۶ پاسخ

من همیشه سعی میکنم سرزنده باشم حتی تو بدترین شرایط. من با دنیا و مشکلاتش راه میام ولی دیگه بعد از سقط و از دست دادن دخترم دیگه اون ادم سابق نشدم

فدات شم یه دکتر برو روت نمونه این وضعیت.درسته شرایط سخته و اتفاقات زیادی پشت سر گذاشتیم.ولی مغز طوری طراحی شده که تو استرس و ناراحتی مداوم بلده چیکار کنه تو این وضعیت نمونی و شادی برگرده برای محافظت از خودش(اینکه شاد بشی دلیل بر بی تفاوتیت نیست مکانیسم دفاعیه مغزته).اگه میبینی مثلا هیچی نمیتونه شادی برات بیاره ممکنه اوایل افسردگی باشی حتما چک کن چون مثل باتلاق میمونه میکشه ادم و پایین.اصلا هم ب اینکه بقیه شرایط مشابه دارن دقت نکن ممکنه اونا هم افسرده باشن.البته که همه اینا نظر منه ممکنه غلط باشه.

تنها نیستی عزیزم من حتی ده جلسه مشاوره هم گرفتم و کلی راهکار انجام دادم ولی موثر نبود تنها باشگاه نرفتم اونم بخاطر هزینه و دخترم
ولی به یک نتیجه رسیدم وقتی من تلاش کردم حالم بهتر بشه ولی رفتار سمی اطرافیانم همچنان بهم ضربه میزنه پس ایراد از من نیست راه رو اشتباه نمیرم ولی درک متقابل نیازه که متاسفانه در اطرافم بخصوص خانواده شوهرم وجود نداره

منم همینطور
بعد از دی ماه و این جنگ و گرونی دگ حال دلم با هیچی خوب نشد

منم همینطورم متاسفانه

عزیزم اکثرا همه الان همینن من هرکس اطرافیانم هس همینن انقد مشکلات زیاد شده دیگه هیچکس با هیچی خوشحال نمیشه متاسفانه

سوال های مرتبط