شرح زایمان طبیعی من🩷

قرار بود قم بیمارستان امام رضا با ماماهمراه اولین زایمانم رو تجربه کنم، خیلی برای زایمان طبیعی تلاش کرده بودم قبل از بارداری ورزش می کردم و فقط سه ماهه اول بارداری به خاطر ویار شدید نشد ورزش کنم.
دوره های مختلفی رو گذروندم برام مهم بود اطلاعاتم بالابره درباره سیر زایمان طبیعی البته که همیشه پس ذهنم این بوده که خداوندگار در خلقت من این قدرت و این اتفاق مهم رو نهادینه پس این منم که باید باور کنم و انجامش بدم
تو طول این ۹ ماه هیچ وقت به سزارین فکر نکردم و همیشه به خودم می گفتم که باید پیش مامایی باشم که اگر روز زایمان من از شدت درد حتی اگر التماس کردم به سزارین ایشون توجه نکنه به حرفم:)
سخت گرفته بودم به خودم اما می دونستم اگه تلاش کنم نتیجه میده
همیشه فکر می کردم مثل زمان کنکورم میمونه این اتفاق
هرچقدر تمرین کنم و آمادگی ذهنی و بدنی ایجاد کنم همونقدر زایمان بهتری خواهم داشت

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان حسین و راستین🩵 مامان حسین و راستین🩵 ۱۶ ماهگی
بخش ششم🫄🩵
چی باید می گفتم😠
چیکار باید می کردم😭
آخه مگه فایده ای هم داره😓
اگه تاپیک های قبل زایمان منو بخونید تمام اتفاقاتی که سر من و بچه ام هوار شد رو من از قبل پیش بینی کرده بودم
زایمان طبیعی در اولویته،منم میگم باشه ،اصلا مگه خود من با شما هم عقیده نیستم ولی خوب مگر نه اینکه علت به وجود اومدن سزارین همین زایمان های پرخطر و موارد اورژانسی بوده
پس شما کی می‌خواین این ضرورت رو تشخیص بدین
فقط خدا می دونه که یه مادر چقدر توی نه ماه بارداریش استرس می‌کشه که خیالش از سلامت جگرگوشه راحت بشه،خدا یه دسته گل بهت میده بعد به خاطر این قوانین مسخره چه آسیب هایی که به این فرشته های کوچولو وارد نمیشه😔😔😔
من همه ی این حرفا رو توی بیمارستان گفتم،به همه
اما فکر می کنید فایده ای هم داره و یا اینکه آسیبی که به جسم و روح من وارد شده جبران میشه
پسرم تا روز پنجم بیمارستان بستری بود
روز اول نمی‌دونید واسم به چه سختی گذشت که بچه ام کنارم نبود و باید بدون پسر کوچولوم ترخیص می شدم
امیدوارم واسه هیچکدومتون اتفاق نیفته🥺و زایمان های خیلی راحتی داشته باشید😍
روزهای بعد هم که خودم با وجود اون زایمان سخت که نیاز به مراقبت شدید جسمی و استراحت داشتم توی بیمارستان سپری کردم
روزهای سختی بود اما سعی کردم بخاطر پسرام قوی باشم و به این فکر کنم که خیلی اتفاق های بدتری می تونست بیفته
و خدا رو شاکرم که راستین کوچولوم رو سلامت در کنارم دارم
مطمئنم که این پایان شیرین فقط از لطف خداوندم بوده🥹❤️
مامان سید میثم مامان سید میثم ۳ ماهگی
سلام
می خوام تجربه زایمانمو بگم
انقد که من این ماه آخر استرس داشتم و مطالعه می کردمو یادداشت برداری کردم
گفتم حالا که به لطف خدا زایمانم راحت بود در اختیار شما هم بذارم شاید مفید باشه
من خیلی صبورم و کلا با درد هام منطقی رفتار می کنم. سر هر زایمان اول با خودم و خدا خلوت می کنم و این نکته رو قبول می کنم که قراره فشار و درد زیادی رو تجربه کنم اما یادم باشه که هر لحظه اش خدا با منه و تنها نیستم و به کمک حضرت زهرا این پروسه هم می گذره و من موفق می شم .

