۵ پاسخ

من با اینکه به مامانم وابسته نبودم اما وقتی رفت برای زایمان سر خواهرم ۴ سال و نیم بودم با بابام خونه مادربزرگم اینا موندیم شب از دلتنگی و ترس و غصه خوابم نمیبرد متاسفانه شب ادراری گرفتم در حد یه هفته. هنوزم یادم میوفته ناراحت میشم.اخه کسی باهام بازی نمیکرد حرف نمیزد همش تنهایی فکر میکردم اگه بلایی سر مامانم بیاد چی میشه غصه میخوردم کابوس میدیدم .شاید اگه یکم باهام بازی میکردم حرف میزدن خوش میگذشت بهم انقدر ناراحتی و خود خوری نمیکردم.

اگه پیش باباش هم بمونه خوبه ،فقط بحث پوشک هست.

مشکل منم هست وقتی نینی تولد بشه دخترم یک سال و هفت ماهه میشه و شدید وابسته خودم هست از الان دارم عادتش میدم ب مامانم ک تا اونموقع وابسته بشه بهش هر شب بهش فکر میکنم 😔

منم رو مخمه این قضیه دخترم با مامانم راحت‌تره و مامانم قراره بیاد پیشم میگه من نمیتونم بمونم خونه موندم دخترمو چ کنم همسرم میگه میارمش می‌خوابیم تو حیاط بیمارستان تو ماشین بهونتو گرفت میارمش پیشت🤦🏻‍♀️

به جز خودت به کسی وابسته نیست هیچ کدوم از مادربزرگاش؟

سوال های مرتبط