۵ پاسخ

من جدا میدارم جایی که دستشون نرسه بعد خودم میارم بازی میکنن بعد باهم جمع میکنیم بعدی رو میارم.
البته چند روزه جمع نکردم همه قاطی شده فردا باید کلی وقت بذارم جدا کنم

منم کنار گذاشتم میریزه بهم میره

یه سری ها رو کلا جمع کردم گذاشتم انباری واقعا خسته میشم

ازین کشوها هست پلاستیکی
مثلا لگو ها تو اون جدا
یا یه سری مثل هوش چین تو مما است تو باکس جدا

منم همینطور😂

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۳ سالگی
سلام مامانا
بچه هاتون اسباب بازیاشون رو خراب می‌کنند ؟
دخترم بعد یکی دوبار بازی اسباب بازی هاش رو خراب می‌کنه
مثلا برچسب داشته باشن درمیاره پاره می‌کنه یا اجراشو جدا می‌کنه که نیمه درست نمیشن....یا از اون عروسک های موزیکال داشت داداشم اینا براذتولدش آورده بودن یهو دیدم از داخل دستش اون پشم شیشه هارو درآورده کلا خراب کرده...و اینکه مثلاً میبینن یکی از اسباب بازی ها یه تیکش دراومده و میبینن ما چجوری درست میکنیم از دستمون میگیره و دوباره همون قسمت رو در میاره و خراب می‌کنه.... پسرم زیاد اینحوری نیست اما تا میبینه دخترم اینکارو می‌کنه اونم اونحوذی می‌کنه...دخترم اسباب بازی خودشو خراب می‌کنه بعد میبینه همون اسباب بازی مال داداشش سالمه اونم میگیره خراب می‌کنه....اینم بگم یه اخلاقی داره دست داداشش یه اسباب بازی باشه که دلش بخواد می‌ره بزور از دستش میگیره...کوچیک بود بخش یاد داده بودم از داداش بپرس احازه هست منم بازی کنم؟ یا میای عوض کنیم ؟ اما الان هیچی نمیگه میره بزور ازش میگیره و دعوا میشه.... دوقلو هاتون اینجورین ؟ چیکار کنم اسباب بازیهاشو خراب نکنه ؟ اصلا حیفم میاد براشون اسباب بازی گرون بخرم هر وی میگیریم تیکه تیکه گوشه های خونه هست
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام مهراب کوچولوی ناز منم دو سال و ۶ ماه رو رد کرد چقدر ذوق دارم برای این روزا که تک تک لحظه ها رو کنار مهراب تجربه میکنم از راه رفتن تا دندون دراواردن تا حرف زدن و کلمات بانمکی که میگه با اسباب بازی هاش بازی میکنه و میگه بیا این بازی رو با هم بکنیم چقدر ذوق داره این روزا چقدر نمکدون هستن و پر از حال خوب .نمیخوام جیغ هاش رو بگم چون بچه هست در کنار قشنگی ها سختی های خودشم داره .اینکه مهراب کوچولو علاقه شدید پیدا کرده به بازی های فکری و خونه بازی درست کردن خیلی خوشحالم بابت این لحظه های زیبا
خوشحالم که قبول نکردم برم سره کار درسته دلم برای کارم برای بیمارستان برای کمک کردن به بقیه تنگ شده اینکه دستم تو جیبم بود ولی اینکه این لحظات رو میبینم عشق و حال خودش رو داره .به خودم افتخار میکنم که از همه چیزم زدم برای گل پسرم

این روزا با مهراب دوتایی خیلی چیزها با هم درست میکنیم .اینسری معجون صبحونه برای مهراب درست کردم
نون درست کردم و وسطش کاکائو گذاشتم و انواع بستنی و هرچیزی بتونم سعی میکنم از بیرون نخرم و خودم درست کنم .

فردا هم میخوام برم خونه بازی کیا میان؟اسمش هپی لند تو دهه فجر