با این روحیه و تفکر در هر سه زایمان طبیعیم سعی کردم وقت شروع دردهام زیاد داد و بیداد و توقع نکنم و انرژیمو برای جلب توجه یا سر و صدای الکی هدر ندم

همیشه موقع شروع دردهام خودمو به شدت مشغول می کنم
مثلا ساک وسایل بچه و خودمو آماده می کنم
سبد خوراکی و چایی و تنقلات
یکمی نظافت سطحی منزل
و جمع و جور خونه
دوش گرفتن خیلی طبیعی و تمیز کاری
راه رفتن تو خونه
و اگر همسرم باشه ازشون می خوام یکم کمر و پهلو هارو ماساژ بدن که تو کاهش درد ها خیلی مؤثره
مامان گل پسرم 💙 مامان گل پسرم 💙 ۱ ماهگی
سلام خانومای گل منم بالاخره هفته پیش زایمان کردم و خداروشکر پسرم کنارمه😍 هربار میبینمش با عشق به خودم میگم دیدنِ بچه هامون ارزش سختی هایی که تو دوران بارداری و حتی زایمان میکشیم رو داره❤️ موقع زایمان و حتی الان هر لحظه که پسرمو میبینم دعا میکنم همه به این آرزوشون برسن 🥹❤️

درمورد زایمان هم بگم من زایمانم طبیعی بود و ماما همراه گرفتم که راضی بودم اگه تجربه بچه اولتون هست حتمااااا ماماهمراه بگیرید و اینکه یبوست اصلا نداشته باشید من کلا همیشه چه قبل بارداری چه تو بارداری یبوست داشتم و بعد زایمان برای دفع اذیت شدم.
درد زایمان طبیعی هم برای من اولش کاملا قابل تحمل بود آمپول فشار هم بهم زدن چون ۴۰ هفته تکمیل شده بودم دردای آخرش که فول بودم خیلی سخت بود ولی اینجوریه که با راهنمایی ماما زور که میزنی یهو تو یه لحظه میبینی تو دلت خالی و سبک میشه و بچه ت رو میزارن رو سینه و تو فقط گریه میکنی از شوق که دیگه اصلا دردات برات مهم نیست 😭❤️

درکل بخوام بگم هردو زایمان مطمئن باشید سختی ها و عوارض و درد خودش رو داره اما حرف اینایی که تو گهواره خیلی با اطمینان میان میگن زایمان فقط سزارین یا فقط طبیعی رو اصلا باور نکنید هیچوقت اینجوری نیست هرکس با توجه شرایط و بدن خودش و تحقیق باید نوع زایمانش رو انتخاب کنه من خودم با توجه به شناختی که از خودم دارم اگر بازم بچه بخوام بیارم انتخابم طبیعی فقط برا بعدی ورزش هامو از خیلی زودتر شروع میکنم.
اینم تجربیات من ☺️
مامان تیام مامان تیام روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان پارت 3
این رو ماماها متوجه نشدن و وقتی دکترم معاینه کردن گفتن که این بچه‌طبیعی دنیا نمیاد هر دفعه میاد تا دم‌در‌و‌ برمیگرده بالا،دیگه آماده شدیم برای اتاق عمل و در نهایت تیام من ساعت هشت و پنجاه دقیقه صبح روز ۲۹ مرداد به دنیا اومد
در واقع این تجربه زایمان هم تجربه زایمان طبیعی بود هم سزارین، من خودم رو به خدا سپرده بودم و گفتم خدایا با اینکه الان ۴۰ هفته ام و برای زایمان فیزیولوژیک خودم رو آماده کردم(ورزش و پیاده روی و شیاف گل‌مغربی و همه کارایی که برای زایمان طبیعی لازمه) باز هم خودم رو به تو میسپارم هرچی که به صلاح خودم و بچم‌هست همون بشه و در نهایت درد طبیعی رو کشیدم با دهانه رحم ۱۰ سانت سزارین شدم، خواست و صلاح‌ خداوند این بود و من راضی ام به رضای خودش، اگر سزارین نمی‌شدم،‌اگر‌ دکترم دیر می‌رسید و همچنان ماماها تلاش میکردن من طبیعی بچه‌رو بدنیا بیارم معلوم نیست الان‌ تیام کنارم خوابیده بود یا نه، چون دفع مکونیوم داشت و نوار قلبش خوب‌بود ماماها میگفتن دفع داشته فقط هنوز ازشون نخورده که نوارقلبش خوبه