⁨ ⁨.
یک زن بعد از مادر شدن تا حدود زیادی از خودِ قبلیش فاصله میگیره و عملا تا مدت ها برای خودِ از دست رفته اش عزاداری میکنه، عزاداری برای از دست رفتن اون دختر آزاد و مستقل.
اما این عزاداری اغلب در سکوت و پشت ویترینِ “یک مادر خوب” اتفاق میوفته

در روان‌شناسی به فرآیند عمیقِ تبدیل شدن یک زن به مادر، Matrescence (مترسنس) می‌گن؛ یعنی مجموعه‌ تغییرات روحی، احساسی، هویتی، اجتماعی و حتی جسمی که از دوران بارداری شروع می‌شن و ممکنه تا سال‌ها بعد از به دنیا اومدن بچه و گاهی برای همیشه ادامه داشته باشن.
تغییراتی مثل:
• تغییر هویت: ممکنه یه زن احساس کنه دیگه اون آدمِ قبل نیست و داره یه هویت جدید برای خودش می‌سازه.

• نواسانات خلقی: ممکنه هم‌زمان عشق، شادی، اضطراب، غم، خشم یا حتی احساس گناه رو تجربه کنه که این باعث سردرگمی و ابهام میشه

• تغییر در روابط: رابطه با همسر، خانواده، دوست‌ها و حتی پدر و مادرش ممکنه تغییر کنه.

• تغییرات جسمی و هورمونی: تغییرات هورمونی بعد از زایمان می‌تونن روی خلق‌وخو، خواب و احساساتش تأثیر بذارن.

• تغییر ارزش‌ها و اولویت‌ها: خیلی از مادرها احساس می‌کنن هدف‌ها، ارزش‌ها و اولویت‌های زندگیشون بعد از مادر شدن تغییر کرده.

این تغییرات کوچیک نیستن، بلکه یک تحول عظیم هستن که تمام زندگی یک‌ زن رو زیر و رو میکنه
به همین خاطر تصمیم برای مادر شدن نباید یک تصمیم یکباره و بدون فکر باشه و آماده شدن برای ورود به این تحول بزرگ نیاز به زمان، آگاهی و آمادگی داره…

آمادگی و آگاهی نسبت به اینکه شاید قرار باشه با بخش هایی از خودت برای همیشه خداحافظی کنی و اون دختر رو توی اتاق زایمان جا بگذاری، و بازسازی خیلی از بعدهای خودت و ساختن ابعاد جدید نیاز به “جنگیدن” داره 🦋

تصویر
۵ پاسخ

🥹🥹🥹🥹

ممنون بابت متن قشنگت چقدارامش بهش بود

@سلام قشــنگم❤️
.
عـــکس روببــین
🫀یه ادمین میخوام برا آنلاین شاپم (محصولات آرایشی میفروشم) بیاد جواب مشتری هارو بده

شرایط اینــه👇🏻
سنت :۱۲ به بالا
روزانه :۲ ساعت وقت بزاری
حقوق: روزانه ۹۰۰هزار

اگه اوکی بودی اینجا پیام ربیکا بده
@nedashaap18
اینم کانال دیگمه براش ادمین میخوام اگه اینم انجام بدی به حقوقت اضافه میشه🩵
https://rubika.ir/page/shophani

کاملا صحیح عزیزم

وبسیار درست

سوال های مرتبط

مامان قلب های مامان مامان قلب های مامان ۲ سالگی
کوچک شدن شکم بعد زایمان

📌 بعد زایمان، مامانا دنبال راهی برای کوچیک شدن شکمشون هستن، شناختن فرآیند کوچک شدن شکم می‌تونه بهت کمک کنه تا انتظارهای واقع‌گرایانه‌تری داشته باشی

❓چرا شکم بعد زایمان بزرگ می‌مونه؟ 
✅ تغییرات هورمونی: هورمون‌ها در دوران بارداری باعث افزایش حجم چربی و بزرگ شدن رحم می‌شن که بعد از زایمان زمان می‌بره تا سطحشون به حالت اولیه برگرده
✅ افتادگی پوست: پوست بعد زایمان ممکنه به خاطر کشش قبلی نیاز به زمان بیشتری برای بازگشت به حالت عادی داشته باشه

