ببخشید از چند هفته شروع کردین به رعایت این موارد؟!
مثلا از کی ورزش و پیاده روی کردین؟
یه ق چای خوری تخم شوید+یه ق چای خوری گل گاو زبون +مقداری گل محمدی +یه ق چای خوری آویشن تو قوری دم کنید برای دمنوش . با نبات یا وقتی یکم سرد شد با عسل بخورید .
برای جوشونده
جوشونده یعنی مثلا سه لیوان آبه باید انقد بجوشه که بشه یه لیوان .
یه ق چ سیاهدونه تو یک و نیم استکان آب بجوشه
تا نصف استکان جوشونده بمونه
با نصف استکان جوشونده گل بابونه
مخلوط کنید با یکم عسل
از اوایل شروع درد هر نیم ساعت تا یک ساعت
یه قاشق ازش بخورید .
من وقت نداشتم یه لیوانشو تو راه بیمارستان خوردم .
برای آبزن هم
یه ق غذاخوری تخم شوید
یه ق غ بابونه
یه ق غ آویشن
مقداری گل محمدی
ریختم تو یه قابلمه با سه لیتر آب ۱۵ دقیقه جوشید
و بعد ریختم تو وان و ۲۰ دقیقه داخلش نشستم.
ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربهت
انشالله خیر دنیا و آخرت ببینی
منم زایمان سومی هستم موقع شیر دادن دعا کن زایمان خوب و راحتی داشته باشم و بچه ام سالم بدنیا بیاد
🌹🌹🌹
خداروشکر راحت بوده
منم اولی اذیت شدم دعا کن دومی راحت باشه
چرا تو کلاس گفتن زیر 4 سانت دمنوش و... نخورین؟
دمنوش باعث مدفوع نمیشه؟؟
امیدوارم برای شما هم مفید باشه
نرسیدم دمنوش زعفران درست کنم
اونم نوشتم خوبه
اما بعضی جاها هم خوندم خیلی غلیظ نباید باشه .
ان شاء الله شما هم به سلامتی نی نی هاتونو بغل کنید و زمان زایمان تون طولانی نباشه .
اگر مفید بود برای منم دعا کنید .
و چهارمین مورد
دمنوش های قبل رفتن به بیمارستان
من از ساعت ۱۲ شب دردهام شروع شد
رفتم تو حیاط یه فرش پهن کردم یه کم توسلات داشتم به ائمه و با خدا خلوت کردم و کمک خواستم
زیارت عاشورا خوندم و به حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان متوسل شدم و چند شاخه صلوات بهشون هدیه کردم
نماز صب خوندم و کم کم بلندشدم به سرگرم کردن خودم و همزمان کمرمم ماساژ می دادم و راه می رفتم
صبح یه دمنوش آویشن و تخم شوید با عسل خوردم
تقریبا دردهام منظم شده بود و ساعت ۱۰ راه افتادم به سمت بیمارستان
یه جوشونده سیاهدونه + بابونه درست کردم
توی طب اسلامی خونده بودم که خیلی موثره
و تو راه کم کم خوردم
ساعت ۱۱ رسیدم بیمارستان
معاینه شدم و طبق معمول ۴ سانت بودم
بستری شدم
ساعت روبه رومو نگاه کردم و باهاش حرف زدم
احتمال دادم تا ساعت ۶ یا ۸ شب همدمم باشه
بهش گفتم لطفا زود بگذر
چون من سر قبلی ها با ۴ سانت که میرفتم بازم ۶ ۷ ساعت درد می کشیدم
دردام زیاد بود اما قابل تحمل
تمرکزم روی ماساژ و نفس عمیق بود
ماما اومد برای وصل دستگاه ضربان قلب و فشار و آنژیوکت
و معاینه کرد و گف ....
داری فول می شی
هنگ کردم
باورم نشد
یهو بخش به جنب و جوش افتاد
سریع به دکترم زنگ زدن
۲۰ دقیقه ای اومد بالا سرم
یکم آرومم کردم و معاینه کرد
و رفتم اتاق زایمان .
خودمم باورم نمیشه
زایمان پرپسه سختیه
سخت بود برام
اما با روحیه خوب بهتر می گذره .
به نظرم آبزن و دمنوش و جوشونده آخری و نفس عمیق خیلی خیلی موثر بود و من خیلی تحقیق و مطالعه کردم از بین همه گزینه ها این دوسه موردو یادداشت کرده بودم و انجام دادم که عالی بود برام .
سر هر سه زایمانم یه مقدار دردو تو خونه تحمل می کنم وبا این سر گرمی ها یکم از زمان می گذره
واقعا اگر با یکی دوسانت برید بیمارستان ساعت بیمارستان براتون سال می گذره
من همیشه که رفتم بیمارستان و معاینه شدم ۴ سانت بودم .
دوسه تا تجربه مفید سر این یکی داشتم که خودمم باور نمی کردم انقدر موثر باشه .
پیاده روی خیلی کم داشتم اما یکی دوهفته آخر براش چند ساعتی وقت گذاشتم و پله نوردی که خونمون پله داشت و سعی کردم بعد پیاده روی لز پله ها استفاده کنم .
دومین مورد نفس عمیق که سر قبلی ها اصلا استفاده نکردم اما ایندفه سر هر درد نفس عمیق می کشیدم و واقعا تو کم شدن درد ها و حواس پرتیم از درد خیلی کارآمد بود .
سومین مورد
روز قبل زایمان دیدم داره ۴۰ هفته ام میگذره و نگران رشد بیش از حد نی نی شدم و طبق تحقیقاتم یه آبزن تهیه کردم
دوسه ق غ تخم شوید
دپسه ق غ بابونه
گل سرخ
گل محمدی
و آویشنو ریختم تو مقداری آب و یه ربع جوشوندم
و بعد داخل وان با مقداری آب قاطی کردم و ۲۰ دقیقه داخلش نشستم که به نرم شدن دهانه رحم خیلی کمک کرد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.