وای انگاری داری پسر منو میگی منم دیونه شدم از دست این گریه هاش همش میگه بغلم کن تازه کنارشم میشینم قبول نمیکنه فقط بغل منو میخواد ولی مهمون میاد عاشق مهمونه باهم همدردیم منم دست تنهاام هرروز عصبی ام دیگه مجبورم تحمل میکنم خیلی سخته
منم همینم تازه خوابشم تنظیم نیست دهنمو سرویس میکنه ولی چ میشع کرد
یه هفته می بینی ۹شب میخوابه تا صبح بقیه ش می بینی ۷صبح میخوابه یا اگ سر شب بخوابه پا میشه
شوهرمم از صبح ۸میره تا ۱۰شب اینا میاد خودمم بچه ظرف میشورم میچسبه ب پاهام غذا همینطور لباس بخوام ببرم بالکن اونم باید ییاد
پسر منم همینه موقع غذا درست کردن بغلمه 😕
از همسرت بخواه کمک حالت باشه. اونم پدرشه، وظیفه داره نگهش داره.. پدر که فقط وظیفش خرج کردن برا بچه نیست، مادر هم وظیفش فقط پخت و پز برا بچه نیست.. هردو باید وقت و زمان هم برا خود بچه بذارن، باهاش بازی کنن، نگهش دارن. وقت بگذرونن باهاش! نه که فقط یک نفر همه کارا رو انجام بده. اینکه یکی از طرفین فقط دوست داشته باشن بچه در کار باشه و بچه بیارن، ولی کمکی نکنن یا وقت و زمان نذارن که بدرد نمیخوره!
دقیقا مثل امیر حسین وقتی دورش شلوغه اصن منو نمیشناسه و ذوق داره اما روزا خونه همش کارش گریس .....منم ۶ تا ۸ شب تنهام کسی کمک حالمم نیست منو ببینی شدم پوستو استخون
دختر منم همینه عزیزم اینا اول اینکه ب خاطر دندونه دوم اینکه اضطراب جدایی از مادر دارن و دوس دارن همش پیش مادر باشن میدونم سخته خیلی دست تنهایی با یه عالمه کار اما عزیزم طبیعیه این رفتارهاشون و گناه دارن فعلا محیط امنشونو آغوش مادرشون میدونن اینم یه دورانیه ک میگذره دو سال اول زندگی بچه خیلی ب مادرش نیاز داره تحمل کن عزیزم خوب میشن رفته رفته
دختر منم همینجوریه،ولی من موقع آشپزی میزارمش رو کابینت،عقبه عقب،میچسبونمش به دیوار که یه وقت نیاد جلو،بعد جلوش کلی چیز میز میریزم که مشغول بشه و منم نگاه میکنه و منم همش در حال آشپزی باهاش حرف میزنم که یعنی حواسم بهش هستو کنارشم و گاها بهش توضیحم میدم الان اینکارو میکنیم الانمیخوام اینجوری کنم و از این حرفا...
وای بقرآن مجید منم دقیقققا همبن شرایط شمارودارم میگم کاش میسد همیشه مهمون داشته باشم این نیاد بپیچه به پاهام واسه غذا و ظرف من رد دادم دیگه
هیچی مامان جان تحمل کن این دورانم میگذره دنیز منم همینه
همه تقریبا بچه ها همینن
من دنیز میجسبه ب پاهام بغلش میکنم غذا رو ول میکنم
میارم میخوایونمش زمین ماهاشو دستاشو بدنشو میبوسم اروم تر میشه با ی چیزی سرگرمش میکنم درمیرم تا دوباره بیاد یا چیزی میدم دستش بخوره و کارتون میزارم خب اونا ک درک نمیکنن تو خونه تنها حوصلشون سرمیره
ماهم همینیم...فقط صبور باشیم تا انشالله بزرگ بشن
اخه من پسرم با اجیش سرش گرمه دخترم 6 سالشع
پسرمنم اینطوری میکنه من چیزای جدید میریزم جلوش بیسکویت میدم دستش تلویزیون روشن میکنم
با همه اینا که ۵ دیقه منو به حال خودم ول کنه برسم یه کارام
همسایه ای ندارین بچه بزرگتر باشه مثلا چهارپنج ساله داشته باشن گاهی وقتا بیاد خونتون سرگرمش کنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.