❓چه زمانی شکم کوچیک می‌شه؟ 
✅ معمولاً بین ۶ تا ۸ هفته بعد زایمان، شکم به طور طبیعی شروع به کوچک شدن می‌کنه
✅ ورزش و تغذیه: با ورزش‌های مناسب و تغذیه سالم می‌تونی به این روند سرعت بدی

❓چطور به کوچک شدن شکم کمک کنم؟
✅ شیردهی: شیردهی باعث سوختن کالری بیشتر می‌شه، همچنین هورمون اکسی‌توسین که موقع شیردهی ترشح میشه، به انقباض رحم کمک می‌کنه
✅ تمرینات ملایم: تمرینات هوازی و تقویت عضلات شکم به کاهش چربی و تقویت عضلات کمک می‌کنه
✅ آب‌رسانی و تغذیه سالم: مصرف آب کافی و غذاهای مغذی به کاهش نفخ و کمک به کاهش وزن کمک می‌کنه
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
👩🏻‍🍼🖇چرا بچه ها "سخت ترین" احساساتشان را برای مادرشان نگه می دارند؟

بچه ها معمولا کنار پدر ها رفتار خوبی دارن.خوب غذا میخورن،خوب گوش میدن و بازی میکنن،اما وقتی کنار مادر هستن اشک ها و کج خلقی های اونها شروع میشه.
بچه کنار کسی که احساس امنیت کنه احساساتش رو پنهان نمیکنه و یک مادر به اندازه کافی "امن"هست که فرزندش بخش به هم ریخته اش رو نشان بده.
بچه ای که کنار پدرش آرومه،ذاتا آروم نیست.اما یاد گرفته که برای رضایت پدر باید کنترل خودش رو حفظ کنه.اما کنار مادر نیازی به نمایش نیست چون میدونه که؛"عشق مادر با رفتار های اون تغییر نمیکنه"

بچه به خوبی میدونه که مادر تنها کسیه که وقتی اون در حال تجربه سخت ترین احساساتشه میتونه اونهارو کنترل کنه و نزدیکش بمونه.

رفتار بچه ای که عصبانی میشه،جیغ میزنه و سر مادر داد میزنه طبیعیه.
اسمش بی احترامی یا لجبازی یا رفتار بد نیست!
این دقیقا امنیت و اعتماده!این سیستم عصبیه که بالاخره تونسته در آغوش مادرش اونقدر آرام بشه تا همه چیز رو تخلیه کنه.

