۲ پاسخ

مبارک باشه عزیزم
دستگاه نرفت بچتون ؟
چند کیلو بود ؟

ترس منم آینه زودتر از موعد سزارین دردم بگیره

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۴ ماهگی
خب منم اومدم تجربه زایمانمو بگم بهتون😍
من دقیقا ۳۸هفته بودم ک تصمیم داشتم طبیعی زایمان کنم و رفتم معاینه لگن شدم ک خیلی واسم دردناک بود حالا معاینه تحریکی نبود و بعد اون لکه بینی داشتم و بخاطر درد معاینه از لحاظ روحی خیلیییی بهم ریخته شدم تا ۳ روز حالم بد بود بعد با خودم گفتم من قراره زایمان کنم ک خیلی از عوارض و نداشته باشم پس وقتی با معاینه انقد حالم بده حتما بعد زایمان بدتر میشم جوری بودم ک میگفتم من بعد زایمان خودمو میکشم ک دیگ خانوادم گفتن برو سزارین منم منتظر ی جرقه بودم سریع رفتم پیش دکتر خودم و واس فرداش وقت زایمان گرفتم و درسته عمل بود ولی خیلی استرس نداشتم و سریع وسیله هارو اماده کردیم و رفتیم بیمارستان سوند اصلا درد نداشت و یه حس بد داشت تو اتاق عمل هم هیچییی نفهمیدم فقط تهوعی ک داشتم اذیتم میکرد ولی چون ناشتا بودم فقط عوق میزدم بعدشم ک اوردنم بیرون ماساژ رحمی چندتای اولو اصلا نفهمیدم ولی دوبار ک ماساژ دادن درد داشت ولی ن اونجور ک میگفتن با ی دست اروووم ماساژ میدن بعدم ک گفتن راه برو من سعی میکردم خیلی نترسم دردناک بود ولی ب خودم میگفتم اینم میگذره پمپ دردم نداشتم فقط بدیش این بود ک بیمارستان مسکن نمیدادن دیگ خودم قایمکی رفتم ی مفنامیک خوردم و شبو خوابیدم ولی بدون مسکن یکم سخته
مامان جوجه مامان جوجه ۱۴ ماهگی
دوستای گلم خانومای محترمم ممنونم از تبریکای قشنگتون و دوستای مهربونم .
من روز شنبه رفتم دکتر ویزیت آخر ک بهم گفته بود ۶خرداد ک امروز میشه سزارین میشم ولی خیلی شکمم اومده بود پاین و انقباض هم داشتم بدون درد ولی درد واژن شدید داشتم دکترم گفت بچه دیگه رسیده یکشنبه بیا زایمان کنی ک میشد۴ خرداد🥰🥹
ساعت ۸ صبح بیمارستان فلسفی پذیرش شدم همین ک سوند وصل شد انقباض شدید گرفتم همراه بادرد و آبریزش. ساعت ۱۰:۲۰رفتم اتاق عمل تا دکتر بیهوشی ودکتر خودم بیا یکم طول کشید بعدش آمپول بی‌حسی ک زد باز حس داشتم گفتم ب دکترم میفهمم گفت پاهاتون تکون بده قشنگ تکون دادم خیلی کم بی‌حس شده بودم. دکتر بیهوشی اومد دیگه آمپول نزد اکسیژن گذاشت دهنمو یدفعه از هوش رفتم و نفهمیدم چیشد چشم ک باز کردم دیدم ۱۵ ب ۱۲ و من مثل چی میلرزم و دکترم ۱۲:۳۰اومد بالا سرم و گفت بیهوشی درصد پاین کردیم بی‌حس نشدی همه چی خوب بود بچه هم خوبه ۱۰:۴۵ بچه اومد🩵🥰
شیرم خورد و رفت دل تو دلم نبود ک بچمو ببینم🩵🥹
خداروشکر آوردنش و دیدم بعدش ک بخش رفتم خیلی درد داشتم ب دکترم گفته بودم پمپ درد بزنه ولی نزده بود مسکن قوی داده بود ولی باز درد داشتم😮‍💨
