۶ پاسخ

من و شوهرم اردیبهشتی هستیم بچمون فروردینی
ما قصد داشتیم بچمونم اردیبهشتی بشه ولی خب تنبلی تخمدان داشتم گفتیم زودتر اقدام کنیم درجا باردار شدم😄
فروردینی بودنشم خیلی دوست دارم

من ۲۵ فروردین ۱۴۰۴ فهمیدم باردارم تولد شوهرم سی ام فروردین بود از خوشحالی نتونستم صبرکنم تا سی ام همون ۲۵ م گفتم بش

دقیقا منم اردیبهشتم شوهرمم خرداد و دقیقا روز تولدم فهمیدم باردارم😁

بیاین عکس کوچولو هاتون ادیت کنین فقد فقد 25



آموزش عکس میدم فقد فقد 250

خبببببب

پسر‌م بهمنه من اسفند شوهرمم فروردین پشت سر همیم

سوال های مرتبط

مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۷ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
تقریبا یک ساعت توی اون اتاق بودم که خوابوندنم رو تخت و منو بردن اتاق عمل اونجا دکتر بیهوشی باهام صحبت کرد و بهم گفتش که این بی حسی که از کمر برات انجام میشه دقیقا مثل چیزیه که دندونپزشک دندونت رو بی حس میکنه تو درد رو متوجه نمیشی ولی حس می کنی که دکتر داره چه کاری انجام میده این بی حسی هم دقیقا مثل همونه و بهم گفت وقتی بی حس میشی که پاهات داغ بشه پات سنگین بشه نتونی تکونش بدی که بعد از زدن آمپول دقیقا من همه این حسا رو داشتم که بی حس شدم دیگه و چیزی متوجه نمی شدم ولی اینکه دکتر داشت شکمو برش می داد اون صداهاش رو متوجه می شدم فقط تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد تو اتاق عمل لحظه آخری بود که می خواست بچه رو بیاره بیرون چون از زیر سینم محکم فشار داد و من فقط اون قسمت رو متوجه شدم و بقیه قسمت ها اصلا چیزی متوجه نبودم بعدش هم که صدای گریه بچم اومد گذاشتنش کنار صورتم و بهم گفت یادگاری چیزی اگر میخوای بهش بگو که توی فیلم ثبت بشه منم گفتم و بعد از اون دیگه بچه رو بردن منم بردن داخل ریکاوری تقریبا از ساعت ده من تو ریکاوری بودم تا ساعت دو بعد از ظهر توی این تایمم تقریبا چهار پنج بار اومدن ماساژ رحمی دادن
مامان ســـلین🪽🐣✨ مامان ســـلین🪽🐣✨ ۶ ماهگی
پیام من برای همه اقدامی هاست...
دقیقا مثل امروز صبح ، یکسال پیش من بی بی چکم مثبت شد.
ماه های قبل هر بار با استرس بی بی چک میزدم و منفی میشد.
چون تنبلی تخمدان داشتم حس میکردم من هیچوقت مادر نمیشم ،
من عاشق بچه بودم❤️
ماه قبل تر ، اسفند ماه بی بی چکم هاله داشت ، ولی آزمایش منفی شد.
دیگه به خودم قول دادم بیخیال بشم و شدم ، رفتم دنبال کارای زیبایی و بعد دیدم یک هفته از تاریخ پریودم گذشته ، برام عادی بود ، گفتم حتما مثل همیشه عقب افتاده ، به همسرم نگفتم ولی بی بی چک زدم و حتی نگاهش نکردم با خودم برنامه ریختم که باشگاه ثبت نام بکنم و چه کارهایی انجام بدم ، وقتی چشمم به بیبی چک خورد یک خط خیلی پررنگ رو دیدم و باورم نمیشد بعد چند بی بی چک منفی بالاخره بیبی چک مثبت میبینم.
بنظرم تنها چیزی که خیلی بهم کمک کرد ، بیخیال شدن و نداشتن استرس بود.
چون هیچوقت استرس نداشتم و از بارداریمم لذت بردم❤️
فقط می‌خوام بگم بیخیال شو ، وقتی خدا خودش بخواد معجزه اتفاق می افته🐣❤️.
.
.
فرزند پروری شیرخشک شیر مادر تغذیه ریفلاکس کولیک نوزاد
۶ اردیبهشت ۴۰۴ ( تاریخ معجزه من )❤️
مامان دلا🦢 مامان دلا🦢 ۶ ماهگی
دقیقا پارسال همین روز و همین ساعت ها بود که خونه تنها بودم و حوصلم سر رفته بود....یهو چشمم خورد به بیبی چک و گفتم پاشم الکی یه بیبی بزنم
حتی میخواستم جوابو ندیده بندازم دور چون میدونستم منفیه ولی در کمال ناباوری دوتا خط پررنگ قرمز دیدم،میگفتم قطعا اشتباه شده امکان نداره من باردار باشم(من همیشه پریود هام منظم بود فروردین باید پریود میشدم ،نشدم رفتم بتا دادم منفی بود ،اوایل اردیبهشت سونو دادم چیزی نبود،اقدام هم نبودم...برای همین احتمال نمیدادم باردار باشم ولی خب ماه قبل چون پریود نشده بودم گفتم تخمک گذاری هم شاید نشده پیشگیری نکردم ولی سختتت در اشتباه بودممم)
خلاصه فرداش رفتم ازمایش دادم بتا۱۰۰۰۰ با کلی استرس رفتم سونو برای این بتا بالااا ،،،بله جوجه کوچولو من ۷هفته و ۲روزش بود و دل کوچولوش رو دیدم که داشت میتپبد
الان دل کوچولو من جلو خوابیده و داره نق میزنههه😅😅😅
قربونششش برممم
انشاالله قسمت همه چشم انتظاراااا
دارم از ثانیه به ثانیه اش لذت میبرم چون میدونم خیلی زود قرار دلتنگ شممم برای وقتی که انقدری بود