اشک های کودک بر علیه مادر نیست،بلکه اشک ها در آغوش مادر به راحتی جاری میشن،چون اون "امن ترین" جای دنیا برای کودکه!
مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامانهای عزیز
تا امروز هر چی کتاب اینجا معرفی کردم برای کوچولوها بوده. امروز گفتم یه دونه برای خودمون معرفی کنم. این روزها دارم کتاب "یک عمر کار، درباره مادر شدن" رو می‌خونم. کتاب رو ریچل کاسک نوشته و طهورا آیتی ترجمه کرده. نشر بیدگل هم منتشر کرده. کتاب عجیبیه. روایت یه زن شاغل و کمی تا قسمتی فمنیست از بارداری و مادر شدنه. اگر دنبال توصیه و راهنمایی برای مادر بهتری بودن هستید این کتاب مناسب شما نیست! اینجا فقط روایت شخصی یه زنه از پروسه بارداری و مادر شدن، روایت تنهایی هاش، سردرگمی هاش، کلافگی هاش، تلاش‌هاش برای زنده نگه داشتن زندگی اجتماعیش و لبته عشقش به فرزندش. رمان نیست، به صورت نانفیکشن / non fiction نوشته شده. تو فارس نمی‌دونم چی میگیم بهش.. روایت نگاری شاید.
من خیلی دوستش دارم، باهاش خندیدم و گریه کردم. به نظرم مخصوصا برای مامانهای شاغل یا مامانهایی که شاغل نیستن ولی قبل بچه‌دار شدن زندگی اجتماعی پررنگی داشتن میتونه خیلی جذاب باشه.
عکس پشت جلد و فهرست فصل هاش رو تو کامنت‌ها براتون میذارم.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
مهد کودک
سلام مامانای عزیز
مدتیه خیلی ازم درمورد مهد سوال میشه. از طرفی هم بارها یک سری تاپیک و کامنت خوندم درمورد مهد که جای بحث داشتن.
مهمترین مطلب درخصوص تفاوت بچه ها و شرایط خانواده هاست. یه موردی که وجود داره و اغلب نادیده گرفته میشه تفاوت روحیات بچه ها وشرایط پدر و مادر و تاثیر این دو در مهد گذاشتنه.
احتمالا بارها شنیدین که میگن یه روانشناس گفته تا زیر 3 سال مهد نذارین. یه مشاور گفته تا فلان سن بچه رو باید شیر بدید و....
متاسفانه خیلی از همکاران ما هم حتی این رو ندید میگیرن که یه نسخه ثابت نمیشه برای همه پیچید. بچه ها متفاوتن یکی وابسته تره یکی مستقل تر یکی از نظر جسمی ضعیغتره یکی قوی تر یکی خجالتیه یکی نه، یکی براش مهد رفتن خوبه یکی نه.
درمورد مهد فرستادن هر کی از من سوال میپرسه چندتا مورد بهش میگم.
1.اگر مادری هستی که از تو خونه موندن افسرده شدی دیگه انرژی سابق رو نداری.  این افسردگی داره روی جنبه های مختلف بچه داریت اثر میذاره مثلا بی حوصله و پرخاشگر شدی. نیاز داری یک ساعتهایی از روز رو برای رفرش کردن خودت صرف کنی. حتما به مهد فرستادن بچه ات ولو 2 روز در هفته فکر کن.
2. اگر تایم زیادی از روز رو فرزندت پای تلویزیون و گوشی میگذرونه حتما به مهد فرستادنش فکر کن.
3. اگر مهاجر هستی و در کشور غریب دست تنها هستی هم برای سلامت روان خودت و وارد اجتماع شدن خودت و هم برای یادگیری هر چه زودتر زبان دوم توسط کوچولوت حتما به مهد فرستادنش فکر کن.
حضور مادر کنار بچه تا 3 سالگی خیلی مهمه ولی نه فقط حضور فیزیکی بلکه حضور تمام و کمال مادر از نظر ذهنی وقتی کنار بچه ها هستیم.
تاپیک بعدی یک سری مزایا و معایب مهد و همینطور نکات مهد خوب رو مینویسم.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
مهد کودک
در ادامه تاپیک قبلی...
یک باور غلطی که در بین ایرانی ها از زمان قدیم وجود داره اینه که مهد جای مناسبی برای بچه ها نیست و بهتره در صورت نیاز بچه پیش مادر بزرگ ها و پدربزرگها بزرگ بشه تا مهدکودک!
درحالیکه مشخصا ثابت شده بچه هایی که وقت زیادی رو پیش مامان بزرگها هستن در آینده بچه های محافظه کاری هستن جسارت لازم رو به دست نمیارن؛ اون رشد اجتماعی مناسب رو بدست نمیارن.
چون به هرحال فرزندان ما پیش والدینمون امانت هستن؛ نهایت تلاش خانواده هامون بر اینه که از هر حرکتی کودک رو منع کنن که مبادا آسیب ببینه از طرفی هم بچه پیش والدین ما بچگی لازم رو نمیکنه. وقتی پیش کسانی قراره هرروز باشه که فاصله سنی خیلی زیادی از بچمون دارن بچه نمیتونه همبازی خوبی داشته باشه. بچه ها باید درکنار بچه های دیگه رشد کنن.
مهد خوب بسیار خوبه. و از طرفی مهد بد هم به همون اندازه آسیب زننده است.
ایلیا از بچگی راحت میتونست با همه ارتباط برقرار کنه و خجالتی و وابسته نبود ولی تو همین یک ماهی که به مهد رفته رشد اجتماعی فوق العاده تری داشته؛ بازی کردن با همسن و سالهاشو یاد گرفته؛ استقلالی به دست آورده که هرگز من نمیتونستم این فرصت کسب استقلال رو بهش بدم.
مهمتر از همه غذاخوردن ایلیا عالی شده بچه ای که قبلا حاضر نبود از قاشق و چنگال استفاده کنه. راضی نمیشد بدون وجود کتاب و سرگرمی و حتی گاها موبایل غذا بخوره الان خودش مشتاقانه سر میز میشینه و غذا میخوره با مهارت عالی در دست گرفتن قاشق و تمام اینهارو با دیدن بچه های دیگه از مهد یاد گرفته.
هدف من تشویق به مهد فرستادن نیست صرفا تجاربم هست درخصوص مهد و شاید لازم بود بذارم تا کم کم اون باور غلط نسبت به مهد که از قدیم با ماست از بین بره.
ادامه در تاپیک بعدی
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
ترک پوشک

