۱۶ پاسخ

دوستم سن یه عدده ... اینو قبول کن.
شرایطتت باید بسنجی...
شرایط مالی. روحی و ...
من خودم ۳۸ سالم هست ولی به روز نیستم .... و مقصر خودم نیستم واقعا شرایط زندگیم هیچ جوره خوب نیست و این باعث شده که بفهمم سنم اصلن مناسب نبوده....
ولی به نفر هست ۳۸ سالشه ولی هم از نظر مالی تامین هست. هم از نظر عاطفی. هم نیرو کمکی. هم به خودش میرسه ....
پس سن یه عددههه

عزیزم سن ازدواج رفته بالا
بچه آوردن الان دیگه ملاکش سن پدر مادر نیست


فقط یکی امکانات و وضع مالی خوبه
یکیشم اعصاب و روان کشش مغزی


مسابقه نیست که همه دو سه تا بیارن

هرکسی باید ببینه توانش چقدره

یکی یه دونه ام بسشه یکی چهارتام بیاره اوکیه

سن مهم نیست
مهم انرژی و سطح درک مادر هست
بعضی مادرها با بچهاشون تفاوت سنی کمی دارن اما اصلا باهم کنار نمیان و خیلی متفاوتن
من با مامانم 30سال تفاوت سنی داریم اما باهاش مثل دوتا رفیقیم

بنظر من تا سن سی سال باید پرونده بچه داری بسته بشه حالا یکی دوتا هرچند تا بعد سی دیگ تعطیل

خودتو ببین
مامانم داداشمو ۴۰ساله زایید و منم ۲۰ساله بود زایید میگه حوصله رسیدگی که واسه تو داشتم واسه این بچه‌ها ندارم کشش کمتری دارم بس خودتو بسنج نمیشه پشت گوشی تشخیص داد فلان نفر مامان بهتریه

عزیزم همه چی به سبک زندگی خودت برمیگرده،اینکه چقدر با تغییرات کنار بیای،خودت چقدر به روز باشی،عقایدت چطور باشه‌.به نظر من چیز عجیبی نیست تو این زمونه ولی خودم به شخصه حس میکنم از پسش بر نمیام چون اعصابشو ندارم😂

به نظر من سن بالاهم خوبه من دختربزرگمو ۲۴سالگی اوردم اصلا تجربه نداشتم همش توزندگیم باشوهرم مشکل داشت. امادخترکوچیکمو ۳۶سالگی اوردم ارومتربودم تجربم بهتربود باهمسرمم خیلی صمیمی ترشدم ومشکلی نداشتم وراحتتر بدون مشکل دخترموبزرگ دارم میکنم.

من خودم 42سالمه.. پسر بزگم 18سالشه پسر کوچیکم 4سالو 5ماهشه ورو پسر بزرگم خیلی حال و حوصله ی بچه داری داشتم ولی رو دومی خیلی برام سخت شده یعنی واقعا حوصله ام دیگه نمیکشه خیلی زود عصبی میشم خسته میشم .. ولی بازم با این حال پیش خودم میگم بچه ام چه گناهی کرده این خواسته ی خودم بود که بدنیا بیارمش پس سعی میکنم باهاش وقت بگذرونم و به خواسته هاش اهمیت بدم و یه مامان شاد باشم

بنظرم مهم تر از همه حوصله و اعصاب مادره یکی تو بیست و خورده ایی حالو حوصله یکیم نداره
یکیم مث مادر شوهر من ۴۰ سالگی آخرین بچشو بدنیا آورده خیلی آدم باحوصله اییه
دل ب دلش میده
الان خواهرشوهرم ۱۳سالشه

من ۳۲سالم اصلا توان بچه دوم در خودم نمیبینم ولی دوستام دارن سومی رو میارن بنظرم همه جی ب ادم برمیگرده

ربطی ب سن نداره تو باید بتونی درکشون کنی کنارشون باشی صمیمی باشی ک بتونن باهات حرف بزنن بیرون برن و…من خودم با مامانم فاصلمون ۱۸ساله اما اصلا اینطوری ک میگم نیستیم ک درکم کنه یا خیلی رفیق باشیم

ربطی به سن نداره ولی بستگی به خودتون داره من دوتا دارم با فاصله ۴ سال ترجیحم این بود تا ۳۰ سالگی بیارم چون میدونستم بعدش حوصله شو نخواهم داشت و اگه فاصله زیادی هم بینشون بیفته باز زورم میاد از اول شروع کنم، حالا شمام اخلاق خودتو ببین چجوره

من با پسر بزرگم ۱۸ سال اختلاف سنی داریم
پسر کوچیکم ۲۰ سال
دخترم ۲۴ سال

من چون خودمو میشناسم
هرچی سنم بالاتر میره اعصابم کمتر میشه.

هر چه زودتر بهتر

مامان وداداشم ۱۴ سال فاصله سنشونه
من وپسرم ۱۹ سال وقتی کلاس اول بودمیرفتم جلسه اولیاجونترین مادرمن بودم ولی فاصله سنی بادوقلوهام۲۸ سال
گاهی پسربزرگم مبگه مامان چه خوب توجوونی وخوش ذوق،مامان بعضی ازدوستامومیبینم مامانشون موهاسفیدوسنشون بالاست😅
بلاخره هرکی طرزفکرش متفاوته من بعد۳۵ میموندم فک کنم دیگه اعصاب بچه داری نداشتم

من با پسر بزرگم 21سال فاصله داریم و با پسر کوچیکم 30سال
ولی درکشون میکنم باهاشون کنار میام و پای حرفاشون میشینم

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ سالگی
همیشه همسرم میگه درباره ایلیا حرف میزنی چشم میخوره 😅 ولی واقعا ذوق زده میشم از رفتاراش

اومدیم هشتگرد ویلای داییم برای چیدن محصولات و تفریح
طبیعتا بچه هایی مثل ایلیا که تو آپارتمانن حیاط رو رها نمیکنن
همه بچه ها اومدن داخل خونه از شدت گرما، ایلیا یهو زد زیر گریه شدید که کسی باهام بازی نمیکنه و چسبید به پاهام
گفتم مامان من با گریه کردنت متوجه نمیشم چی ناراحتت کرده
مامانم اشاره کرد که بغلش کن
خلاصه آوردمش پیش خودم، گفتم مامان بذار من حرفمو بگم اگر دیدی اشتباهه به گریه ادامه بده
گفتم پسرم اومدیم برای تفریح الان گرما شدیده ، تو این گرما بری بیرون ممکنه بالا بیاری ، بریم بجاش دومینو بیاریم و بازی کن با بچه ها
گریش قطع شده بود ، ولی ته صداش بغض داشت و گفت آره حرفت درسته ولی میتونیم از حیاط سنگ بیاریم نقاشی بکشیم
من ذوب شدم از خوشحالی اون لحظه
میدونید به من خیلی انتقاد میشد بابت رفتارم با ایلیا زمانی که کوچک تر بود
همش ایراد میگرفتن که چقدر حرف میزنی با بچه، چقدر توضیح میدی، چقدر نظر میپرسی ازش ، کارتو بکن
ولی الان خوشحالم که اون مسیر رو رفتم و میبینم ایلیا شنیدن و گوش کردن رو یادگرفته

به مامان هایی که بچه کوچولو دارن پیشنهاد میکنم از حرف زدن با کوچولوها خسته نشید، از نوزادیشون حرف بزنید باهاشون
بزرگتر که بشن راحت میشید 🥰🥰