۲۷ پاسخ

اگه برای دکترش هست و ضروریه من باشم اجازه میدم چون تک پسره و باید ببره،نمیشه بنده خداهارو‌‌ول‌ کرد به امان خدا ولی اگ ضروری نیست خب اولویت شمایین قطعا

به نظرم کارت اشتباهه
حداقل بگو ما هم باهات میایم

عزیزم همه ی ما پیر میشیم
نیاز به کمک بچه مون داریم
اینو یادت باشه

اینجور چیزا به من مربوط نیست اگر خانواده منم مشکلی داشته باشن به اون مربوط نیست تا حد توان کمک میکنیم اجازه و اینا تعطیله

عزیزم بنظرت پسر خودت بود چه انتظاری داشتی از عروسی ؟

آره چرا که نه وظیفشه پسر بزرگ کرده واسه این روزا

عزیزم فرض کن پسرت بزرگ شده شما به کمکش نیاز دارید و عروست نزاره🫠
از سر تفریح نیست که میخوان برن برای اب گرم
بزار برن ،بد خلقی نکن ، ان شالله خیر این کمک به پدر مادر برمیگرده به زندگی خودتون
من در این شرایط بودم میزاشتم برن
باز بنا به شرایط نظر خودت مهمه عزیزم 🫂🤍

تو این مسایل من هیچ وقت خودمو دخالت نمیدم چون فقط و فقط خودمو از چشم شوهرم میندازم و کینه میشه براش. پدر مادر اگر بچه ها بدردشون نخورن کی پس باید دورشونو بگیره عزیزم. بالاخره یک روزم ما پیر میشیم .

حالا چی‌میشه بره مگه ؟!

وای شوهر من پدرش چشمش مشکل پیدا کرد هر ماه با پدر و مادرش میرفتن شیراز دکتر ...منم با بچه کوچیک تنها میموندم خونه نمیرفتم باهاش چون با بچه کوچیک خیلی سخت بود..اگ برای تفریح نمیره چه اشکالی داره بزار بره

خودتم باهاش برو

اره من باشم اجازه میدم چون تک پسره .ببین هر رفتاری با شوهرت داشته باشی اونم همینطوری بار میاد باهات رفتار میکنه مثلا بگی فلان چیز از پدر مادر پنهون کن نگو بهشون اونم همینطوری بار میاد پسفردا مبینی با خودتم پنهون کاری میکنه .برا این موضوعم نزاری بره پسفردا برا خودت هم دل نمیسوزونه

وا خب مگه چیه خودتو بزار جای اون
دور از جون بابات بهت نیاز داشت قبول نمیکردی انجام نمیدادی

خب شمام برین باهاشون هواتون عوض شه ولی من باشم اجازه میدم یه روزه برن برگردم عیبی نداره واجبه دیگه راستی خودت بری بچه اذیت میکنه اصلا خوش نمیگزره بهت

اره من مشکلی ندارم

عشقم ببین اگه پدرش آدم خوبی هست و هواتون رو داشته اوکی بذار بره
بعد بشین فکر کن تو هم یه پسر دسته گل داری فردا قراره دامادش کنی اگه روزی روزگاری نیاز شد که بهش رو بزنی ولی روت رو نگیره چه حسی دست میده بهت؟؟؟؟
این آقا الان پسرش از هرکسی بهش نزدیکتره دامادش رو که نمی تونه بگه بیا منو ببر پس مجبوره به پسرش بگه نهایتاً یک هفته اس طی این یک هفته اگر سخته تنها موندن براتون برو خونه مادری خاله ای کسی که راحتی اگر هم نه بگو کسی بیاد پیشت غصه خوردن نداره گلم که بخوای اوقات تلخی کنی فداتشم

تو هم برو باهاشون.
شوهر من پدر نداره
ولی چندین بار گفتم سفر مجردی وقتی مجرد شد میتونه بره تا متاهله هرگز

