۷ پاسخ

نه بابا مگه گونیه که صدا بده بشنوی 😅😅😅😅هیچی نمیفهمی ولی خب ی استرسی همراته که بچه سالم بیرون بیاد صدای گریشو بشنوی ...
اونجا همه چی تحت کنترله نگران نباش

من که هیچی یادم نمیاد کلا انگار تو اغما بودم فقط یک اوایلش یادمه ک تیغ روی شکمم حس میکردم

من ازشدت استرس و ناراحتی زیاد تواتاق عمل فقط بالا میاوردم خیلی حالم بد شد

من هیچی حس نکردم هییییچی فقط از پشت پرده می‌دیدم تکونای دکتر و دستیارش رو .وگرنه هیچی حس نمی‌کردم
استرس خیلی داشتم اینکه یهوجاییم درد بیاد ولی خب خداروشکر استرس بیخود بود و همش منتظر بودم صدا گریه بچه روبشنوم😍
دکترم حین عمل برا خودش زیر لب آهنگ معین رو میخوند😄
منم تو دلم میگفتم چه خل و چله🤭

نه سزارین اصلا نه صدا میشنوی نه درد میفهمی هیچی

نه ولی وقتی داشتن میبریدن حس میکردم و میفهمیدم ولی دردی نداشتم چون سر نمیشدم اونم دلیل خوردن مسکن زیاد و غلظت خون بود فقط بیرون آوردند حالم خراب شد اونم چون چسبندگی خیلی زیادی داشتم به دنده ها و معدم فشار وارد شد از اونموقع دو سال میگذره و من همچنان درد دارم💔

نشنیدم ولی دیدم ضربان قلبم زیاد رفت بالا استرس زیاد گرفتم

سوال های مرتبط

مامان محمدو هدی مامان محمدو هدی ۷ سالگی
مامان اشکان مامان اشکان ۶ سالگی
سلام
دلم قد يه دنیا گرفته‌
برای شوهرم همه کار کردم توی مشکلات همیشه کنار خودش و خانواده اش بودم‌ با همه‌ی کم و زیاد ها زندگی کردم‌ باهاش بخدا همه دردی گرفتم توی این زندگی مریض شدم‌ ولی‌ بارها باهام سرد شده‌ بوده و بد رفتاری میکرده اما الان چند وقتی هست که‌ دیگ واقعا متوجه نفرتش از خودم می‌شم و میدونم از من خيلی بدش میاد باهمه خوبه ميگه می‌خنده ولی‌ توی کل روز ۵ دقیقه هم باهام حرف نمیزنه قشنگ متوجه این‌که منو ناديده می‌گیره می‌شم 😔😔😔طلاق نمیتونم بگيرم زندگی کردن هم خیلی برام سخت شده
مثلآ يه پولی خرج میکنه يا برای کسی کاری انجام میده بامن بد می‌شه نمیدونم چرا بخدا من بیگناهم
امشب انقدر بی‌صدا اشک ریختم که‌ احساس خفگی دارم حس میکنم نمیتونم نفس‌ بکشم
امشب از خدا خواستم فقط هرچه‌ زودتر راضی به مرگم بشه و بميرم چون‌ واقعا هيچ دلیلی برای لذت بردن از زندگیم ندارم نع وسيله نو دارم نه‌ هيچ چيز ديگه ای
دعا کنيد بميرم راحت شم 😔😔😔😔😔😔
فرزند پروری بچه داری شربت استامینوفن زایمان طبیعی #زایمان سزارین #زایمان طبیعی #پوشک
#شیرخشک
#زایمان طبیعی
#زایمان سزارین