۱۰ پاسخ

خلاصه ک پیاده روی مو داشتم و گل مغربی هم تقریبا استفاده می‌کردم عید قربان هم رد شد و من همچنان دردام شروع نشد ۳۹ هفته ۴ روز رفتم ی دکتر دیگ اونم معاینه ام کرد یکم دهانه رحمت نرم شده ولی دیگ نهایت ۴۰ کامل شد برا دوسه روز دیگ برو بیمارستان بستری شی چون آب دور بچم زیاد بود گفت از این بیشتر نگه دار بچه رو خوب نیس براش ماما هم گفت چهارشنبه ۴۰هفته کامل میشد گفت برو بیمارستان ک بستریت کنم و با آمپول فشار بزنم دنیا بیاد نینی .خلاصه ک ۴۰ هفته شد و فرداش ک چهارشنبه ظهر قرار شد برم سمت بیمارستان آخر شب بود گفتم کو ی یکم پله روی کنم ادامه اش پایین میزارم

هم سر بچم بیاد پایین هم شاید دهانه رحمم نرم شه کلی پله رفتم اومدم اونم آروم آروم نه تند میرفتم بالا پایین اومدم خونه خابیدم ساعت ۳ونیم نصف شب با دردای خفیف زیر دل بیدار شدم ک هر چند دقیقه می‌گرفت و ول میکرد در حد ۱۰ ثانیه .هیچی خلاصه تا ساعت ۶ این درد خفیف و قابل تحمل داشتم با دم باز دم کنترل کنترل میکردم ساعت ۶ زنگ زدم ماما گفتم دردام ب این صورته گفت دوتا قرص هیوسین بخور اگ کاذب باشه قطع میشه ک خوردم و ولی قطع نشد ک ماما گفت پس دردای خودته پاشو برو بیمارستان چون یک ساعت راه بود دیگ زودتر راه افتادیم تا ۸ رسوندم خودمو بیمارستان اونجا تا رسیدم معاینه کردن

گفت ۳ سانتی و دهانه رحمت هم خیلی خوب نرم شده دیگ زنگ زدم مامارو تا اون بیاد ان اس تی گرفتن خوب بود همه چی دردمم تقریبا قطع شده بود یا دیر ب دیر می‌گرفت ماما هم تا ۹ونیم خودش رسوند دیگ اومد معاینه کرد خودش و کیسه ابمم زد ترکوند و تا آمپول فشار زد نشستم رو توپ نقاط فشاری برام انجام می‌داد دوباره دردام شروع شد ولی بازم قابل تحمل بود با دم و بازدم دیگ بعد یک ساعت رو توپ بالاپایین کردن دردام داشت بیشتر می‌شد چندبار ‌ از اون گاز های بی درد هم برام میزد گفتم داره فشار ب مقعدم میاد گفت پاشو برو رو تخت معاینه کرد ۶ سانت شده بودم ولی هنوز سرش پایین نیومده بود گفت ب حالت سجده قرار بگیر

و هروقت دیدی زور بهت میاد تو هم زور بزن انگار میخاد دفع کنی 😬 اوج دردام زور زدنم یک ساعت طول کشید از ساعت ۱۱ تا ۱۲ .ک دیگ ۱۲ آماده کردن همه چیو گفت حالا چندتا زور مشتی بزن ک بیاد بیرون دیگ مام زدیم و چون دهانه واژنم تنگ بود یک کوچولو برشداد ک سرش راحت‌تر بیرون بیاد خلاصه ک ساعت ۱۲ پسر کوچولوی مامان دنیا اومد ولی کلی از دهنش آب دورش خورده بود بیرون آوردن .در کل از این زایمانم خیلی راضی بودم چون دردای خودم شروع شد قابل تحمل تر بود اوجش هم همون یک ساعت بود .ولی زایمان های قبلی با آمپول فشار بود دردش یکم بیشتر بود اما چون زایمان قبلیهم ماما داشتم میشد کنترل کرد .

چقدر خوب ایشالاه منم این سری راحت باشه بچه اولم چون درد خودم بود خیلی راضی تر بودم دومی سوزن فشار زدم امیدوارم این یکی زود تر با درد خودم دنیا بیاد

……..