منم مثل بیشتر مامانا میخواستم بعد از دو سالگی برای گرفتن از پوشک اقدام کنم ولی با توجه به علایمی که در دخترم دیدم و راهنمایی مشاور و روانشناس کودک و مقالاتی که خوندم اقدام کردم و الان دو ماهه که دخترم و کامل و به راحتی از پوشک گرفتم

طبق نظر راونشناسان کودک از ۱۸ ماهگی تا ۳۰ ماهگی برای ترک پوشک میشه اقدام کرد
این عدد برای هر بچه متفاوته و هیچ دو بچه ای شبیه به هم نیستن
فقط باتوجه به آمادگی و علایمی که کودک نشون میده میشه متوجه شد

حالا اون علایم چیه؟

_حرکات روده منظم و قابل پیش بینی باشه 

_با مفهوم دسشویی و اینکه اون مکان برای چه کاریه و کامل متوجه باشه

_جیش و پی پی رو تشخیص بده

_خشک بودن لباس برای حداقل دو ساعت

_خشک بودن لباس بعد از چرت روزانه

_ برای رفتن به دسشویی علاقمند باشه

_برای پوشیدن شورت علاقه نشون بده و پوشکش و دوس نداشته باشه

برای بعضی بچه ها ممکنه همه این علایم و نداشته باشن

خب حالا باید چیکار کنیم ؟

_برای شروع طبق اون ساعاتی که میدونیم نیاز داره به دسشویی اونو میبریم
بدون هیچ فشاری👍
مثلا بعد از بیدار شدن از خواب شبانه

_هرگز مداام از کودک نپرسید جیش داری؟
چون عادت میکنه و حس کنترل گری بهش دست میده اون باید خودش این حس و بدونه و با گفتار یا رفتار بهتون بفهمونه که وقتشه
اگه دیدید مشغول بازیه و علایمی داره که نیاز به دسشویی داره با صدای بلند بگید من دارم میرم دسشویی کی با من میاد

