۸ پاسخ

سمت راستی عالی

دخترمنم میخوره خیلی میترسم

مریدنت کودکان اینبار گرفتم با طعم کوکا خیلی پسرم دوس داره سریع میزنم خودم تاحالا نشده قورت بده قبلش اون سمت راستی میخریدم خیلی خوبه اینبار گفت ی طعم جدید بگیر کوکا گرفتم

مریدنت کودک میگیرم

من میسویک میزنم راضیم خداروشکر

منم بنسر میزنم برا دخترم

خمیردندون سیگنال که خودمون میزنیم

عزیزم این رو برای اینکه خیالت راحت بشه خودتون استفاده کنید . و یا اینکه بخون محتویات موادی که توی اکتیدنت بکار رفته آیا مث بنسر هست یا خیر .

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
چند وقت پیش ، با خانومی توی باشگاه پسرم آشنا شدم ، از ظاهر خودش و پسرش معلوم بود از نظر مالی خیلی ضعیف هستند ، چون خودش کارش ( نظافت چی منازل) سمت ما بود ، پسرش رو یکی از کارفرماهاشون با هزینه خودش اونجا ثبت نام کرده بود ، توی باشگاه هم من و چند تا از مادرها تصمیم گرفتیم هواشونو داشته باشیم ، گاهی وسیله یا لباسی می‌خریدم و به بهانه های مختلف به پسرش می‌دادیم ،هفته پیش که برای خرید لباس پاییزه برای پسرم رفته بودم ،یک ست بلوز و شلوار شیک هم برای این پسر خریدم ، ( من خودم این نوع لباس رو برای مهمانی و بیرون استفاده میکنم ) خلاصه دیروز این پسر با همون لباسی که براش گرفته بودم وارد باشگاه شد ، اما وضعیت لباس: کثیف و پاره🥲 ،دقیقاً هفته پیش که بهش داده بودم مادر محترم همونجا توی باشگاه تنش کرد و ...
بعد که دقت کردم، متوجه شدم گویا با کفشهای جدید و گرون قیمتی که یکی از مامانا براش گرفته بود هم همین رفتار شده ، و پسر کوچولو هر روز از بوفه باشگاه خوراکی های گرون قیمت میخره و ....
اینا رو گفتم، نه برای سرزنش اون خانوم و پسرش نه برای خودنمایی و زیر سوال بردن دیگران .
می‌دونی ، گاهی آدم ها خودشون در رو به روی نعمت و ثروت میبندن ، گاهی آدما با رفتارهاشون نشون میدن لیاقت خوب زندگی کردن رو ندارن یا شاید بلد نیستند ...
مامان گرشا مامان گرشا ۵ سالگی
سلام‌مامانا
میدونم خیلی دارم با پشت های نا امید کننده ام حالتون و خراب میکنم
ولی خیلی حالم بده الان فقط دارم به صورت گرشا نگاه میکنم بعد فکر میکنم چرا خدا نمیزاره منو این بچه هم مثل همه بچه ها و مادرا کنار هم از زندگیمون لذت ببریم . گرشا قبلا بهش اب قلم گوسفند میساخت الان نمیسازه دوباره میدم اسهال خلطی میشه .
اللن چهار شبه درست نخوابیدیم نیم ساعت از خوتبش میگذره همش گریه و زاری .
دیشب قبل خواب با دلدرد اسهال شد و تا بخوابه همش میگف دلم درد میکنه از زیاد شدن ادرارشم نگم الان چند شبه تا صبح پوشکش پر میشه پس میده
وزن و قدم نمیکشه الان مدتیه واقعا بهم ریخته و من میترسم از نون باشه تو تست پوستیش نون مثبت بود فکر کنم ۶ بود عددش یه برهه ندادم مجبور شدم نون سحر بدم که سیب زمینی داره و نمیسازه بهش سه ماه دادم ولی حالا مجبورم سنگک بدم به خدا مجبورم بچه ام چیزی نمیخوره . شوهرم میگه باید بدی بخوره چون اون برهه رو دید که چقدر اذیت شد بچه . خودمم دیگه میترسم قطع کنم . الان هر جا میخونم نوشته اگه ادرار زیاد باشه به کلیه هاش اسیب میرسه زبونم لال . امروز رفتم ازمایش ادرار دادم براش تا یه شنبه ببر روحانی ببینم چی میشه به خدا دیگه نمیکشم
گرشا تا صبح شاید ۳ الی ۴ بار جی میکنه طول روزم ۶ بار ولی وقتی الرژن میخوره ادرارش حجیمه .
کاش بخوابم دیگه پا نشم خسته شدم از نگاهاش التماس گونه اش برای خوراکی ها یه چیز ساده نمیتونه بخوره اخه مگه میشه یه بچه ۵ ساله با ۴ تا مواد زندگی کنه .
خسته شدم از صبح تا شب استرس کشیدن .
خسته شدم از تو نت چرخیدن.
خسته شدم از دکتر رفتن
خسته شدم . کاش بمیرم راحت شم .