۴ پاسخ

با یک طنابی، بندی چیزی ببند مثل باربر ماشین😅

دیروزدخترمن ازاول صبح باگریه بلندشدکه میگفت من شکلات بنفش میخوام که میخوام نمیدونم خواب دیده بودچی بودنیم ساعت کامل جیغ ودادزد..رسماماهم دیوونه شدیم...

دیکه باید بتونی انجام بدی
منم دیروز پسرم نیم ساعت سر اینکه چزا پرتغالش از وسط نصف شده گریه می کرد که باید بچسبونیش 😄

🤣🤣پچه ها لج کنند دیگه هیچی جلودارشون نیست
بایه بندی روسری ببند براش که نریزه

سوال های مرتبط

مامان گوجه سبز مامان گوجه سبز ۲ سالگی
زندگی کردن با خانواده شوهر خیلی سخته بعد بچه نفهمت هم با تو نیست .دخترم ۶ سال ونیم هست تو خونه هر چی اسباب بازی داره مهم هاشو همش باید قایم کنم میبره خونه مادرشوهرم بعد مادرشوهرمم کیف میکنه همون پایین نگه میداره که بچه خواهر شوهرم میاد بازی کنه باهاشون چند تا از لاستیک ماشین هاشو شکسته چند تاش گم شده بعد این بچه خواهرشوهرم حتی مامانش سر کار میره نمیکنه یه توپ به بچش بده همش روی اسباب بازی دخترم حساب کرده بعد دخترم برمیداره میبره اون جا انقدر هم اشماله برای اینکه اون جا جا داشته باشه میریزه جلوی بچه اون اونام خوششون میاد بعد حتی دختر کوچیکم گریه اسباب بازی نداره بالا گریه میکنه میگم نبر دخترم کولی بازی درمیاره گریه ابروم جلوشون میبره حالا چند وقته قائم میکنم هر وقت بخواد میارم دستش بعد حالا امروز چون یکم تحویلش گرفتن دوباره خودشو لوس کرد اره میخوام این نیسان ببرم پایین گفتم نه همین جا بازی کن نه میخوام ببرم پایین گریه داد و جیغ منم در قفل کردم انقدر گریه کرد آخرش هم دید من راضی نمیشم مجبور شد بیاد ۳ تایی بازی کنیم اصلا هر چی هست میخواد ببره پایین بعد داریم بازی میکنیم یه دفعه این جوری میکنه سبد ظروف آشپزخونه بده میخوام ببرم یعنی کفرم بالا اومد ها همین سبد مادرشوهرم داده به خواهر شوهرم ببره دانشگاه توش وسایل بزاره خدا شاهده ۶ ماهه دنبالش میگردم بعد دیدم دیروز از دانشگاه آورده تعطیل شدن تهش به دخترم گفته مال خودمه .انقدر ناراحتم اسباب ارزش نداره ولی ساده گی دخترم اذیتم میکنه حتی گاهی وسایل شخصی مون میبره پایین مادرشوهرم صاحبش میشه .