_روزای اول از مایعات و غذاهای پرفیبر استفاده کنید تا عضلات مثانه قوی بشه

ادامه در کامنت اول👇
مامان حبه قند مامان حبه قند ۲ سالگی
اومدم یه فکت حق بگم و برم
مادر بود خودش به تنهایی به شدت طاقت فرساست ساعتها کار مداوم و تکراری روزمره رو باید انجام بدی بدون ذره ای استراحت چون تا بیای بشینی قطعا یه کاری داره جوجه که بلندت کنه...
حالا در کنار این خستگی باید حتما ساعت خواب داشته باشه جناب خان،
به این منظور قطعا باید صبح زود بیدار بشه، پس خواب شیرین صبح مادر به فنا میره، برای زود خوابیدن در شب هم باید یه چرت کوتاه ظهر داشته باشه مبادا این چرت کوتاه کمی بلند بشه، وگرنه زحمت کل روزت و صبحت و همه از بین میره و قطعا شب ساعت خوابش میگذره و هورمون کورتیزول جان هی بیشتر و بیشتر میشه و اوووووف.
پس جدا از خستگی کارای روزمره هیچ فرصتی برای استراحت بین روز برای یک مادر نمیمونه.
حتی یه چرت کوتاه ظهر ، برای من که اینطوره چون همسرم دیر از سرکار میاد و تا بیاد غذا بخوریم پسرم بیدار باید بشه.
خواستم بگم مادر بودن تمام ساعت های روزت، تمام انرژیت و تمام وجودت رو میگیره.
اگه به این ایثارگری نرسیدیم بچه داری قطعا براتون یک شکنجه خواهد بود.
پ.ن: در کنار همه این سختیا بچه داری لذت‌های کوتاه و عمیقی داره که با دنیا نمیشه عوضشون کرد.
مامان حسنا و حسان مامان حسنا و حسان ۲ سالگی
قبل از اینکه وارد بحث بشیم یک سری نکات رو در مورد اسباب بازی میگیم که دونستن این نکته ها باعث میشه که خیلی از مهارت های فرزند پروری مون بره بالا. این نکات از صفر تا 14 سال هم کاربرد داره. یعنی برای 7 سال دوره ی اول و 7 سال دوره ی دوم هم کاربرد داره.

🎀 اولین نکته اینکه اسباب بازی وسیله ای هست که همونطور که از اسمش مشخصه برای بازی هست. و اونچه که برای بازی هست امکان خراب شدنش وجود داره. پس توقع اینکه ما اسباب بازی بخریم و بچمون اون رو خراب نکنه و سال ها ازش استفاده کنه یکی از اشتباه ترین تصوراتی هست که ماها داریم. اون چیزی که نباید خراب بشه و با احتیاط باید مصرف بشه وسیله ی برقی خونست. کمدِ..فرشِ و اینجور چیزا. آنچه که شما برای بازی بچه هاتون تهیه میکنید؛ قطعا باید خودتون رو قبل از خریدش برای از بین رفتنش آماده کنید. حالا ممکنه یک بچه ای اون رو یک ساعته خراب کنه... یک بچه ای دو روزه و یک بچه ای دو ماهه و یک بچه ای دو ساله. شخصیت بچه ها فرق میکنه.

🎀 ممکنه مادری یک دختر یا یک پسر داشته باشه  که وسیله هاشو زیاد استفاده نکنه یا با سلیقه استفاده کنه و یک ماشینِ ساده یا یک عروسکِ ساده رو راحت سه چهار سال استفاده کنه. چرا؟؟ چون اصلا دوست نداره اینو استفاده کنه، کثیف بشه و خراب بشه. یک مقدار وسواس داره تو این قضیه. ولی خواهر یا برادر همین بچه اسباب بازی که داره رو دو روزه خراب میکنه. نمیتونیم ما بگیم که کدوم یکیشون کار بهتری دارن انجام میدن. چون همون طوری که رنگ چشم، رنگ پوست ، قد و اندازه و اندیشه های انسان ها و ... باهم فرق میکنه، قطعا نحوه ی استفاده اونها از اسباب بازی ها هم فرق میکنه
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه ی روز به روز من برای ترک شیر مادر (از شیر گرفتن ) دخترم
امروز دومین روز هست که شروع به این روند کردم
خیلی وقته دلم میخواد دیگه آنیا شیر مادر نخوره اما خیلی خیلی دخالت ها و نظرات اطرافیان روی نظر من و همسرم سایه انداخته بود ولی دل رک زدم ب دریا و با همراهی همسرم شروع کردیم درواقع بزور راضی شد اخه بنظر من هر سنی که مادر تشخیص بده که بچه لازمه از شیر گرفته بشه اون خیلی مهم تره تا اینکه اطرافیان بگن نههههه هنوز کوچیکه و فلان
الان شیر برای بچه ی من باعث شده تو خواب بخوره و بیشتر تا ظهر بخوابه و تایم خواب آخر شب ما افتضاح باشه همینطور باعث شده بشدت کم غذا شده و خودمم با توجه به اینا مادر عصبی تر از حد عادی شدم ترجیح میدم مادر خوش اخلاقی باشم تا مادری ک فقط و فقط داره شیر میده
من از روش زیر دارم استفاده میکنم امید که بدردتون بخوره
چون بسیار با شرایط آنیا جور بود
باید بگم که آنیا ابدا شیشه نمیخوره
شیر رو هم حتی تو لیوان نمیخوره با اینکه عاشق آب خوردن از لیوان هستش
و بشدت به شیر مادر وابسته
من برای دختر ۲۰ ماهه‌ام روش ۴×۴ رو شروع کردم.

