وقتی گفته نیا نرو به نظرم دخترتم نزار بره اگه ارزش قائل بود یه زنگ میزد خودتو کوچیک نکن
تو چرا میزاری بچت بره کی گفته ۵ساله نمیفهمه وقتی باباش نیس با زبون خوش یاد بده نره
دوستان درسته دعوتش نکرده بوده ولی میتونسته بگه عزیزم بچه ی فلانی مریضه نیا من اگرم بخوام بی دعوت برم خونه مادرشوهرم مثلا زنگ میزنه میگه مثلا بچه ی آجیت مریضه اگر دوست داری بیا منم بخاطر پسرم نمیرم
منم مثل شما با مادر شوهرم حیاطمون مشترک همیشه همین مشکلات داشتیم اصلا به درد نمیخوره کنارشون باشی
همه از این مشکل ها داریم. خونه ی ما مهمونی بود خواهر همسرم اومد روبوسی نکرد گفت من انفولانزا دارم. رفت بچه ی من آنفولانزاش مثبت شد دو روز بعد ! من که هیجی نگعتم، ولی ادم خودش باید شعور داشته باشه.
ما یبار خیلی دستمون خالی بود خیلیااااا تو خونه چیزی نبود با شوهرم یک هفته رفتیم خونه مادرم انقد شوهرمو توجه کرد شوهرم گفت حالا بریم خونه مامانه من تا ببینم حقوقمو میدن ماام با بچه 4,5ماهه تو گرما تابستون راه افتادیم بریم آخه فاصله خونه مامانم با مادرشوهرم یک ساعت راهه رفتیم تو راه شوهرم زنگ زد به مادرش گفت مامان ما داریم میاییم اونجا با فاطمه گوشی شوهرم به اسپیکر وصل بود یهو گفت اونو برندار بیار خوشم نمیاد ازش خودت تنها بیا اصلا یکسال وایسا اونو برنداری بیایی حوصلشو ندارم در صورتی که من انقد احترامشو داشتم هر مناسبتی براش کادو میخریدم یهو وایسادم با صدا بلند گریه کردن بعدشم برگشتم خونه مامانم وووو شوهرم عاشقانه رفت تو. کو ن ننش فکر کن شوهرم میگفت تو مقصری ک مامانم اینجوری گفته بعد از اون پامو نزاشتم خونش حتی عید نرفتم من گفت چرا نمیایی گفتم دعوت نکردی ک بیام کلا محل نمیدم بهش زیاد مناسبتا براش دردم نمیخرم دیگه الان خودش هرمناسبتی برام کادو میخره ولی من بازم ازش متنفرم شدم دیگه ولی به شوهرم میگم هر وقت دوست داری برو پیش مادرت یا دعوتش کن خونمون یا میگم بچرو ببر ببینن ولی شوهرم میگه نمیخوام اگر مامانم خودش مارو میخواست زنگ میزد حداقل بهمون
دقیقا مثل جریان شما واسه من و بچم اتفاق افتاد اما با این فرق که ما خونمون یه جا نیست. جمعه به جمعه میریم خونه مادرشوهرم. برادرشوهر بزرگم خونشون کنار خونه مادرشوهرمه ما رفتیم اونجا این اقا نگو مریض بود ویروس داشت اومد اونجا ناهار بخوره بچه مارا بغل گرفت و نزدیک نیم ساعت بیشتر پسر من بغلش بود. ما اومدیم خونه بچه من بدحال شو و اسهال شدید استفراغ. ویروس گرفته بود. باورت نمیشه بیشتر ده روز بچه من اسهال بود سه تا متخصص اطفال بردمش خاک بر سرا یکیشون انتی بیوتیک نداد اخر سر بردم یه دکتر عمومی تا گفتم ده روزه اسهاله هیچی نمیخوره فوری یه ازمایش مدفوع برا بچه نوشت گفت جوابشو سریع بیار جوابشو اوردم دیدم میگه بچه میکروب معده گرفته. هیچی انتی بیوتیک داد ۵ روز دادم با داروهای دیگه بچم به زندگی برگشت اما هنوز دارم غذای مخصوص میدم. بعدم زنگ زدم به مادرشوهرم گفتم خدا لعنت کنه پسرتا که این اتیش را بجون بچه من انداخت و باهاشون قهر کردم برادر شوهرم پیام داده دیگه پاتا خونه بابای من نمیزاری. شوهرمم هزار بار گفت گوه خورده اون کاره ای نیس بگه بیا بریم اونجا گفتم نمیخوام ریخت نحسشونا ببینم
خب راس میگه دعوتت نکرده که
رفتید بچه مریض شده دیگه
بچه میتونه از هرکسی ویروس بگیره
اون نمیتونه به خاطر شما بگه مهمون نیاد خونه اش که
ی نصیحته خواهرانه با شوهرت سر خانوادهاتون دعوا نکنید عزیزم هرچی شوهرت گفت بگو باشه درسته بحث با مرد بی فایدس چون فقط حرفه خودشو میزنه توام هروقت مادرشوهرت دعوتت کرد برو خونش اگر بچهات دوست دارن برن بزار برن منم همه این چیزاروکشیدم
خانواده شوهر منم همینن با شوهرم دعوا کردن با من قهر کردن🤣منی که کلا اونجا نبودم
بچمم بیرون میبینن محل نمیدن
ولش کن بابا آدم حسابش نکن بچت با شوهرت بره تو چرا ببری
نرو و دخترتم نذار بره .
قوم الضالمین متنفرم از هرچی شوهر و فایل شوهره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.