دو قلوهات رو هم طبیعی آوردی

همچین کیف میکنم یکی با انرژی از زایمان طبیعی میگه روحیه میگیرم😁

خدا روشکرررررر به سلامتیییی
بارداری دوقلو هم طبیعی به دنیاشون اوردی؟

بخیه هم داخلی خوردم هم ۴ تا بیرونی ی دونه هم زیبایی بیشتر زد گفت مث روز اول شی🤪 سر بخیه هامم تو این ۲۰ روز از همون اول اصلااذیت نشدم با این ک از همون لحظه ک زایمان کردم سرپا شدم حتی از بیمارستان اومدم خونه یک راست رفتم تو آشپزخونه پخت و پز و شروع کردم خونه رو مرتب کردم 😅😬

سوال های مرتبط

مامان رایان 💙 مامان رایان 💙 ۴ ماهگی
خب خانما میخام از تجربه ام از زایمانم براتون بگم 🥰پارت یک
من احتمال زایمان زودرس داشتم دو ماه شیاف پروژسترون مصرف کردم و پساری داشتم 36 هفته و 3 روز بودم دکترم پساری رو دراورد و بهم گفت برو ورزش کن من ورزش هامو شروع کردم و پیاده روی کردم 37 هفته و 6 روز رفتم دکتر ک گفت ی فینگری و معابنه تحریکی برام انجام داد دکتر و گفت ک اگه تا 25 اسفند دردت نگرفت برو بیمارستان برای زایمان من همون شب حس کردم حرکات بچم کم شده رفتم بیمارستان و معاینه کردو گفت همون ی سانته و معاینه نتیجع نداده و ان اس تی گرفتم گفتن برو و شیاف گل مغربی استفاده کن من همون شب شیاف و استفاده کردم و از فرداش کل روز و پیاده روی ورزش هامو انجام دادم و درد هم داشتم 25 ام شد من رفتم بیمارستان درد هم داشتم ولی منظم و شدید نبود معاینه شدم گفت ک یک سانت و نیم گفتم من و بستری کنین گفتن چرا میخایی با مکافات زایمان کنی گفتم اره میخام بامکافات زایمان کنم منو بستری کنین زنگ زدن ب دکترم و شرح حال دادن گفت ک بهش بگو ک من تو تعطیلات هم هستم نگران نباش و برو هرموقع درد داشتی بیا من با نا امیدی امدم و دیگه ورزش نکردم ولی شیاف گل مغربی رو مصرف میکردم
#فرزندپروری#زایمان
مامان مسیحا💙مهراس مامان مسیحا💙مهراس ۱۰ ماهگی
دکتر گفت چهارشنبه بیا بازم ویزیتت کنم و اگه شد بستری بشی چهارشنبه دقیق ۴۰ هفته بودم تواون یه هفته هم همه کار کردم
تا چهارشنبه رفتم و با گل مغربی معاینه کرد ک یه کم دهانه نرم تر بشه گفت ۲سانتی ولی معاینه ات خوب نیس دهانه رحم سفت و دولایه شده
گفتم منو بستری کن من هیچ دردی هم ندارم خسته شده بودم دیگه
دکتر بستری کرد و تا کارمو کردم ساعت۱۲ سرم فشار وصل کردن (تو زایمان قبلیم باامپول فشار ۱۰ساعت زایمانم طول کشید) اینم گفتم انشالله تا شب تموم
ماماهمراهم اومد و ورزش هارو شروع کردیم و بعددوساعت معاینه کرد گفت ۳ سانت ولی همچنان سفت و دولایه دردهای کمی هم داشتم تا ساعت ۵ ورزش کردم و دکتر کیسه اب و زد
دردهام بعدش داشت شدید میشد ورزش کردم روتوپ رفتم دوباره با گل مغربی معاینه تحریکی کرد ماماهمراهم .تا ساعت ۱۲ شب شدم ۶سانت با دردهای خیلی زیااااااد حتی از زایمانم قبل هم دردهام ب جرئت میگم بیشتر بود خیلی تند و شدید بود و اینکه پیشرفت زیادی نداشتم خستم میکرد
پارت بعد
مامان کیان و مهیار🩵 مامان کیان و مهیار🩵 ۱ ماهگی
مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان مهراد مامان مهراد ۱۱ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم