خلاصه ک پیاده روی مو داشتم و گل مغربی هم تقریبا استفاده میکردم عید قربان هم رد شد و من همچنان دردام شروع نشد ۳۹ هفته ۴ روز رفتم ی دکتر دیگ اونم معاینه ام کرد یکم دهانه رحمت نرم شده ولی دیگ نهایت ۴۰ کامل شد برا دوسه روز دیگ برو بیمارستان بستری شی چون آب دور بچم زیاد بود گفت از این بیشتر نگه دار بچه رو خوب نیس براش ماما هم گفت چهارشنبه ۴۰هفته کامل میشد گفت برو بیمارستان ک بستریت کنم و با آمپول فشار بزنم دنیا بیاد نینی .خلاصه ک ۴۰ هفته شد و فرداش ک چهارشنبه ظهر قرار شد برم سمت بیمارستان آخر شب بود گفتم کو ی یکم پله روی کنم ادامه اش پایین میزارم
هم سر بچم بیاد پایین هم شاید دهانه رحمم نرم شه کلی پله رفتم اومدم اونم آروم آروم نه تند میرفتم بالا پایین اومدم خونه خابیدم ساعت ۳ونیم نصف شب با دردای خفیف زیر دل بیدار شدم ک هر چند دقیقه میگرفت و ول میکرد در حد ۱۰ ثانیه .هیچی خلاصه تا ساعت ۶ این درد خفیف و قابل تحمل داشتم با دم باز دم کنترل کنترل میکردم ساعت ۶ زنگ زدم ماما گفتم دردام ب این صورته گفت دوتا قرص هیوسین بخور اگ کاذب باشه قطع میشه ک خوردم و ولی قطع نشد ک ماما گفت پس دردای خودته پاشو برو بیمارستان چون یک ساعت راه بود دیگ زودتر راه افتادیم تا ۸ رسوندم خودمو بیمارستان اونجا تا رسیدم معاینه کردن
گفت ۳ سانتی و دهانه رحمت هم خیلی خوب نرم شده دیگ زنگ زدم مامارو تا اون بیاد ان اس تی گرفتن خوب بود همه چی دردمم تقریبا قطع شده بود یا دیر ب دیر میگرفت ماما هم تا ۹ونیم خودش رسوند دیگ اومد معاینه کرد خودش و کیسه ابمم زد ترکوند و تا آمپول فشار زد نشستم رو توپ نقاط فشاری برام انجام میداد دوباره دردام شروع شد ولی بازم قابل تحمل بود با دم و بازدم دیگ بعد یک ساعت رو توپ بالاپایین کردن دردام داشت بیشتر میشد چندبار از اون گاز های بی درد هم برام میزد گفتم داره فشار ب مقعدم میاد گفت پاشو برو رو تخت معاینه کرد ۶ سانت شده بودم ولی هنوز سرش پایین نیومده بود گفت ب حالت سجده قرار بگیر
و هروقت دیدی زور بهت میاد تو هم زور بزن انگار میخاد دفع کنی 😬 اوج دردام زور زدنم یک ساعت طول کشید از ساعت ۱۱ تا ۱۲ .ک دیگ ۱۲ آماده کردن همه چیو گفت حالا چندتا زور مشتی بزن ک بیاد بیرون دیگ مام زدیم و چون دهانه واژنم تنگ بود یک کوچولو برشداد ک سرش راحتتر بیرون بیاد خلاصه ک ساعت ۱۲ پسر کوچولوی مامان دنیا اومد ولی کلی از دهنش آب دورش خورده بود بیرون آوردن .در کل از این زایمانم خیلی راضی بودم چون دردای خودم شروع شد قابل تحمل تر بود اوجش هم همون یک ساعت بود .ولی زایمان های قبلی با آمپول فشار بود دردش یکم بیشتر بود اما چون زایمان قبلیهم ماما داشتم میشد کنترل کرد .
چقدر خوب ایشالاه منم این سری راحت باشه بچه اولم چون درد خودم بود خیلی راضی تر بودم دومی سوزن فشار زدم امیدوارم این یکی زود تر با درد خودم دنیا بیاد
……..
دو قلوهات رو هم طبیعی آوردی
همچین کیف میکنم یکی با انرژی از زایمان طبیعی میگه روحیه میگیرم😁
خدا روشکرررررر به سلامتیییی
بارداری دوقلو هم طبیعی به دنیاشون اوردی؟
بخیه هم داخلی خوردم هم ۴ تا بیرونی ی دونه هم زیبایی بیشتر زد گفت مث روز اول شی🤪 سر بخیه هامم تو این ۲۰ روز از همون اول اصلااذیت نشدم با این ک از همون لحظه ک زایمان کردم سرپا شدم حتی از بیمارستان اومدم خونه یک راست رفتم تو آشپزخونه پخت و پز و شروع کردم خونه رو مرتب کردم 😅😬
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.