۱۰ پاسخ

در هر صورت آسیب خواهد دید حتی اگه کامل توجه سابق رو حفظ کنی . سعی کن از یه مشاور کمک بگیری اونا میتونن راهکار بهت بدن ک چجوری از الان این قضیه رو براش جا بندازی ک کمتر آسیب ببین. اونایی ک تو این شرایط بودن همه از دل بچه هاشون خبر نداشتن که . رفتارشناسی بلد نبودن .ولی قطعا مشاور میتونه کمکت کنه. اینکه جنسیتشون یکیه تا حدودی میتونه کمک کننده باشه ک بهش بگی برات هم بازی اوردم . موفق باشی عزیزم

من خودم وقتی داداشم به دنیا اومد خیلی اذیت شدم ۵سالم بود خیلی وابسته بودم چیزی که یادمه همین کادو خریدن برای بچه اوله که مهمه؛اطرافیان خیلی مهمن مثلا مادربزرگ خاله و...من یادمه همه بچه رو بقل کردن خیلی ناراحت شدم
از همه مهم ترم مادره،بدون که اون نوزاده چیزی یادش نمیمونه ولی بچه ۳ساله حسش خیلی قوی تره،بنظرم با یه مشاور کودک صحبت کنین از الان خیلی بهتره
ولی درنهایت خیلی نگران نباشین چون میگذره و بزرگ میشن اکثر خانواده ها همینه شرایطشون

اسمشو آرش گذاشتی بسلامتی
از سهند بهتره

راستی شب یه پسر میدیدم تو خواب اسمش سروش بود. صبح از خواب بیدار شدم بی اختیار یاد تو افتادم.
گفتم بهت پیشنهاد بدم سروشم اسم قشنگیه. به صدرا هم میاد

باتوجه ب اینکه غده هیپوکامپ ادمها سه‌سالگی کامل میشه ، بهترین زمان برای اوردن بچه قب ۳ سالگی بچه دوم هست که این مورد خیلی کمک میکنه که بچها نسبت بهم حسادت نداشته باشن ، از دوره بارداریت با پسرت صحبت کن امادش کن بهش بگو که اون برادر بزرگتره قراره که یه همبازی داشته باشه و مراقبت کنن از هم ، همچنین کارتونهای خواهرانه برادرانه برای اینک ذهن ناخوداگاهش اماده کنی
پدرهم نقش مهمی داره مثلا من خودم دقیقا فاصله سنی شما داریم برای بچهامون
همسرم میاد شکمم ناز میکنه بوس میکنه دخترمم یادگرفته میگ بیاد بهش شیر بدم ‌.....
از چند جهات ک گفتم میتونی امادش کنی ک حتی ذوق اومدن داشته باشه

دختر من2سالونیمه بود ک خواهرش دنیا اومد.قبلش بهش آمادگی بده نی نی تو دلمه میاد کوچیکه گریه میکنه ما باید مراقبش باشیم شیر بخوره ک زود بزرگ بشه باتو بازی کنه.کتاب درمورد این موضوع بخر براش قصه بگو وقتی هم ک دنیا اومد تا یه مدت کارامل مسوولیت بچه کوچیک ب عهده یکی دیگه باشه تو تمام حواست ب صدرا باشه تمام برنامتون سرجاش باشه باش بازی کن بغل کن همه چی عین قبل باشه ی نفر کمکی باشه بچه رو نگه داره بت صدرا برید پیشش بگو ببین گریه میکنه بیا باهم کمک کنیم آرومش کنیم بیا باهم بغلش کنیم روزای اول اگه کاری کرد مثلا ضربه ای چیزی زد هیچی نگو فقط بغلش کن و بگو دوسش داری .هدیه خیلی مهمه حتما کادو بخر من ی باکس پراز خوراکی چندتا کتاب و یه آدم آهنی خریدم.یه نفر همون روزای اول زنگ بزنه با پسرت حرف بزنه بگه من خانوم دکتر هستم چون پسرخوبی بودی یه نی نی دادیم مامانت تا بزرگ بشه باهات بازی کنه مراقبتارو بگه و این ک صدرا جون مراقب نی نی باش کسی اذیتش نکنه.چندرپز ی بارم ی خوراکی چیزی ک دوس داره بخر بگو چون خوب مراقبش بودی اینو خانوم دکتر داده.چندماه اول یکم سخته ولی وقتی ببینه هنوز مامانشو داره و ببینه بچه ب رابطه و جایگاهش آسیب نمیزنه میپذیره .اوایل ممکنه پسروی و اضطراب داشته باشه تو فقط با بغل و محبت و توجه میتونی کنترلش کنی.من این کارارو انجام دادم خیلی راحت بود کارم.فقط ی کمکی میخای ک ی مدت کمکت کنه بچتو کاراشو انجام بده.

