پارسال دقیقا همین موقع بود(۸تیر)
که دوسه روزی بود پریودیم عقب افتاده بود
با مامانم و همسرم هیئت بودیم
تموم که شد مامانمو رسوندیم خونه و رفتیم بی بی چک بخرم
برای اووولین بار توی زندگیم😃
نمیدونستم اصلا چجوریه
تا اینکه بالاخره تست زدم و مثبت شد🥰
صبحش(۹تیر)رفتم برای آزمایش بتا
جوابشو که رفتم همونروز بگیرم
آقاهه گفت سپیده کیه خودتی؟گفتم بله
و جوابو بهم داد
اومدم بیرون و شوهرم گفت خب چیشد
گفتم نمیدونم😂😂گفت برووو بپرس
دوباره برگشتم و آقاهه گفت بله مثبته
هم خوشحال بودم هم ناراحت
بااینکه خودمون خواسته بودیم اما با خودم میگفتم یوقت زشت نباشه ۹ماه بعداز عروسی حامله شده باشم...
مستقیم‌رفتم‌پیش دخترخالم،که مثل خواهرای نداشته ی همیم
بعدازکلی خوشحالی،ازش پرسیدم‌گفتم یکی دقیق ببین
بنظرت دوقلو نیست؟
خندید و گفت نه بابا
یه قلو هم بزوره🥲
و در کمال ناباوری دوقلوشد😇😇
و حالا امسال در همین شب،۴ماه و۲۵روزه که خدا منو لایق دونسته مامان ۲تا پسرباشم
قربون لطف و مهربونیت خدا
تا آخر عمرم نوکرتم
اگه ازم بپرسن‌معجزه چیه؟میگم اینکه خدا همزمان‌آریا و بردیا رو بهمون داد و تمام🤩
.
قسمت همه ی چشم انتظارا
آمین🌱✨️

۱۰ پاسخ

خداحفظشون کنه منم بعد هیئت رفتم بی بی چک زدم مثبت شده بود

الهی عزیزم خدا جفت شونو حفظ کنه براتون

اخی خدا حفظشون کنه

خداحفظشون کنه عزیزم

الهی خدا حفظشون کنه عزیزم 🤩🤩🤩🤩

طبیعی بود با خوندن این متن احساسی بشم؟ 🫠خیلی قشنگه ببینی خدا بجا یدونه دو تا بهت بخشیده

عزیزم ان شاالله عاقبت بخیر بشن

خدا برات حفظشون کنه

خدا حفظشون کنه با اینکه با دو بچه رسماً از پا افتادم ولی خیلی دلم دوقلو می‌خاست
شما زن دوقلو داشتید؟؟