خب توام باهاش برو
هم عشق و حال می‌کنی هم پیش شوهرتی

چه کاری خب همه باهم برید

شما خودت الان پسر داری آیا در آینده ازش توقع نداری؟

بستگی داره پدرش چجوریه و چقد برا زندگیتون خوب بوده

سخت نگیربابابزاربره. توهم برو پیش دوستات یا خانوادت عشق وحال

خب خودتون هم برین اگر میشه

مادر شوهرت چی؟
ب احتمال زیاد بزارم بره مخالفت نکنم

خودتون نمی‌تونید همراهش برید؟

خب باهم برید

خب توام برو اره چون تک پسره نمیتونی نزاری

سوال های مرتبط

مامان عسل پسرم👼🏻🩵 مامان عسل پسرم👼🏻🩵 ۱۳ ماهگی
مامان عسل پسرم👼🏻🩵 مامان عسل پسرم👼🏻🩵 ۱۳ ماهگی
بچها یه درد و دل باهاتون بکنم
خیلی ناراحتم دلم داره از جاش کنده میشه از حرص
یادتونه چند روز پیش گفتم پدرشوهرم میخواد بره استخر آب گرم اردبیل ؟
شوهرم میخواد ببرتش؟
یادتونه؟؟

همتون گفتین بزار بره چی میشه مگه عیب نداره و…
حرفاتون رو چشم من جا دارع ولی دخترا شما از زندگی من چیزی نمیدونین
پدرشوهر من اونقدرام مشکلش حاد نیست که نتونه تا اونجا بره
همین هفته پیش تنها با زنش رفت مسافرت

میتونست خودش بره یا اصلا نهایتا با ماشین برین میرفت
وضع مالیش هم خوبه ندار نیست

ولی تو سزم همش سواله اعصابم خورده چرا اینا با من اینطوری کردن؟
من که میدونم مادرشوهرم از عمد این برنامه رو چید که الان چهار روزه شوهرمو برداشتن بردن اردبیل
منو پسرم اینجا تنهاییم

نمیدونم حالمو میفهمین یا نه فقط دلم میخواد گریه کنم پر از بغضم
از اونا بدتر شوهر احمقمه که نمیگه من زن و بچم تنها موندن نمیام باهاتون…

منم الان تو این سه چهار روز یبارم به شوهرم زنگ نزدم پیام ندادم
امروز گفت چرا به من اهمیت نمیدی زنگ نمیزنی گفتم مگه تو به ما اهمیت دادی مارو تنها انداختی اینجا رفتی خوشگذرونی؟
ناراحت شد ازم
به جهنم برام مهم نیست


خلاصه که داغونم بیاین یکم باهم حرف بزنیم نظرتونو بگین



بارداری
زایمان
نوزاد
کولیک‌رفلامس
پوشک
شیرخشک
شیرمادر
بیمارستان
سزارین
زایمان طبیعی
غذای کمکی کودک
مامان عسل پسرم👼🏻🩵 مامان عسل پسرم👼🏻🩵 ۱۳ ماهگی
مامانا منو ببخشید همش مشکلات با شوهرمو میارم اینجا
ولی به جز شما دوستی ندارم که کمکم کنه
من دارم از دست این مرد روانی میشم دیگه به کی بگم اخه
فک کنین منم خواهرتونم کمکم کنید

اکثرتون در جریانین شوهرم منو بچمونو انداخت خونه
رفت با پدرمادرش مسافرت
حالا دیروز برگشت
امروز بهش گفتم شارژرم مونده خونه مامانم برو برام بیار کلی غر زد که نمیتونم برم
خونه مامانمم نزدیکه بهمون
خلاصه گفتم تو تا اردبیل میری تا خونه مامانم دو دیقه راهه نمیری؟
دیگه عصبی شد گفت من هرکاری دلم میخواد میکنم برو گمشو خونه ی بابات دیگه نبینمت و از این حرفا
منم دهنمو باز کردم گفتم به جهنم
من خونه ام هیچجا نمیرم اونم گفت من نمیام
بعد زنگ زدم بهش رد کرد بعدم گوشیشو خاموش کرد

خیلی سعی کردم جلوی خودمو بگیرم بهش زنگ نزنم ولی نشد

خلاصه الان چیکار کنم بنظرتون
اون حرفتی زشت زد منم عصبی شدم جوابشو دادم

شما جای من باشین چیکار میکنین

جز خونه مامانم جایی ام ندارم برم
مامانمم سردرد داره اونجام نمیتونم برم
ا
خواهرانه کمکم کنید💔💔



بارداری
زایمان
نوزاد
پوشک
شیرخشک
شیرمادر
پوشک
بیمارستان
شیردهی
سزارین