قطعا تاثیر میذاذه روش توجخی که ۶ دانگ‌مال اون بوده یهو تقسیم میشه
ولی اگه در ادامه باهم رفیق بشن چیزایی ب دست میارن که می ارزه ب آسیب اولیه‌ش
رفاقته صمیمیته هم بازیه اعتماد بنفسی‌که در کنار هم بودن ب دست میارن. هم جنس هم باشن مدرسه هاشونم یکی میشه و ...

اولش یخورده عصبی و ناراحت میشن زود باهاش کنار میان

من پسر اولم میشه سه سال و ده ماه
البته پسر من شدید بمن وابسته اس ولی بگم احساسی نیس زیاد😑 ولی در کل دیدم حسادت میکنه مخصوصا سر خریدم وسایل و اسباب بازی نگرانیم همیناس ک یوقت بخاطر یچی بچه رو بزنه
ولی بچت ک اومد توجهت ب اولی باشه کوچیکه محبت لازم ندارع تو سن کم فقط بهش رسیدگی کن منظورم تو بیداری اولیه
سعی کن نشون بدی شرایط خیلی عوض نشده جایگاهش هست هنوز

پسر من برای اولین بار بود شب پیشش نبودم و خب وقتی برگشتم و یه بچه بغلم دید شوکه شده بود .
تا چند روز اول بی دلیل گریه میکرد.
تا چند ماه اول حسادت می‌کرد.
اما الان میمیرن برای هم🥲😂

سوال های مرتبط

مامان صدرا و کیا مامان صدرا و کیا هفته بیست‌ودوم بارداری
دیشب رفتیم خونه پسرخاله شوهرم یه پسر داره ۳ ماه از صدرا بزرگتره. آرسام. خیلی تجربه خوبی بود. باهم بازی میکردن اما همدیگه هم گاهی میزدن. صدرا که گاهی توی بازیش دیدم میره بچه ای رو میزنه(حالت بازی نه اینکه دعواش بشه) وقتی آرسام هلش میداد یا میزدش خیلی ناراحت میشد و گریه میکرد 🤣 حالا زدنشون خیلی اروم بود اما انگار به جفتشون برمیخورد. یه تیکه آرسام چنگ زد تو صورت صدرا🤣🤣 چهره صدرا دیدنی بود اصلا تو بهت بود بعدم زد زیر گریه 😂😂 خیلی اون لحظه ناراحت شدم اما گفتم حالا این بچس دعوا با همسنش زیاد میکنه. طوری نبود که آسیب بزنه. حتی چنگ زد تو صورت صدرا لپشو با دستش گرفته بود ناخن نداشت شکرخدا چیزیش نشد. اما هم برا صدرا بنظرم این تجربه ها لازمه هم من.
چندروز پیش هم بردمش خونه دوستم دوقلوی دختر یکسالو ۲ ماهه داره. رفتار صدرا واقعا فرق میکرد با بچه های همسن یا بزرگترش. انگار میخواست باشون بازی کنه اما چون اونا نمیتونستن یجور دیگه رفتار میکرد. گاهی ام میدوید سریع و یکیشون مینداخت زمین و فرار میکرد. و واقعا فهمیدم بعدا براوبچه دوم چقدر سخته هم اینکه صدرا رک دعوا نکنم هم ازون محافظت کنم. چون صدرا هل دادنش حالت بازی داره متاسفانه از نوه های خانواده شوهرم یادگرفته. و درک نمیکنه آسیب میزنه. بهشم میگم گوش نمیده.