عزیزمممم😍 خدا حفظشون کنه

سوال های مرتبط

مامان نورا خانوم❤️🧿 مامان نورا خانوم❤️🧿 ۵ ماهگی
مامان ayhan🌛👼 مامان ayhan🌛👼 ۵ ماهگی
پارسال دقیقا تو چنین روزی فهمیدم حاملم وای که چقدر خوشحال بودم عدد بتام خیلی بالا بود مامای دکترم گفت ممکنه دوقلو باشه برو سونو
شبش با شوهرم رفتیم سونو من رفتم داخل
دکتر داشت نگاه میکرد
گفت دارو مصرف کردی
گفتم آره تنبلی داشتم
دوقلوئه؟
هیچی نگفت
به تایپیست گفت بنویس
رحم دارای ابعاد بزرگ شامل سه ساک حاملگی 😐دیگه گوشام نمیشنید نمی‌دونستم خوشحال باشم یا گریه کنم
وقتی اومدم بیرون شوهرم هی می‌پرسید چی شد من مات و مبهوت نگاهش میکردم
بهش گفتم یکی نبود
گفت عههه دوقولوئه😍گفتم نه سه تاس
و دست و پام داشت می‌لرزید😐😂
وای که به خانوادم گفتم بندگان خدا تو شوک بودن بابام که کلا سایلنت شد😂😂😂😂ولی هفته بعدش که رفتم پول سه تا سونو از من گرفتن اما دکتر گفت عزیزم این یکیه و تو ۶ هفته و سه روز صدای قلب نازشو شنیدم و دنیا مال من شد انگار همه صداها قطع شد بود برام
خداروشکر خدارو هزاران بار شکر
خدا حفظ کنه همه نی نی هارو همچنین گل پسر منو
و خدا دامن تمام چشم انتظارارو سبز کنه
مامان دلا🦢 مامان دلا🦢 ۶ ماهگی
دقیقا پارسال همین روز و همین ساعت ها بود که خونه تنها بودم و حوصلم سر رفته بود....یهو چشمم خورد به بیبی چک و گفتم پاشم الکی یه بیبی بزنم
حتی میخواستم جوابو ندیده بندازم دور چون میدونستم منفیه ولی در کمال ناباوری دوتا خط پررنگ قرمز دیدم،میگفتم قطعا اشتباه شده امکان نداره من باردار باشم(من همیشه پریود هام منظم بود فروردین باید پریود میشدم ،نشدم رفتم بتا دادم منفی بود ،اوایل اردیبهشت سونو دادم چیزی نبود،اقدام هم نبودم...برای همین احتمال نمیدادم باردار باشم ولی خب ماه قبل چون پریود نشده بودم گفتم تخمک گذاری هم شاید نشده پیشگیری نکردم ولی سختتت در اشتباه بودممم)
خلاصه فرداش رفتم ازمایش دادم بتا۱۰۰۰۰ با کلی استرس رفتم سونو برای این بتا بالااا ،،،بله جوجه کوچولو من ۷هفته و ۲روزش بود و دل کوچولوش رو دیدم که داشت میتپبد
الان دل کوچولو من جلو خوابیده و داره نق میزنههه😅😅😅
قربونششش برممم
انشاالله قسمت همه چشم انتظاراااا
دارم از ثانیه به ثانیه اش لذت میبرم چون میدونم خیلی زود قرار دلتنگ شممم برای وقتی که انقدری بود
مامان نورچشمی🫀 مامان نورچشمی🫀 ۷ ماهگی
خانما بیاین بگین چقدر وقت بعد از عروسی باردار شدین خودتون میخواستین یا خداخواسته بود؟ چند وقت اقدام بود

خلاصه از بارداریتون بگین دیگه 😅🤭

من تقریبا دو ماه بعد از عروسیم باردار شدم که خداخواسته بود و با اینکه یه بار رابطه ی پرخطر داشتم و اورژانسی خورده بودم حالا نمیدونم از همون بود یا قبلش...دو هفته از موعد پریودیم گذشته بود که همچنان منتظر پریودی بودم ولی خبری نشد با اینکه مطمئن بودم باردار نیستم برای اولین بار رفتم بیبی چک گرفتم و در کمال ناباوری فوری دوتا خط پرررررر رنگ افتاد پیش خودم گفتم نه اشتباه شده بعدی رو هم زدم دیدم بعلهههههه مثبته

ولی هنوز میگفتم نه اشتباه شده دیگه آزمایش دادم و جوابش مثبت بود و از لحظه ای که جواب رو دیدم تا خونه بی اختیار اشک ریختم گریه ی ناراحتی نبود ولی چون ناگهانی بود انتظارش رو نداشتم

وقتی هم اومدم خونه شوهرم از بس خوشحال شد فوری مادرش و آبجیش رو خبر کرد

ولیییییی تا پانزده هفتگی هیچکی غیر از خانواده ها نمیدونستن و بعد از سلفری خبر بارداری و جنسیت رو به همه گفتیم

