راستش من بودم میرفتم تو پذیرایی همه با هم بخوابیم
شاید واقعا میترسن ، خواب بد میبینن
شاید هم حساس شدن
من اگه بودم به سازشون میرقصیدم چون خودمو یادم میاد که تو این سن چه ترسی از تنهایی و نبود مادرم داشتم و میخواستم دایم پیشش باشم و اگه مامانم صبوری و تحمل نمیکرد و پیشم نمیموند ممکن بود ضربه خیلی وحشتناک روحی بهم وارد بشه ولی شکرخدا اون دوران با صبر و تحمل مادرم تموم شد و به خیر گذشت
وقتی میخوابیم اخه بدتر میشن، در هفته یه بار پیششون میخوابیم
همه پیش هم بخوابید ی مدت
پسر منم کنار ما میخابه مام تو پذیرایی
اخه هرچی بهشون پیشنهاد میکنم و باهاشون حرف میزنم فایده نداره،قبلا اینجوری نبودن
اگرم بخوام برم قصه بگم بهشون تا صبح باید قصه بگم،
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.