۶ پاسخ

قطعا و بدون شک باید تحت نظر روانشناس و روانپزشک درمان بشی

عزییییزم حالت رو میفهمم منم دقییییقا پنج روزگی دخترم فهمیدیم قلبش سوراخ داره دیگه زندگی برام معنا نداشت بردیم رجایی دکتر مهدوی گفت باید جراحی باز بشه ...بردمش دکتر دیگه گفت دارو میدم صبر میکنیم ...خلاصه هی دارو و اکو و وزن‌نگرفتن نیکی و هزار تا مشکل و ....تازه وقتی نیکی چهل روزش بود دزد کلی طلا و پول از خونمون دزدید ....بازم بگم؟؟دوماه میشه که عمل شده دخترکم خداروشکر خوبه دیکه ❤️

دقیقا
دقیقا
دقیقاااااا
منم بد زایمان یسری اتفاقا افتاد ک واقعا افسردگیمو تشدید کرد و هنوزم خوب نشدم🥲🫠

عزیزم منم تجربه کردم اما الان بهترم روزای اول یادمه انقد روم فشار بود که بشقاب غذامو کوبیدم زمین شکست فقط خداروشکر فقط مامانم فهمید مادرشوهر پدرشوهرمم اونجا بودن هیچکس نفهمید اونا تو حیاط بودن
بعدش رفتم تو اتاق و کلی گریه کردم
بعد از اون هر روز به محض اینک تنها میشدم یا کسی نمیدید گریه میکردم
میترسیدم استرس داشتم با شوهرم دعوا میکردم
فشارم بالا بود زود زایمان کردم تا همین یک ماه پیش داشتم داروفشار میخوردم
غذا نمیخوردم اصلا میترسیدم از همه چیز حسم خیلی بد بود نمیتونم توصیفش کنم
الانم گاهی یه حس گنگ بدی درونی دارم
سعی کن بری پیش روانشناس اگر میتونی
اگرنه شوهرت خیلی خیلی خیلی کمک کننده هست شاید بگم ۸۰ درصد به اون مربوطه اگ کمکت کنه درکت کنه محبتش بیشتر کنه خیلی بهتر میشی من همسرم خیلی کمکم کرد خداییش تا بهتر شدم
کاراهایی که قبلا دوست داشتی به زورم شده انجام بده ، بیرون برو با شوهرت دوتایی بچه رو بذار پیش کسی دوساعت
به خودت برس دارایی های زندگیت بشمار بنویس حتی
از حس بدت بنویس هرچی اذیتت میکنه بنویسش

میتونم بپرسم چه اتفاقاتی؟
ببین واسه هرچیزی که بوده به خودت حق بده
به بدنت به روحت به جسمت
واسه هرچیزی گریه کنی زاری کنی حق داری
اما این وسط ب خودت قول بده بعد هر گریه قوی تر از قبل پاشی و ادامه بدی

عزیزم حتما برو روانپزشک و الکی نزار عذاب بکشی
من رفتم و حالم خوبه الان

سوال های مرتبط