پوشک شیرخشک رفلاکس نفخ کولیک
مامان دلوین کوچولو ❤️ مامان دلوین کوچولو ❤️ ۱۴ ماهگی
خب بریم تجربه یه مامان اولی رو بخونیم☺️
درست آخرای فروردین بود که کم کم درد اومد سراغم تقریباً یک هفته مونده بود که 35هفته تموم بشه یه شب که خوابیده بودم یهو توی خواب دردم گرفت همسرم رو بیدار کردم گفتم درد دارم همسرم بهم گفت صبح میریم زایشگاه 😐😅اون شب من تا صبح نتونستم بخواب تاصبح زود من و همسرم و دوتا خواهراش رفتیم زایشگاه بهم گفتن ماه درده دورباره برگشتیم خونه ولی بازم خیلی درد داشتم شب منو مامانم و مادر شوهرم و بابام رفتیم پیش یه دایه محلی شکمم رو با روغن مالید گفت پای بچت گیر کرده داخل لگنت اومدیم خونه چند روزی دیگه درد نداشتم تا اینکه 3اردیبهشت بود رفتم خونه مامانم اونجا بمونم چند روزی تمام وسایل دخترم رو هم بردم اونجا تا اینکه نصف شب بود دردام دوباره شروع شد مامانم زنگ به همسرم اومد دوباره با خواهر شوهرم و مادرم و همسرم رفتیم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن 1سانت باز شدی برو داخل حیاط بیمارستان دور بزن و کیک آبمیوه بخور تقریباً بعد یک ساعت صدام زدن رفتم داخل منو بستری کردن یک روز کامل داخل زایشگاه بودم همه زایمان میکردن فقط من مونده بودم اونجا بهم سرم زدن و سوزن ریه منو بردن بخش
این داستان ادامه دارد.....😅
مامان محمدزُهِیر🩵🧿 مامان محمدزُهِیر🩵🧿 ۹ ماهگی
دختر یا پسر ؟
من از زمان مجردی هام همیشه دلم میخواست مامان ی پسر قوی و درشت و جذاب باشم...
یعنی اونقدر که این رویا رو داشتم اصلا به اسن فکر نمی‌کردم که شوهرم چه شکلی باشه..فقط یه پسرم فکر میکردم
بعد از ازدواج هم همچنان عاشق پسر بودم...
با اینکه الان میبینم دختره که تا آخر عمر پشت مادر پدر هست و دستشونو میگیره ولی چیکنم دوست داشتم
تا اینکه باردار شدم همش میگفتم خدایا سالم باشه مهم نیست چی باشه...ولی اون ته ته دلم میگفتم پسر پسر خدا پسر 🫥🫥🫥
رفتم ان تی ..جای تقریبا معتبر...مریم امینی
گفت دختر..۸۰ درصد دختر 🥰
شب چهار شنبه سوری بود تا اومدم خونه همش با خودم حرف زدم کلی پیاده روی اومدم که با خودم تنها باشم...
خیلی کلنجار رفتم دیدم واقعا اصرار من بی معنی بوده...وقتی خدا خواسته...وقتی می‌دونی دختر از پسر بهتره پس چرا باز اصرار داری...
رفتم چند تا ظرف و ظروف و عروسک دخترونه خریدم و دنیام شد دختر...اسم انتخاب کردم و شدم مامان ی دختر 🥰🥰🥰🥰
کل فروردین و اردیبهشت رو با این فکر سر کردم تا رفتم انومالی...داشت توضیح می‌داد که سالمه و فلان و فلان ..منم از صفحه فیلم می‌گرفتم و توی دلم خوشحال بودم که به همکارش گفت mail یعنی جنسیت پسر
من اینو شنیدم و میدونستم یعنی چی...
ولی انگار نشنیدم...نخواستم که بشنوم...
بعد گفت خب خانوم مبارکه پسر شما سالمه و فلان
گفتم چی👀🫤🤔🤔
نه اشتباه میکنید دختره...من مطمینم...گفت وا من می‌دونم یا شما...من الان دیدم میخای دوباره برات نشون بدم...گفتم اوکی و اومدن بیرون بدون خداحافظی و هیچ حرفی ..حالا مامانم هی میگه چیه چته من فقط عین ابر بهار گریه میکنم ..نمی‌دونم اردیبهشت بود یا خرداد که بارون هم میومد...
ادامه پایین می‌ذارم
مامان آروین مامان آروین ۷ ماهگی
می‌خوام خاطره که بی بی چکم دوتا شد بهتون بگم
ما همون شب مهمون داشتیم آخر شب که مهمونامون رفتن مغزم همش درگیر این بود که الان تست بزنم یا فردا صبح ساعت نزدیک ۲شب بود رفتیم سرویس بهداشتی و همون گفتم بزنم یا شانس و اقبال یا خودم گفتم تا موقع خط های معلوم بشه برم دستامو بشورم بیام موقعی که دیدم دوتا خطه همون جا اومدم شوهرم از خواب بیدار کردم گفت نگاه کن داری بابا میشی اول باور نکرد بعد بلند شد رفتی دستشویی اومد بی بی چک که دیدم چشاش در اشک اون شب تا صبح شکم منو بغل کرد و خوابید صبح که از خواب بیدار شدم دیدم ی مینی کیک و با گل رز قرمز با ی نامه نامه که باز کردم نوشته سلام مامان کوچولوی خودم .حواست به فرشته کوچولو باشه
قشنگ یادمه همون شب تولدم همش حال تهوع داشتم واقعا خدا رو شکر میکنم که شب تولدم بهترین کادو بهم داد یکی از فرشته هاشو بهم داد منم اول باور نمیشد که باردارم چشام باور میکردا ولی دلم اصلا

بماند به ماندگار👶🏻۱۴۰۳٫۰۱٫۲۶🩵
کولیک بارداری قطره آد مولتی ویتامین