۱۵ پاسخ

مگ‌میشه نکنن

جلوشون وایستا نزار تربیت بچت دستشون بیفته

من بالای مادرشوهرمم
نه دخالت نمیکنن ازم میترسن

ما باهم نیستیم ولی نزدیک همیم
خانواده شوهر من خداروشکر خیلی خوبن اصلا دخالت نمیکنن چون همسرم روز اولی که آریا به دنیا اومد به همشون گفت که دخالت نکنن والانم مشکلی پیش نیومده ما سه ساله نزدیکه همیم

من هفته ای یبار میرم خونش .نه اجازه نمیدم

تا دلت بخاد. هی

ما که با اونا زندگی نمی‌کنیم ولی مدام دخالت دارن چرا بهش اینو گفتی چرا اونو ندادی بهش و ....

منم ک ازشون دور زندگی میکنم خواه ناخواه دخالت میکنه

اختلاف بچه های من ۱ سال هست شیر ب شیر و تا من ب خودم بیام دیدم یکی دیگه رو باردار هستم و رسما پا تو کفش مادر شوهرم گذاشتم ،تا ۳ سالگی دختر اولیم اونجا بودیم،یکبار نیومدن نوه هاشون رو ببرن پایین باهاش بازی کنن ،یکبار نشد براشون بستنی بخرن بیارن بدن در صورتیکه جلو چشای من برای پسر برادر شوهر من همههههه چی میخریدن از آجیل بگیر انبه بگیر بستنی بگیر میوه های گرون گرون بگیر یکبار هم نشد برای بچه های من بگیرن،من میدیدم و سکوت میکردم،یکبار نیومدن بالا بگن زهرا بچه هارو بده ب من برو بخواب از کله سحر تا بوق سگ یه بند سرپا بودم،یه بار دختر بزرگم رو زدم اونا هم فهمیدن اومدن ب شوهرم گفتن شوهرمم گف بچه هارو میزنی گفتم نه گف اخه اونا اینجور شنیدن گفتم پشت دستش زدم دست میزد ب اجاق گاز خطرناک بود با نکن جیزه نفهمید مجبور شدم.بعدش دیگ کلا خودشون رو از چشم شوهرم انداختن و خلاصه ک بگم یه کمکی ب من نکردن جلو چشام برای اینک منو ناراحت کنن اون کارهارو میکردن بعدش دخالت کنن و من هیچی نگم؟عمرا شیک میرینم ب هیکل همشون ،دو روز زنده هستم صاحب جونم نیستن که
پسر جاریم رو نگه میداشتن بهتره بگم پسر های هر دوتا جاری هام رو نگه میداشتن و اونا میرفتن دنباله خوش گذرونیشون، یه بار دختر کوچیکم ک نوزاد بود کاری نداشت با هیچکس جلوش میوه بزارن غذا بزارن خودش برمی‌داشت میخورد اینقدر بچه کوچیکم مستقل بود گذاشتمش پیششون رفتم آرایشگاه یه حالی ب خودم بدم اونم آرایشگاه سر کوچه یه بند زنگ پشت زنگ رفتم دیدم بخدا بچم با کسی کاری نداشت یه جا دراز کشیده بچه خوابیده حتی بلندش نکردن زیرش پتو بزارن یا زیر سرش بالشت یا اصن روش یه پتو بکشن ،دخالت میکردن میریدم ب هیکل تک ب تک شون

اگه خوب باشن کلا و دلسوز بچه و نوه ..نمیکنن و راهنما میشن اما اگه خسود باشن قطعا دخالت میکنن

ولی برا زدن پیش اومده زدم دعواشم کردم

ما جداییم باز دخالت میکنن شما که باهمید خدادبداد برسه عزیز

من با مادر شوهرم زندگی نمیکنم ولی دو ماه اومده بود خونه مون تو همه چی دخالت میکرد

من طبقه پایین مادرشوهرم زندگی میکنم از وقتی که حامله بودم اومدم اینجا زندگی میکنم توی این پنج سالم اصلا هیچ دخالتی نکردن کازی به کار هم دیگه نداریم

عجبا...مگه میشه
زندگی نمیکنم ولی دخالت مگه میشه نکنن ....کلاتربیت اوناست تامن

سوال های مرتبط

مامان پرنسس❤️ مامان پرنسس❤️ ۶ سالگی