تا ساعت ۶،۷درد همچنان داشتم و ۱۲ ب بد مایعات خوردم و راه افتادم ولی درد داشتم همچنان.
زایمان اولم خیلی راحت بودم خداروشکر
ولی این زایمانم همچنان درد دارم و بزور از تخت بلند میشم.شکمم راه نیوفتاده و نفخ شدید دادم کسی میدونه چیکار بایدکنم؟؟؟
مامان هیرا💙
ابرا🩷 مامان هیرا💙 ابرا🩷 ۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین🤕
تو 35هفته رفتم ی دکتر پیدا کردم ک سز اختیاری انجام بده بعد پیدا کردم دکتر خوبی بود باهاش صحبت کردم قرار شد بیمارستان مورد نظر رو دیگه برا زایمان برم
37هفته رفتم پیشش
زیرمیزی دادم شمارشو گرفتم بعد قرار بود 6اردیبهشت زایمان کنم دیگه همه برنامه همین بود ب همه هم گفتم 6 اردیبهشت
دیگه یکی دو روز بعد تشکیل پرونده من دیدم انقباضات عجیبیی دارم رفتم پیش دکتر عمومی گفت باید بری بیمارستان رفتم معاینه کردن 1سانت باز بود میخواستن نگهم دارن برا طبیعی چون بیمارستان دولتی رفته بودم نمیدونستم جدی جدی داشتم با پای خودم میرفتم برا طبیعی بعد کلی دروغ و نمیدونم چی تونستم فرار کنم
با دکترم صحبت کردم گف فردا بیا سز شو گفتم نمیخوام گفت درد گرفتی فورا بیا دیگه یه روز دیگه دردم زیاد شد رفتم تا میخوام برا یکشنبه عملم کنن
گفتم نه هنوزم زوده میخوام بچم وزن بگیره دیگه کلی شیافت و استراحت شب دوشنبه دردم زیاد شد رفتم بیمارستان دیگه خوابوندنم نه راه فرار ن چیزی سزارینم کردن
حالا سزارین چطور بود پاره بعدی
مامان شاهان و آیهان مامان شاهان و آیهان ۶ ماهگی
میخوام از زایمانم بگم
۳۶هفته پنج روز خودم از قبل به دکترم گفته بودم که برام سونو بنویسه رفتم سونو،دکتر گفت که اب دورش شده۶
زنگ زدم به دکتر گفتم ابریزش و هیچ علایمی ندارم تکوناشم خوبه گفت خیلی سریعا برو nstبده،رفتم خداروشکر خوب بود همچی دکتر ماما گفت حتما دکتر سونو اشتباه کرده
از دوباره فرداییش به دلم بد افتاد ترسیدم خوودم ازاد رفتم سونو
گفت ابش شده پنج نیم،رفتم پیش دکتر فرداییش گفت برو سونو بیوفیزیکال بده
اونم رفتم ینی تو ۳۷هفته یک روز گفت اب دورش شده ۳نیم
فوری گفتن خودتو برسون بیمارستان،رفتم بیمارستان الزهرا رشت
بستریم کردن ساعت نه شب،من فک میکردم میخوان بم سرم وصل کنن
ولی یکدفعه گفتن اماده شو برای عمل
ساعت ۱۱.۵۵دقیقه پسر کوچولوم بدنیا امد از استرس مثل بید میلریزم ولی زایمانم خیلی خوب بود بجز لرز هیچ مشکل یا دردی نداشتم
ولی ایهانم چون تنفسش تند بود دوروز دستگاه موند خدارشکر باهم مرخص شدیم نوزدهم ینی جمعه💋❤️
خواستم بگم تا خدا نخواد برگی از درخت نمیوفته
قربون خدا برم اگه به دلم بد نمیوفتاد نمیرفتم سونو معلوم نبود الان تو چه حالی بودم
من هیچ علایمی نداشتم هیچ
حتی یه قطره اب هم ازم نمیریخت
نمیدونم چجوری اب کم میکردم❤️
مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️