شوهر منم دیروز تهدید کرد گفت تو که شیر نمیدی شیرخشکیه یجور بزرگش میکنم نفهمه مادر نداره.منم بچه انداختم بغلش گفتم برو گمشو ی ساعت نتونست نگه داره اومد گفت غلط کردم ..ولی خیلی دلم شکست
آب هویج، دلستر تلخ ، شیرو زیاد میکنه عزیزم
کاش شوهر منم مثل شوهر تو گیر بود میگفت شیشه نده بخور سینت با اینکه خودشون گفتم شیشه بده بهش دیگه سینت نبینم بدی قربون دل پر دردت خواهر بخاطر بچه ها سوخت ساخت
عزیزم اولاش همه همینجوریم یکم صبوری نمیدونم بچه اولته یا نه ولی منو شوهرم عاشقو مجنون بودیم از وقتی شاهان اومده مثل اول نیستیم همش دنبال بحثه دعواعه بشین باهاش حرف بزن بگو نیاز به حمایتت دارم به خودت تو باید بشی پشتو پناه من و دخترت نه زخم رو زخم بزنی مرد جماعت همه بچن تا ۳۵ همه اینجورین تو فکر کن دوتا بچه داری تو کوتاه بیا
وا شوهر من همون یذره شیرم نزاش بدم ک دلدرد نشع میگه فقط شیرخشک بده این چقد بی فکره اخه
میفهمت عزیزم اروم باشدبه خاطر نوزادت غذاهای اب دار سوپ و اش و ابگوشت یا حتی دلستر بخور ببین شیرت زاید نمیشه یا برو داروخانه قطره شیر افزا بگیر بخور انشالله همه چیز درست میشه
مشاور برو
صبوری کن
و بزن به بیخیالی
فک کنم زندگی هممون با بچه آوردن داغون شد
کدوم حرفش
اون تهدید کرده؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.