی