۱۳ پاسخ

یجورایی بغضم ترکید خواهر برا منم دعا کن دلت پاکه تازگیا بعد انتقال منفیم یجور شدم میرم اونایی که مثبت شدن تاپیکاشونو میخونم بغضم میترکه کی قراره برا منم بشه 😭😭😭😭

عزیزممم🥹😍انشالله که به تندرستی بغلش کنی عزیزم❤️

بسلامتی گلم
تاریخ زایمانت کیه؟من4مرداد

ای جوونم عزیزم
ایشالا که با دل خوش بغلش بگیری 😍

تاریخ طبیعیمون باهمیم ولی من سزارینم ۲۸ تیر زایمانمه🫠

ای جانم‌الهی شکر😍

ان شاالله قسمت همه چشم انتظارا💙

الهی مامان با احساس 🩷
خدا حفظ کنه دختر کوچولوت برات❤️
ان شاءالله بسلامتی زایمان کنی برا منم دعا کن

😍😍😍😍😍 انشالله به سلامتی و دل خوش عزیزم ،زایمان منم ۱۳ مرداد سزارینم یه هفته زودتر میشه😍😍😍😍😍

مرسی عزیزم 😘

😇😇😇🥰

۱۶ روز دگ هم پسری من میاد🥺❤️

عزیزم دلم انشاالله که به سلامتی دنیا بیاد موقع زایمان منو هم دعا کن دعا کن همه اونایی که بچه ندارن خدا بهشون بده اونایی هم که باردارن خدا نگه داره براشون

چه قشنگ
بسلامتی عزیزم ♥️

سوال های مرتبط

مامان آبنبات(یسنا)🍭 مامان آبنبات(یسنا)🍭 ۳ ماهگی
۲۷ بهمن پایان هفته ۳۶…
امروز یکی از شیرین‌ترین روزهای انتظارم بود. بالاخره نشستم کنار کمد کوچولوی تو… کمدی که تا همین چند وقت پیش فقط یک وسیله ساده بود، اما حالا پر شده از رویاهای من برای تو.
لباس‌های کوچولوت رو یکی یکی تا می‌کردم…
هر کدوم به قدری ظریف و کوچیک بودن که باورم نمیشد قراره تن فرشته من بشن.
بوی لباس‌های نوت… بوی تمیزی… بوی آرامش… انگار بوی خودت بود. هر بار که نفس عمیق می‌کشیدم، قلبم تندتر می‌زد و بیشتر دلتنگ دیدنت می‌شدم.
جوراب‌های کوچولو، کلاه ناز، دستکش‌های ظریف…
همه رو با عشق سر جاشون گذاشتم.
هر طبقه کمد، یه گوشه از قلب من شد.
با خودم حرف می‌زدم و می‌گفتم:
«عزیز دلم… زودتر بیا… مامان دیگه طاقت این همه انتظار رو نداره… همه چیز برای اومدنت آماده‌ست…»
امروز بیشتر از همیشه حضورت رو حس کردم.
نه فقط توی شکمم… بلکه توی تمام خونه… توی تمام نفس‌هام…
فقط چند هفته دیگه مونده تا برای اولین بار بغلت کنم…
و من هر روز، هر لحظه، بیشتر عاشقت می‌شم… 🤍
مامان پناه  🩷🐣✨️ مامان پناه 🩷🐣✨️ ۱ ماهگی
عشق مادرانه من،

یک ماه تا شنیدن اولین صدای نفس‌هایت باقی مانده. یک ماه تا در آغوش گرفتن اولین تجربه‌ی ناب زندگی. این روزها، دل من پر است از خاطراتی که هنوز نساخته‌ایم، از خنده‌هایی که هنوز نشنیده‌ام، و از عشقی که هر روز در من عمیق‌تر می‌شود.

هر حرکتی که در وجودم داری، لالاییِ شیرینی است برای گوش جانم. هر بار که شکمم را لمس می‌کنی، با عشق در هم می‌پیچیم و دنیایی کوچک از خوشبختی را با هم تجربه می‌کنیم. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار وجودت را حس کردم، و حالا، با این فاصله‌ی کوتاه تا ملاقاتمان، تمام وجودم در انتظار توست.

از خدا خواسته‌ام که حضورت، برکت و نور را به زندگی‌مان بیاورد. بی‌صبرانه در انتظار آن لحظه‌ی مقدسی هستم که بتوانم صورتت را ببوسم، در چشمانت خیره شوم و به تو بگویم که چقدر دوستت دارم. تو، گنجینه‌ی پنهان من، بزودی معنای واقعی عشق را برایم کامل خواهی کرد.

تا آن روز، در امن‌ترین جای قلب من، در آرامش و عشق من، رشد کن و قوی شو. من آماده‌ام تا دنیا را با تو تجربه کنم، با تو بخندم، با تو گریه کنم و در کنار تو، به بهترینِ خودم تبدیل شوم.

با تمام وجود،
مادر تو :)