اصلا هم امیدوار نیستم که بهتر بشن هر چقدر بزرگتر میشن اذیت شون هم بیشتر میشه
آروم باش عزیزم
وقتی،عصبی میشی بچه بدتر میکنه.
خودت آروم باش،بخند بهش،بغلش کن باهاش حرف بزن،باهاش بازی کن
بخدا بهتر میشه
تجربه منه
ماهم اذیت میکنه ولی جای مادربززگش میبرم حرفموگوش نمیده
واييييي دخترمن ميزنه همرو
ياجيغ ميزنه
يابه همه ميگه بيشور بي تربيت
باهييييييچ احدي هم نميسازه
عين سگه دنبال پاچه
ازهمه سوراخاش صدادرمياره
كارايي ميكنه كه ميدونه عذاب ميكشم
منوكه روزي هزاررررمرتبه ميزنه چقدرم دردداره دستاش ياجنگ ميزنه كل تنم خونيه
ازطرفي كم غذاوبدغذاوحشتناك اوف
كم خواب وبدخواب اوف
قدرنشناس
كمممممم صبر
همش مامان مامان مامان
وسط حرف بپر
وابسته ترازقبل بصورت وحشتناك
عين افسرده هامدام درحال جيغ گريه بي دليل يابادليل بيهوده
بچیزبگم؟بخداماها کمحوصله شدیم.بچههامونم گناه دارن من خودمم باپسرم هی دعواداریم و دادو یوقتا کممیارم دیگه کتک.یه ابجی دوماهه هم داره یوقتا بااونم مثلا بازی میکنه اماخشن تر.صدااونم به سرم درمیاره اصلا دوماهه یذره وقتم براخودم ندارم.حمامم کپک میزنم تا برم😂پسرمم حق داره واقعا کم بازی میکنیم باهاشون
من هیچ کسی را ندارم حتی ۱ ثانیه بچم را نگه داره خودم و خدای خودم و تمام ،مغزم درد میکنه بخدا تا حالا مغز درد نشنیده بودم نه خودم داشتم ،اینقدر خسته ام از دست پسرم دلم میخواد خودم را بکشم ،همتون برید خدا را شکر کنید چون پسر من مادام سرش را میکوبه از سر لجبازی کاش پسر منم جیغ میزد ،سالمه سالمه ولی روزی ۱۰۰۰ بار سرش را میکوبه ،کاش بمیرم راحت بشم،از هر چی بچه اس متنفرم
بچه هارو ببرین پارک نزدیک خونه خودتونه ی نفسی بکشین
پسرمن یه مدت بهونه میگرفت الکی و از صبح تا شب الکی گریه میکرد یه مدت زیاد بازی کردم باهاش بیرون تا نونوایی و بقالی هم میبردم الانم میبرم ک هواش عوض بشه و خیلی کمک میکنه بهش .
من که دیگه دوست ندارم جایی میرم تا شعاع یه کیلومتری بچه ای باشه
آخ آخ دست رو دلم نزار که خونه
بخدا دختر منم انقدررررر اذیتم میکنه بعضی وقتا فکر میکنم خودمو خلاص کنم راحت شم از دستش از بس که گریه میکنه جیغ میکشه بهانه میگیره بخدا دیگه از بچه بدم میاد دیگه اصلا به بچه دوم فکر نمیکنم
عزیزم بس جون من از سنگه به خدا دارم دیوانه میشم برای من دوقلو ان یه دختر بزرگتر هم دارم که به معنای واقعی دهنم سرویسه آنقدر دعوا وجیغ وگریه وکتک کاری دارن که نگو اذیت دخترم بیشتر از اوناست به سن بلوغ میرسه دارم کم میارم به خدا اصلا حرفم رو قبول نداره همش لجبازی گوش به حرفم نمیده داداشش رو انگولک میکنه صداش رو دربیاره حرص من رو دربیاره امروز رفتیم خونه مادر شوهرم دخترم آنقدر با دخترعمش دعوا کرده که نگو تازه برگشتم خونمون فقط دوست دارم همین الان قرص بخورم یا کاری کنم خلاص شم برای همیشه شوهرم هم الحمدلله انگار هویجه نقش خاصی نداره تو زندگی
عزیزم امیدوارم درست بشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.