۷ پاسخ

سوزناکه اونجا حتی خودتم بزورتحمل میکنی چه برسه به بچه ..بنظرمن تواین وضع جنگ یکم ترسناک نیست رفتن .

من نرفتم اما اگه رفتی حتما یه پنکه شارژی که گیره داشته باشه و بشه به یه قسمت کالکسه وصلش کرد ببر
بچه تاب گرما رو نداره

سلام اول اینکه حتماکالسکه ببر لباس استین دارخنک ببربرای بچه دستشا نسوزه پمادسوختگی پودربچه دارو سرماخوردگی واسهال استفراغ ببرحتما اگ بچت پوشک میشه براش ببردستمال مرطوب

عزیزم اولا ک اگ صبر و حوصلت زیاده برو اگ ن اصلا نرو تو این راه باید تاب و تحملت زیاد باشه چون خیلی گرمه اول اینکه حتما کالسکه ببر بد حتما دارو هایی برا تهو و اسهال و استفراغ ببر لباس خنک رنگی استین دار برا بچه ببر و حتما هم شبها راه برین روزها برین تو موکب ها و خونها
من رفتم با اینکه تحملم زیاده ولی خسته شدم ب من گفتن کالسکه نبر من نبردم خیلی اذیت شدم شما حتما ببر

با بچه که خیلی سخته بزارش پیش مادری کسی

با بچه 😐مگه میشه

اگ کالسکه داری حتما بردار خیلی راحت میشی اینجوری بچه خسته میشه بغل میخواد و اینکه شبا راه برین روزا ک هوا گرمه استراحت کنید زیاد لباس برندار کولت سبک باشه دودست برای خودت سه چهاردستی برای بچه موکب هایی ک برای استراحت میری اب و ایناهست لباسارو بشوری دمپایی راحتی هم برای خودت هم برای بچه بردار دیگه زیاد اذیت نمیشی کل مسیر اب خنک و خوراکی ایناهست

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
تا با توجه به سوال قبلم ، همسرم دید ناراحتم و اعصاب ندارم ، گفت بیا سرویس بگیریم براش ، بالاخره روز به روز شکمت بزرگتر میشه و سختت میشه و هوا سرد بشه تو زمستون و یخبندان بشه ، چجوری میخوای ببری و بیاری و امسال هم پیاده ببری و بیاری ، سال دیگه باید با سرویس بره ، پس بیا از الان بگیریم و عادت کنه و منم فوقش تا آخر اسفند می‌تونستم ببرم ، چون زایمان ۲۲ فروردین زده و دیگه زنگ زدیم و گفت ماهی ۸۰۰ تومن ، حالا الان چون چیزی نمونده تا آخر ماه ۲۰۰ تومن بدین ولی از ماه دیگه ۸۰۰ تومن هست و بعد گفت کلاس کدوم معلم هست و گفتیم فلان معلم و گفت از اون کلاس ۲ یا ۳ نفر سوار میکنم و دیگه به مدیر شون هم خبر دادم که سرویس گرفتیم و از این به بعد سرویس میاد دنبالش و همین طور میارش پیش دبستانی ، چون به هیچ کسی جز خودم بچه رو تحویل نمیدن حتی شوهرم و باید خودم به مدیر اطلاع بدم
حالا پسرم هم خوشحاله که با ماشین میره و میاد و دیگه پیاده نمیره ، آخه میگه خسته میشم و حوصله پیاده رفتن ندارم ، چون با ماشین همه جا رفتیم و یا شوهرم بغلش کرده و یا مسافت خیلی کوتاه پیاده رفته ، الان دوست نداره پیاده روی
حالا من عذاب وجدان گرفتم ، با خودم فکر میکنم که وظیفه ی من بوده که ببرم و بیارم و کوتاهی میکنم تو حقش
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری