۱۲ پاسخ

مرسی عزیزم

مبارک باشه انشالله قدمش‌پر خیر برکت باشه

بچه سوم طبیعی خیلی راحت به دنیا میاد و از بچه ۳ـ۴به بعد خیلی خیلی راحت 😬

و اینکه وقتی معاینتون کرد به لکه بینی افتادی؟

سلام مبارک باشه عزیزم
از دکترت راضی بودی چون منم میخوام بگیرم می‌خوام ببینم دکتر بهتر بود یا ماما همراه که گرفته بودی

مبارک باشه عزیزم
خوب بود زایمان سوم
چون منم بچه سومم هست

خداروشکر ک تجربه خوبی داشتی ب سلامتی

مبارک باشه گلم

مبارک باشه عزیزم😍😍

خدارا صد هزار مرتبه شکر مبارک باشه

نه سومی

مبارکه بسلامتی قدمش پر برکت
وزن نی نی چقد بود؟

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۷ ماهگی
مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۷ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان سام مامان سام ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
یک هفته بستری بودم بخاطر کم تحرکی جنین مرخص شدم بعد دو روز حس کردم دوباره کم تحرکه دکترم بهم گفت بیا سونو بیوفیزیکال انجام بده اگر کم تحرک بود بستری شو و همینجوری هم شد ساعت 1بعدازظهر بستری شدم
ساعت دو نصف قرص زیر زبونی بهم دادن و گفتن ورزش کن پیاده روی تو همون سالن بیمارستان و ورزش های روی توپ ...تا ساعت 6همینحور ورزش و اینا...درد هام تازه شروع شد کمی درد دل ریز و نصف قرص دیگه بهم دادن تو این حین ورزش اینا دوبار معاینه تحریکی شدم و سون هم وصلم کرده بودن ساعت 7سون دفع شد سه سانت شده بودم بعد دراز کشیدم نوار قلب و دستگاه انقباض نشون میداد سرم وصل کردن تا ساعتای 9دردام قابل تحمل بود ساعتای ده ک شد دردام داشت شدید میشد و بهم مسکن زدن و آمپول فشار اینا دوتا به پام زدن و..دکترم گفت سه تا مسکن زدم بهت طوری که دردای آخر که ول میکرد خواب میفتادم بعد دکتر ساعت 12شب گفت 8سانت شده و گفت جیغ نکش فقط نفس عمیق بکش و من هم همین کارو انجام میدادم نزدیک یک رفتیم اتاق زایمان گفت فقط ی زور ازت می‌خوام پر قدرت🤧😂و جیغ نکش منم همین کارو کردم و پسرم به دنیا اومد خداروشکر خیلی تجربه خوبی داشتم و هردو مون خوبیم 😇🥲اینم تجربه زایمان من
مامان آوش مامان آوش ۱ سالگی
سلام به همگی من دو روز پیش زایمان کردم و به رسم گهواره اومدم تجربه بزارم ، من از بی حسی اپیدورال استفاده کردم و البته خیلی راضی بودم، صبح ساعت ۷ و نیم حدودا دردام شروع شد، انقباضاتم میگرفت و ول میکرد ولی منظم نبود، یکم کارامو کردم صبحانمو خوردم، خونمو مرتب کردم ، شک داشتم که درد زایمان باشه، رفتم یه دوش گرفتم اومد و دیدم خوب نشد و داره دردام بیشتر میشه، وسایلمو جمع کردم و رفتم بیمارستان، ساعت ۱۲ حدودا بیمارستان بودم، معاینم کردن ۳ و نیم سانت بودم، روز قبلش دکترم معاینه کرده بود و ۳ سانت بود،کیسه آبم رو پاره کردن همون وقت که اصلا درد نداشت و سرم فشار وصل کردن، بعد از سرم فشار دردام یل زیاد شد، اینجاش یکم سخت بود ، دیگه مامام اومد و بردم ورزش و گفت اگه اپیدورال میخوای باید حداقل ۵ تا ۶ سانت باز باشه ، با ورزش به سختی و دردناکی رسیدم به ۵ و نیم و دکتر بی حسی اومد ، وقتی بی حسی رو زد دیگه آب بود رو اتیش ، همه دردام رفت ، خیلی خوب بود، خیلی ضعیف انقباضاتم و حس میکردم، که بهم گفت هر موقه حس کردی فشار بده ، انجام دادم و اصن یه رب بعدش ۹ سانت بودم ، دکترم اومد و اینجا باز انقباظات رو بیشتر حس میکردم و دردناک بود ولی به دردناکی قبل بی حسی نبود، هر کاری گفتن انجام دادم و ساعت ۳ و ۴۰ دقیقه زایمان کردم، همینکه زایمان کردم درد انقباظات تموم شد، و دکتر شروع کرد بخیه زدن، که یه حس سوزن سوزن حس میکردم ، بد نبود، و تمااااام ، رفتم بخش و حالا اثر بی حسیا رفته هیج مشکلی ندارم ، فقط بخیه هام درد میکنه
مامان محمد کیان مامان محمد کیان ۴ ماهگی