۷ پاسخ

لعنت بشه به هرچی دکتر نفهمه😔

من اپیدورال زدم خواهر الان از کمر درد نمیتونم راه برم عوارض بعدش افتضاح هست همون لحظه خوبه منم مثل تو مثل زایمان اولم نبود ولی الان میگم کاش نمیزدم تا سه هفته هم سردرد داشتم

خدا لعنتشون کنه زایمان رو کابوس میکنن برا ما زنا که ۹ ماه به اندازه کافی زجر میکشیم
نتیجه سهمیه ای قبول شدن تو دانشگوه ها این میشه !!!
منم تجربه ام افتضاح بود🥲کاش یادمون بره چیا کشیدیم
الهی زودی بچه به بغل بیای تاپیک بزاری عزیزم و‌کلی خوشحالی کنی

عزیزم، من با توجه به تحصیلات و‌تخصص خودم میگم، وگرنه شرح حال بالینی دقیق شمارو نمیدونم.
اپیدورال عموما نمیتونه این عارضه شدید رو برای نوزاد شما ایجاد کنه.
و‌با توجه به وزن بالای نوزاد اصلا زایمان طبیعی مناسب شما نبوده و‌به همین دلیل به سختی نوزاد خارج شده و‌طول کشیدن زمان تولد مشکل آفرین شده!
در حقیقت مشکل اصلی شما زایمان طبیعی بوده نه اپیدورال!‌

منظورت آمپول بی حسیه؟
اونو به منم زدن ولی تاثیر نداشت و فقط سردرد و گردن درد شدید تا 12روز تحمل کردم

عزیزم تاکی بچت بستریه؟ میری پبشش بغلش میکنی؟ میزارن شیرش بدی؟

مورد دیگه اینکه نارسایی و‌‌مشکل قلبی کوچولو شما علت بستری و‌ تقلا و‌ضعف تنفس نوزاد یوده. اگر این مشکل تشخیص داده می‌شد، به هیچ عنوان نباید شما طبیعی زایمان میکردید‌و‌حتما باید سزارین‌میشدید

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین روزهای ابتدایی تولد
تجربم از زایمان طبیعی
سلام مامانای گل امروز میخام از تجربم از زایمان طبیعی بگم
من به شخصه اگه برگردم عقب بازم طبیعی رو انتخاب می کنم
من ساعت ۹شب بدون درد رفتم بیمارستان بستری شدم و آمپول فشار زدن برام گرفتم روی توپ ورزش کردم که دو سانت شدم آمپول فشار دوم رو زدن برام دیگه دردام شروع شد بشدت زیاد بود مثل درد پریودی ولی خوب قابل تحمل بود برام من چون کلاس آمادگی زایمان رفتم و آموزش دیدم جیغ نمی زدم فقط درد تحمل می کردم
با آمپول فشار دوم شدم ۷سانت باز ورزش کردم رو توپ شدم ۸ولی دهانه رحمم نرم نبود همین هین چند باری معاینه کردن که درد داشت ولی خوب قابل تحمل بود بعدش رفتم حموم دوش گرفتم دیگه ۱۰شدم دهانه رحمم هم با آمپول زدن برام نرم شد گرفتیم برا زایمان پسرم دنیا اومد بهترین حس بود بخدا بعدش همه دردام رفت فقط بقیه برام درد داشت یکم وگرنه بقیش درد داشت نمی گم نداشت ولی قابل تحمل بود
ولی درد بقیه خیلی برا من بعد بود
درکل بخوام بگم بازم برگردم عقب انتخابم طبیعی
مامانای که قراره طبیعی زایمان کنید اصلا نترسید همش قابل تحمل♥️🥲
مامان کوچولو مامان کوچولو ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان ۴
بعد از اینکه نی نیم رو دیدم اصلا قابل توصیف نیست واقعا تمام درد ها ارزش رسیدن به اون لحظه رو داره ولی بعد از به دنیا اومدن دیگه نمی تونستم و ازشون می خواستم زودتر کار رو تموم کنند ولی متاسفانه بخاطر پارگی رحم مجبور شدن ببرنم اتاق عمل با زدن بی حسی از کمر کارشون رو انجام دادن دکترم می گفت اگه اونجا بخیه می‌زدیم خیلی درد می کشیدی
خدارو شکر من اصلا پشیمون نیستم و اگه برگردم عقب باز هم طبیعی زایمان می کنم
واقعا دکترم عاللللللی بود بدون آمپول فشار و بدون دادن استرس با دادن ورزش و حتی زدن مسکن باعث می شد درد الکی نکشم
قطعا زایمان پروسه سختیه ولی اینکه اون موقع کی کنارت باشه خیلی مهمه
یه تجربه دیگه ای که کسب کردم اینکه اصلا زایمان پیش متخصص خوب نیست چون اصلا برات زمان نمیزارن ولی دکتر من یه گروه بودن یه ماما همراه بود که مدام مراقبم بود بهم آبمیوه وخرما می داد فشارم نیوفته و قلب جنین مدام چک می کرد یکی دکتر خودم که ماماست معاینه می کرد و همه چیز دست اون بود و یه دکتر متخصص که فقط آخرش اومد بخیه زد
مامان حانیه و علی مامان حانیه و علی ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی

سلام مامانا. من ۶/۵/۴زایمان کردم.
۳۹هفته و ۶روز و چون دردای خودم شروع نشد روز قبلش دکتر معاینه تحریکی کرد. یکم درد داشتم ولی هر چی به شب نزدیک میشد دردا کم میشد.
دیگه صبح ساعت نه و نیم بستری شدم و با آمپول فشار دردا شروع شد.
من زایمان دوم بود اولی هفت ساعت درد کشیدم تا بدنیا اومد ولی سر پسرم نه و نیم که سرم رو وصل کردن یواش یواش دردا شروع شد. ولی تقریبا همون ساعت اول کیسه آبم پاره شد. روند دردا خیلی خوب بود و چندتا آمپول زدن که متفاوت از زایمان اولم بود. خلاثه در کمال تعجب نزدیک دوازده دیدم احساس دفع دارم و ماما گفت که بچه داره میاد و دکترم رو صدا کرد.

برام جالب بود چون دردا نسبت به زایمان اولم بهتر بود و تا لحظه زایمان تایم بدون درد هم داشتم ولی زایمان اولم دیگه اون آخرا همش درد بود.
خلاصه روند دردا ها خوب و قابل تحمل بود و سعی کردم ورزش هم انجام بدم. ولی خوب چون سر بچه یکم بزرگ بود اون لحظه تولد خیلی سختم شد و خدا روشکر بچه سالم بدنیا اومد.
ان شاالله همگی به سلامتی زایمان کنید.