توی این روش ۴ روز اول تا ساعت ۱۲ ظهر شیر نمی‌دم، ۴ روز دوم تا ساعت ۵ عصر، ۴ روز سوم تا ساعت ۱۰ شب و ۴ روز آخر فقط در صورت بیدار شدن شبانه.

اما من از همون روز اول یک تغییر دیگه هم دادم. از آخرین شیر شب که حدود ساعت ۱ بامداد بود، دیگه تا ساعت ۱۲ ظهر هیچ شیری نمی‌دادم. یعنی شیرهای سحرگاهی و صبح زود هم کاملاً حذف شدند.

برای کمک به این روند، موقع خواب لباس‌هایی می‌پوشیدم که دسترسی به شیر براش سخت باشه. همین موضوع خیلی کمک کرد چون وقتی بیدار می‌شد امکان دسترسی مستقیم نداشت و کمتر یادش می‌افتاد.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
موردی که زیاد تو گهواره باهاش مواجه میشم و دوست داشتم درموردش بنویسم آوردن فرزنددوم با فاصله سنی کم از بچه اول هست.روی صحبتم با اونایی هست که هنوز بچه اولشون زیر بیست ماه هستن و باردار میشن.
قطعا همه این جمله رو زیاد شنیدیم که"فلان چیز ریشه در کودکی داره!" خیلی از آسیب های نسل ما ریشه در کودکیمون داره که بخشیش بخاطر فاصله کم از خواهر و برادرامون هست.باتوجه به رشته تحصیلی و شغلم موارد زیادی از آسیب های روحی مثل استرس بالا؛خجالت؛ عدم عزت نفس؛ علاقه به خود بزرگ بینی و...میبینم که بعد از جلسات مشاوره متوجه میشیم که ناشی از همین مورده. شنیدین میگن بچه های اول مسئولیت پذیرتر و دلسوزترن. درستم هست در ۸٠درصد بچه های اول این موارد صدق میکنه ولی آیا اینا نکات خیلی مثبتن؟ خیر... اینا بخاطر زود بزرگ شدن بچه های اول بعد از اومدن بچه دوم یا سوم هست. چون بچگی نکردن و مجبور شدن زود بزرگ بشن. هرچند سنی نداشتن ولی همه به چشم بزرگتر دیدنشون که تو بزرگ شدی نباید فلان کارو انجام بدی؛ تو بزرگتری تو دعوا تو کوتاه بیا؛ تو بزرگ شدی باید حواست به کوچیکتره باشه و....به همون نسبت بچه دوم آسیب میبینه به شکلهای دیگه؛ چون تاپیک محدودیت کلمه داره نمیتونم بنویسم.
تعداد بالا بچه اوردن اونم تو شرایط الآن کشور هنر نیست بلکه خوب وقت گذاشتن برای بچه ها هنره. اگر روزی رسید که حس کردی تمام و کمال به روح و جسم بچه اولت میرسی به اندازه کافی براش کتاب میخونی باهاش بازی میکنی؛ حواست به رشد جسمی و روحی و عقلیش هست؛ میتونی دوتا بچه با دوتا نیاز مختلف رو هندل کنی اونموقع به بچه دار شدن مجدد فکر کنین خواهشا. بیشتر هم منظورم نیازهای روحی و فکری هست.همه بچه ها بزرگ میشن اون چیزی که مهمه وقت گذاشتن برای آموزششون هست