۵ پاسخ

گلم هنوز کوچولو هستن و بی دفاع ب سنی نرسیدن ک بدونن هیچ چیز ترس نداره از این ب بعد خودشم بگیر ب کار

جمع نمیکنم تا ظهر
ظهر ک خوابید ی دور جمع میکنم
دوباره بلند میشه کل خونه رو بهم میریزه تا شب
شب خوابید دوباره جمع میکنم

پسر منم اینطوریه

باهاش حرف بزن بگو ببین پسرم تو اتاق چیزی نیس یه مدت هی مادرشوهرم به پسرم میگف ممدقلی شبا بیدارمیشد میگف مامان میادمنو میخوره منو بغل گفتم مامانی ممد قلی اصن وجود نداره هربار ک عزیز گف بگو وجود نداره الان هرکی بگ پسرم میگ هیولا و ممد قلی وجود ندارن

خوبه باز شما جمع میتونید بکنید،دختر منکه نمیزاره هرچی میاره پذیرایی دست میزنم بخوام بردارم گریه میکنه میخوام بازی کنم ولی بازی هم نمیکنه فقط آخر شبا قبل خوابش حق داریم وسایلاشو جمع کنیم

سوال های مرتبط

مامان جیک جیک مامان جیک جیک ۲ سالگی
سلام خانما من نمی‌دونم این مسأله مشکل دخترم بحساب میاد یا نه
و یا اینکه در آینده چه اثراتی داره، اصلا مشکل ساز هست یا نه، ...
از هیچ روانشناس کودکی هم پیش نیومده بپرسم...
دخترم بردم قسمتی که پر از سطل اسباب بازی بود و میز و صندلی داشت دخترم یک سطل براش میاوردم مثلا پر از بریکس و روی میز همه رو میچینه و بعد خودش هم جمع می‌کنه
توی سطل خب بهم ریخته هست ممکنه یه اسباب بازی دیگه هم باشه نامنظمه
دخترم فقط داره منظم می‌کنه، از یکساعت فقط ده دقیقه بازی می‌کنه فقط منظم کردن وسایل اونجا...
اگه مهره شطرنج هست برمبداره می‌بره می‌زاره پیش بقیه مهره های شطرنج
یه جورچین دکمه ای دو رنگی اونجا بود ۳ تا مهره کم بود
همه جا رو گشت
دو تا سطل جمع و جور کرد
خانم اونجا صدا زد که نیست گم شده کجاست شما گم کردی
هرچی میگم اینا مال ما نیست نمیخاد مرتب کنی، شاید گم شده، اشکالی ندارد
اصلا گوش نمبده
فقط فکرش مرتب کردن و جمع و جور کردن هست
حالا این یک مسأله
از خونه می‌خوایم بریم بیرون میگه خب باشه اینجا جمع جور کنم...
مثلا حال پر از اسباب بازی آجره ریخته
فکر جمع کردنشه که من مانع میشم برمیگردیم دوباره بازی میکنیم، یکم میگه نه بعد میگه باشه
فکر خاموش کردن تلویزیون...
در انتها اینم بگم خونه ما دو طبقه و دخترم اتاق خواب نداره و در حال خونه بازی می‌کنه
طبقه بالا اتاق خواب فقط جهت جمع کردن اسباب بازی‌اش و من مرتب چند اسباب بازی جمع میکنم و جدید میارم تا تکراری نشه و دخترمم