۶ پاسخ

دخترمو میبرم دست ستشویی باز پسرمو ببرم بشورم بخدا قسم خسته شدم سخته ن مامانی با مامانم قهرم خواهرم تهرانه کسی نیست مادر شوهرم ک جای دخترشه بچه دخترشو نگه می‌داره من تنهام بخدا سخته

بخدا سخته همش غذا درست کن خونه تمیز کن چارو کن حموم ببر بچه هارو بچه بغلمه کار هم میکنم دخترم نگه نمی‌داره

یک ماه دیگه بهتر میشه

مال منم همینه اضطراب جدایی گرفتن فک کنم
من دیگ از کار خونه و رسیدگی مداوم بهش گذشتم همون گریه نکنه یا خاب باشه یا همسرم باشه پیشش گریه نکنه تند تند غذا میپزم و ظرف میشورم بقیه رم گاهن خودشو میزارم تو روروئک دنبالم میبرمش انجام میدم ولی خب مثل قبل مرتب نیست خونم و فدا سر بچه

انگار تو این سن همینجور میشن از من که دوتان تازه دختره ۶ ساله هم دارم غذا میخواد کیک میخواد بازی میخواد

عزیز جان خودت که تجربه ات بیشتره هم سن اضطراب جدایی اش هست هم درد دندون، واسه همین بچه مدام به مادر می چسبه پسر منم همینع

سوال های مرتبط