۱۰ پاسخ

به این فکر کن که تو خواستی اون بچه به دنیا بیاد بچه ۱۰ ماهه هیچ درکی نداره خیلی کوچولو که بخوای بزنیش اونم به خاطر اینکه شرایط خریدن کالاسکه رو نداری یعنی بچه بزرگم شه هربار چیزی بخواد چون نمیتونی بگیری باید بزنیش؟ یادت باشه تو خواستی به دنیا بیاریش با اینکه شرایطتو میدونستی

من نمیدونم چندبارزدمش اصلایادم نمیادازبس ک اذیتم میکنه خیلی فضوله بازی گوشه حرف گوش کن نیست چندبارهم دعوامون شدمن وباباش بخاطرش اذیت میکنه عصبانیم میکنه بعدشم نبایدسرش دادبزنم یادست بهش بزنم حق ندارم

منم واقعا همین حسو داشتم دخترم نمیتونم بغل کنم زیاد کمر درد دارم ، بزور خودم واسش کالسکه خرید از توی دیوار خریدم یک‌و پونصد ،تا گریه می‌کنه فوری میبرمش پارک، حال خودمم خوب میشه، البته ارزون ترم وجود داشت، خونتون هم که کرجه راحت پیدا میشه با ۵۰۰ هم میشه خرید اما من چون نمیخوام زیاد جا بگیره عصایی خریدم ،اینم عکسش

تصویر

از دیوار قیمت مناسب که واقعا بعضی هاشون نو هستن بگیر از مادری مادرشوهری پول قرض کن

پیش میاد برا همه عیب نداره بغلش کن آروم بگیره

سلام عزیزم درکتون میکنم ولی بهتون حق نمیدن چون نمیدون چندین نفر دارن هرثانیه دعا میکنن و آرزوی داشتن بچه مونده تو دلشون هر وقت عصبی شدی دعاهای خوب کن براش برای همه این نعمت الهی رو آرزو کن

اخه چجور دلتون اومد من کسی به بچم حتا بشوخی فوش بده یا داد بزنه عصبی میشم دعواش میکنم حتا یبار زدم تو گوش شوهرم چون بابچه بازی میکرده پارچه اانداخت روسر بچه اونقدر ترسید گریه کرد منم همراش گریه کردم کلی هم با شوهرم دعواکرپم نمدونم چرا ولی خیلی حساسیت رو بچه دارم شاید افسردگیه یا چیزی یا عادیع نمدونم

زدیش؟؟ اخه اون چه میفهمه زدنو دختر خوب!وقتی از دستش عصبی شدی خواستی دست روش بلند کنی به این فکر تنها پناهشی اصلا متوجه نیست که تو از دستش عصبی هستی

برا همه پیش میاد یه روزایی اینطوری رفتار میکنن با بچه

نمی‌خوام عذاب وجدان بدم ولی دختر من حتی بدتر از بچه شماست خیلی داغونهههه ولی سرش داد هم نمی‌زنم چون می‌دونم اون نمیفهمه دارع منو اذیت می‌کنه فقط چون من نقطه امنشم بهم پناه آورده و من مجبورم تحمل کنم تا بگذره و بهتر بشه

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۱ سالگی
سلام مامانا من امروز با شوهرم بحثم شد سر اینکه یدقیقه این بچرو نگه نمیداره پسرمم میاد تو اشپزخونه تو دستو پای من منم انقد خونم بهم ریخته بود دوروز بود نتونستم خ‌ب تمیز کنم پریود شدم خیلی حالم بد بود گفتم امروز بگیر تو دستو پای من نیاد یکم به این خونه بیصاحاب برسم پسرمم امروز کلا لج کرده بود خوابش میومد نمیخوابید الکی بهونه گریه به شوهرم بی عرضم امروز سپردم سر بچم دوسه بار خورد اینور اونور کله مرگسو گذاشته بود بهش از تو اسپز خونه هی میگفتم پاسو ارینو بگیر گفت عرضه نداری یه بچه جم کنی منم هم درد پریودی هم خونه که دوسه روز بود جم و جور نکرده بودم پسرمم گریه دیگ اعصابم خورد شد شروع کردم گریه کردن تو خونه داد و بیداد سر شوهرم بچم از داد و بیدادای من تو خونه ترسید شروع کرد گریه کردن سوهرم خدا لعنتش کنه رفت سر بچه داد زد من دیگ انقد بهم فشار اومد خواستم طرف چینی دکوری بکوبم رو سرش که بچه برداشت باز ارومش کردخیلی ناراحتم چرا داد زد سر بچم هدا اعنتش کنه الهی بمیرم برای پسرم بچم نکنه تا اخر عمر یادش بمونه میترسم با اون دادی که سر بچم زد بهش اسیب زده باشه هیلی ناراحتم هیچی ارومم نمیکنه هی باخودم فکر میکنم خدا لعنت کنه این مردای نفهمو حمله کرد سمت من منو بزنه بهش گفتم ناخنت به من بخوره تیکه پارت میکنه جرات نکرد خیلی اعصبانی بودم ولی بمیرم برای پسرم داد زد سرش الهی من بمیرم راحت شم از طهر ناراحتم یعنی یادش میمونه؟لخودم گفتم این خر نمیفهمه حداقل دیگ دفه اخرم باشه که تو‌خونه بخاطر پسرم داد بزنم